وقتی اذان، امتحان را متوقف کرد؛ روایت عنایت الهی به شهید احمدعلی نیّری

شهید احمدعلی نیّری، نوجوانی که نماز اول وقت را بر هر کاری مقدم می‌دانست، در یکی از روزهای امتحان مدرسه، با شنیدن صدای اذان، کلاس را به مقصد نمازخانه ترک کرد؛ تصمیمی که با تأخیری غیرمنتظره در آغاز امتحان همراه شد و خاطره‌ای ماندگار از پایبندی او به نماز و توکل بر خدا بر جای گذاشت.

شهید احمدعلی نیّری، نوجوانی که نماز اول وقت را بر هر کاری مقدم می‌دانست، در یکی از روزهای امتحان مدرسه، با شنیدن صدای اذان، کلاس را به مقصد نمازخانه ترک کرد؛ تصمیمی که با تأخیری غیرمنتظره در آغاز امتحان همراه شد و خاطره‌ای ماندگار از پایبندی او به نماز و توکل بر خدا بر جای گذاشت.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، احمدعلی نیّری به نماز اول وقت اهتمام ویژه‌ای داشت و به محض شنیدن صدای اذان، کارهایش را کنار می‌گذاشت و برای اقامه نماز راهی نمازخانه می‌شد. نماز خواندن او نیز صرفاً برای انجام یک تکلیف نبود؛ آن‌گونه که دوستانش روایت کرده‌اند، چنان با حضور قلب نماز می‌خواند که گویی از هیاهوی دنیای اطراف فاصله گرفته است.

یکی از دوستان شهید، خاطره‌ای از دوران نوجوانی او و روزی که قرار بود در مدرسه امتحان برگزار شود، نقل می‌کند:

«قرار بود معلم از ما امتحان بگیرد. چند دقیقه‌ای به شروع امتحان مانده بود که صدای اذان از مسجد محل بلند شد. احمدعلی آرام از جایش بلند شد و به سمت نمازخانه رفت. به او گفتم: این معلم خیلی سخت‌گیر است؛ اگر دیر برسی، اجازه ورود به جلسه را نمی‌دهد و از امتحان محروم می‌شوی.

می‌خواستم منصرفش کنم، اما احمدعلی تصمیمش را گرفته بود و به نمازخانه رفت. من هم راهی کلاس شدم و سر جلسه امتحان نشستم.

حدود بیست دقیقه گذشت، اما نه از معلم خبری بود و نه احمدعلی به کلاس برگشته بود. ناظم مدرسه هم پیوسته دانش‌آموزان را به سکوت دعوت می‌کرد تا معلم با برگه‌های سؤالات از راه برسد. من نیز مرتب از داخل کلاس به بیرون نگاه می‌کردم و منتظر آمدن احمدعلی بودم.

سرانجام معلم با برگه‌های امتحان وارد کلاس شد و با ناراحتی گفت: این دستگاه تکثیر هم وقت زیادی از ما گرفت تا برگه‌ها آماده شود.

برگه‌ها را به یکی از دانش‌آموزان داد تا میان بچه‌ها توزیع کند. در همین لحظه، احمدعلی در آستانه در کلاس ظاهر شد. معلم که معمولاً پس از ورود به کلاس اجازه نمی‌داد دانش‌آموزی وارد شود، این بار به او گفت: نیّری، برو سر جایت بنشین.

به نظر می‌رسید تأخیر در آماده شدن برگه‌های امتحان، فرصتی فراهم کرده بود تا احمدعلی پس از اقامه نماز، بدون محروم شدن از امتحان به کلاس بازگردد؛ اتفاقی که برای دوستانش یادآور این باور بود که خداوند امور بندگان مخلص خود را به بهترین شکل تدبیر می‌کند.»

این خاطره، روایتی از پایبندی شهید احمدعلی نیّری به نماز اول وقت و اعتماد او به خداوند است؛ نوجوانی که در لحظه انتخاب میان نگرانی از امتحان و ادای فریضه نماز، عبادت را در اولویت قرار داد.

نماز می‌خوانیم، اما چرا «معراج» را تجربه نمی‌کنیم؟

پشت سنگر کاسه‌های آب و قرآن؛ بازتعریف امید و فداکاری مادران جنگ تحمیلی

روایتی ماندگار از قلمی که به جبهه رفت

درس بزرگ شهید صدر درباره قضاوت دیگران: «من معیار عدالت نیستم»