از غزه تا دانشگاههای آمریکا؛ چگونه ادبیات مقاومت جهان را تحت تأثیر قرار داد؟ / زائری: دشمن، هنرمندان و روشنفکران را خطرناکتر از صاحبان سلاح دیده است
محمدرضا زائری، دکترای تطبیقی ادیان از داننشگاه فرانسوی بیروت در گفتگو با مبلغ اظهار داشت: روشنفکر، هنرمند و ادیب در جایگاهی قرار گرفتهاند که قدرت قلمشان، چهبسا از تفنگ و سلاح نیز بیشتر بوده است. این مضمون را در باورهای دینی خودمان هم داریم؛ آنجا که گفته میشود: «مداد العلما افضل من دماء الشهدا»؛ یعنی قلم عالمان از خون شهیدان برتر است.
مبلغ - محمد عارف معزی: مراسم پاسداشت تمیم برغوثی، شاعر و استاد علوم سیاسی دانشگاه بوستون و از چهرههای شناختهشده ادبیات معاصر جهان عرب، با عنوان «برای آزادی؛ از رودخانه تا دریا» در سالن همایشهای سفیر ارجان برگزار شد ؛ مراسمی که به بررسی نقش شعر در بازتاب رنج و مقاومت مردم فلسطین و تبدیل آن به روایتی فراتر از مرزهای جغرافیایی و زبانی اختصاص داشت.
شعر مقاومت فلسطین در دهههای گذشته، با روایت تجربه اشغال، آوارگی و مبارزه برای آزادی، توانسته است مخاطبانی در سراسر جهان پیدا کند و مسئله فلسطین را در حافظه فرهنگی و ادبی ملتها زنده نگه دارد. در این میان، شاعرانی چون محمود درویش و تمیم برغوثی با پیوند دادن تجربه تاریخی فلسطینیان به مفاهیمی جهانشمول همچون آزادی، عدالت و کرامت انسانی، نقشی فراتر از بیان احساسات فردی ایفا کردهاند. شعر در این روایت، نهتنها بازتابدهنده رنج یک ملت، بلکه ابزاری برای روایتگری، اثرگذاری فرهنگی و تقویت قدرت نرم فلسطین در افکار عمومی جهان است.
در همین راستا، محمدرضا زائری، دکترای تطبیقی ادیان از داننشگاه فرانسوی بیروت و رایزن فرهنگی ایران در الجزایر در گفتگو با پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به بررسی این موارد پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی زائری با مبلغ را میخوانید؛
شاعران و نویسندگان فلسطینی توانستند مسئله فلسطین را به مخاطبان گستردهتری معرفی کنند/ مسئله فلسطین صرفاً به خود فلسطینیها محدود نمانده است
*** ادبیات مقاومت در جهان عرب، بهویژه شعر، چرا توانسته است از مرزهای جغرافیایی و زبانی عبور کند و به یک ادبیات جهانی تبدیل شود؟ چه ویژگیهایی در این ادبیات وجود دارد که مخاطب غیرعرب را نیز تحت تأثیر قرار میدهد؟
یکی از دلایل بازتاب گسترده مسئله فلسطین در سطح جهانی، سطح ارتباطات بینالمللی شاعران، نویسندگان، متفکران، اندیشمندان و هنرمندان جهان عرب، بهویژه فلسطینیها، بوده است. این افراد پس از آوارگی، در کشورهای مختلف پراکنده شدند و در نقاط گوناگون جهان حضور یافتند. در میان آنها چهرههای شاخصی وجود داشتند که توانستند مسئله فلسطین را به مخاطبان گستردهتری معرفی کنند.
وقتی به این عرصه نگاه میکنیم، از سمیح القاسم و محمود درویش گرفته تا چهرههای معاصری مانند تمیم برغوثی، با طیف گستردهای از شاعران و نویسندگانی مواجه میشویم که آثارشان فراتر از مرزهای جغرافیایی فلسطین انتشار یافته است. تمیم برغوثی اکنون در دانشگاههای آمریکا تدریس میکند و در عین حال، در پلتفرمهایی مانند یوتیوب، تیکتاک و اینستاگرام نیز حضور دارد؛ پیامها و آثار او در این فضاها منتشر میشوند و دستبهدست میگردند.
در اشعار و آثار این چهرهها، مضامینی وجود دارد که برای عموم مردم قابلفهم است و میتواند با طیف گستردهای از مخاطبان ارتباط برقرار کند. آنها با زبان مخاطب جهانی آشنایی بیشتری دارند و ذهنیت، منطق فکری و فضای ذهنی مخاطبان گسترده جهانی را بهتر میشناسند. از همین رو، مسئله فلسطین صرفاً به خود فلسطینیها محدود نمانده است. برای مثال، میبینیم که شاعرانی از کشورهای دیگر جهان عرب، از جمله نزار قبانی، شاعر سوری، و شاعران عراقی نیز به مسئله فلسطین و مقاومت پرداختهاند. بنابراین، این مسئله از مرزهای یک کشور فراتر رفته و به موضوعی فراگیر در جهان عرب تبدیل شده است.
ظرفیت گسترده زبان عربی نیز در این زمینه نقش مهمی داشته است. به هر حال، حدود ۳۰۰ میلیون نفر در جهان به زبان عربی صحبت میکنند و این زبان در کشورهای متعددی رواج دارد. فراوانی گویشوران عربی و گستردگی جغرافیایی این زبان نیز به انتشار بیشتر آثار و پیامهای مرتبط با فلسطین کمک کرده است.
دشمن، هنرمندان و روشنفکران را حتی خطرناکتر از صاحبان سلاح دیده است/ عوامل رژیم اشغالگر مستقیماً با هنرمندان و روشنفکران روبهرو شدند و دست به ترور آنها زدند
*** شاعرانی مانند محمود درویش، تمیم برغوثی و نسل جدید و قدیم او دیگر شاعران مقاومت فلسطین چه نقشی در تبدیل «رنج و مقاومت یک ملت» به یک روایت جهانی داشتهاند؟ آیا شعر در اینجا صرفاً بیان احساس است یا میتواند بخشی از قدرت نرم یک ملت باشد؟
هنرمندان، روشنفکران، ادیبان و شاعران عرب، بهویژه در فلسطین، همگی از ظرفیتهای رسانهای و فرهنگی خود برای مبارزه استفاده کردهاند. تأثیرگذاری این ظرفیت تا اندازهای بوده که عوامل رژیم اشغالگر صهیونیستی مستقیماً با آنها روبهرو شدهاند و دست به ترور و کشتن آنها زدهاند. برای مثال، غسان کنفانی، نویسنده جوان و مبارز فلسطینی، ترور شد. همچنین ناجی العلی، معروفترین کاریکاتوریست خاورمیانه که او را با شخصیت «حنظله»، کودک فلسطینی، میشناسیم، در لندن ترور شد.
این اتفاقات نشان میدهد که مسئله صرفاً ابراز احساسات یا فعالیتهای هنری و ادبی کماثر و محدودی نبوده که به نمایشگاهها، کتابها و مجلهها محدود بماند؛ بلکه این آثار از قدرت اثرگذاری گستردهای برخوردار بودهاند و میتوانستهاند در مقیاسی وسیع بر مخاطبان تأثیر بگذارند. این تأثیرگذاری تا جایی بوده که دشمن، این هنرمندان و روشنفکران را حتی خطرناکتر از صاحبان سلاحهای سخت و تفنگ دیده و برای حذف آنها اقدام کرده است.
به بیان دیگر، روشنفکر، هنرمند و ادیب در جایگاهی قرار گرفتهاند که قدرت قلمشان، چهبسا از تفنگ و سلاح نیز بیشتر بوده است. این مضمون را در باورهای دینی خودمان هم داریم؛ آنجا که گفته میشود: «مداد العلما افضل من دماء الشهدا»؛ یعنی قلم عالمان از خون شهیدان برتر است. دلیل این جایگاه آن است که قلم میتواند جریان ایجاد کند، بر افراد بیشتری تأثیر بگذارد و موجی گسترده به راه بیندازد.
پیامهای رسمی و سیاسی معمولاً نمیتوانند بهراحتی با دل و جان مردم ارتباط برقرار کنند
*** با توجه به تجربه شما در رسانه، فرهنگ و ارتباط با جهان عرب، به نظر شما چرا برخی شاعران و آثار ادبی مقاومت توانستهاند بسیار بیشتر از پیامهای رسمی سیاسی بر افکار عمومی جهان اثر بگذارند؟ رسانه امروز چگونه میتواند این ظرفیت را دوباره فعال کند؟
اولاً، پیامهای رسمی و سیاسی معمولاً نمیتوانند بهراحتی با دل و جان مردم ارتباط برقرار کنند. ثانیاً، متن ادبیِ زیبا و اثرگذاری که از روح و جان هنرمند، متفکر، ادیب و شاعر متعهد سرچشمه میگیرد، در دل و جان مخاطب نفوذ میکند؛ بر زبان او جاری میشود و در ذهنش ماندگار میماند. چنین اثری میتواند با طیفهای مختلف مخاطبان ارتباط برقرار کند و از همین طریق، استمرار و اثرگذاری خود را در طول زمان حفظ کند.
صبر و شکیبایی مردم فلسطین برای بسیاری از مخاطبان قابلتوجه بود/ جوانانی با گرایشهای فکری و اعتقادی متفاوت با روح و پیام مقاومت ارتباط برقرار کردند
*** امروز که روایتهای مربوط به فلسطین و مقاومت در فضای جهانی با جنگ رسانهای و روایتهای رقیب مواجهاند، ادبیات مقاومت برای نسل جدید چه حرف تازهای میتواند داشته باشد؟ آیا میتوان از شعر، داستان و هنر برای ساختن یک روایت انسانی و جهانی از مقاومت استفاده کرد؟
اتفاقاً در این رقابت دشوار، که دشمن از فناوری و توان و قدرت رسانهای برخوردار است، باید بیش از پیش به ظرفیتهای خودمان توجه کنیم. ما در سالهای اخیر شاهد بودهایم که آمریکا و رژیم صهیونیستی چگونه با افرادی برخورد میکنند که حتی میخواهند تصویری بارگذاری کنند، متنی منتشر کنند یا کلمهای برخلاف باورهای آنها بر زبان بیاورند.
در چنین رقابتی، باید بهطور همزمان به مضمون پیام، قالب ارائه آن و شیوههای انتشار، بازنشر و توزیع آن توجه داشت. البته روح و حقانیت این پیام، یعنی یاری مظلوم، خود با فطرت انسانها ارتباط برقرار میکند و بر دل و جان آنها اثر میگذارد.
ما در همین سالهای اخیر دیدیم که پس از عملیات طوفانالاقصی، با وجود همه انحصار رسانهای و فشارهای همهجانبه دشمن، روایت مقاومت توانست به کشورهای مختلف جهان، حتی کشورهای غربی و فضاهای دانشگاهی اروپا و آمریکا، راه پیدا کند. جوانانی با گرایشهای فکری و اعتقادی متفاوت، از جمله کسانی که اساساً باورهای دینی ندارند، ملحد هستند یا از نظر باورهای دینی فاصله زیادی با فضای اعتقادی اسلام دارند، با روح و پیام مقاومت ارتباط برقرار کردند و به همدلی و همراهی با آن پرداختند؛ حتی در این مسیر هزینههای سنگینی دادند.
برای نمونه، در همین سالهای اخیر، استادان برجستهای در دانشگاههای آمریکا و اروپا با از دست دادن شغل خود یا اخراج از دانشگاه مواجه شدند. در روزهای اخیر نیز چهرههایی مانند سوزان ساراندون، بازیگر شناختهشده سینمای هالیوود، با برخوردهای قضایی و انتظامی مواجه شدهاند. برخوردهای جدی با افراد مختلف صورت گرفته است؛ با کسانی که شاید در نگاه نخست تصور نمیشد پیام فلسطین و مقاومت بتواند تا این اندازه با آنها ارتباط برقرار کند.
به خاطر بیاورید که در روزهای ابتدایی حوادث پس از طوفانالاقصی، بسیاری از مردم در کشورهای غربی، مظلومیت مردم فلسطین و غزه و در عین حال، تنهایی و غربت آنها را میدیدند. از سوی دیگر، صبر و شکیبایی مردم فلسطین و ایمان شگفتانگیز آنها نیز برای بسیاری از مخاطبان قابلتوجه بود؛ مردمی که با وجود همه فشارها، سختیها و مصائب، همچنان خدا را شکر میکردند و از توحید، ایمان و باورهای خود سخن میگفتند. این رفتارها بسیاری را به شگفتی واداشت.
این همان پیامی است که با فطرت انسانها ارتباط برقرار میکند و بر آنها اثر میگذارد. به تعبیر خودمان، «خون بر شمشیر پیروز است». دشمن از نظر تسلیحات، فناوری، قدرت ظاهری، ثروت و امکانات، بههیچوجه با ما قابل مقایسه نیست؛ اما پیام حقیقت، فطرت، وجدان بشری و مظلومیت انسانها نیز قدرت اثرگذاری خود را دارد و میتواند با مخاطب جهانی ارتباط برقرار کند.