آیا معامله پر ریسک ترامپ با پوتین، نامعادله انرژی را حل می کند؟
توافق گازوئیلی ترامپ و پوتین برای مهار بحران سوخت آمریکا، همزمان با تشدید فشارهای انتخاباتی بر جمهوریخواهان، تناقضهای سیاست تحریمی واشنگتن، بیاعتمادی متحدان اروپایی و نقش تعیینکننده اقتدار ایران در تنگه هرمز را آشکار میکند.
توافق گازوئیلی ترامپ و پوتین برای مهار بحران سوخت آمریکا، همزمان با تشدید فشارهای انتخاباتی بر جمهوریخواهان، تناقضهای سیاست تحریمی واشنگتن، بیاعتمادی متحدان اروپایی و نقش تعیینکننده اقتدار ایران در تنگه هرمز را آشکار میکند.
سفیر ارجان-گروه بین الملل: در شرایطی که نظرسنجی جدید رویترز و ایپسوس نشان میدهد ۷۸ درصد آمریکاییها، از جمله ۶۴ درصد جمهوریخواهان، سیاستهای ترامپ در جنگ تعرفهای و جنگافروزی جنایتکارانه علیه ایران را عامل افزایش هزینهها میدانند و موقعیت انتخاباتی جمهوریخواهان رو به وخامت است، وزارت خزانهداری آمریکا مجوز معاملات مرتبط با فروش، تحویل، تخلیه محموله و واردات گازوئیل روسیه را تا ۷ آوریل ۲۰۲۷ صادر کرد. ترامپ نیز از توافق با پوتین برای صادرات اولیه ۳۰۰ هزار تن گازوئیل خبر داد و مدعی کاهش قریبالوقوع قیمت سوخت شد. او میکوشد این توافق را نسخه نجات اقتصاد و فرصتی انتخاباتی معرفی کند؛ حال آنکه حجم محدود محمولهها و خیانت دوباره به متحدان اروپایی، میتواند موج تازهای از اعتراضها را برانگیزد و فرسایش قدرت تحریمهای آمریکا را آشکارتر سازد.
این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که اروپا بستههای تحریمی جدیدی علیه مسکو وضع کرده و حتی از استفاده از داراییهای مسدودشده روسیه سخن گفته است. اوکراین نیز زیر فشار عملیات نظامی گسترده روسیه قرار دارد و مسکو همچنان بر فشارهای میدانی خود میافزاید. در چنین فضایی، اقدام ترامپ را باید مرحله تازهای از بیاعتبارسازی تعهدات واشنگتن دانست؛ روندی که پیشتر در تعرفههای تجاری، اصرار بر تصاحب گرینلند و جنگافروزی علیه ایران به خواست رژیم صهیونیستی، هزینههای سنگینی برای اعتماد متحدان ایجاد کرده است. زلنسکی نیز این معافیت را توافقی ناعادلانه و غیرصادقانه خوانده است. حملات جدید اوکراین به پالایشگاههای روسیه با حمایت اروپا را نیز میتوان در چارچوب تشدید این بیاعتمادی ارزیابی کرد.
بومرنگ تحریمها؛ بازگشت فشار اقتصادی به آمریکا
معافیت روسیه از تحریمهای انرژی، در ظاهر معاملهای اقتصادی و سیاسی برای مهار بحران سوخت است؛ اما در عمق خود، نشانهای از تضعیف تابآوری اقتصادی آمریکاست. واشنگتن سالها ادعا میکرد تحریمها اقتصاد کشورهای هدف را فرسوده و آنها را به تسلیم وادار میکند؛ اکنون خود برای تأمین نیازهایش ناچار به عقبنشینی از همان ابزار فشار شده است. افزایش قیمت گازوئیل به بیش از ۶ دلار، نمادی از بازگشت بومرنگ تحریمها به اقتصاد آمریکاست.
جنگ رمضان و اقتدار ایران در تنگه هرمز نیز نشان داد که اقتصاد آمریکا برخلاف ادعاهای تبلیغاتی، در برابر تلاطمهای بزرگ انرژی مصون نیست و محدودیتهای ساختاری آن میتواند آشکار شود. هنگامی که فشار بر مسیرهای انتقال انرژی، هزینههای داخلی واشنگتن را افزایش میدهد، شعارهای تحریمی دیگر تضمینی برای برتری اقتصادی نیستند.
امتیاز مسکو؛ دستاورد مقاومت در برابر فشار غرب
توافق گازوئیلی روسیه و آمریکا را نمیتوان صرفاً خیانت به متحدان یا مقابله با نظم یکجانبهگرا دانست؛ این توافق، از منظر مسکو، میتواند دستاورد مقاومت در برابر فشارهای چندساله غرب باشد. روسیه با گسترش پیوندهای شرقی، ایجاد سازوکارهای جایگزین و اتکا به توان نظامی خود، امکان چانهزنی بیشتری به دست آورده است. اکنون آمریکا برای مهار بحران داخلی، حتی بهطور موقت، به همکاری با مسکو نیاز پیدا کرده است؛ وضعیتی که میتواند قدرت مذاکراتی روسیه را تقویت کند.
هرچند این توافق ممکن است موقتاً از فشار افکار عمومی بر ترامپ بکاهد، چشمپوشی از ابزار فشار راهبردی برای تأمین کوتاهمدت سوخت، هزینهای فراتر از منافع مقطعی دارد و شکست سیاست تحریمی واشنگتن را در عرصه جهانی برجسته میکند.
اعداد گازوئیلی؛ افشای محدودیت نسخه ترامپ
ترامپ مدعی شده است روسیه ابتدا بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل عرضه میکند، در نوامبر ۵۰۰ هزار تن دیگر و سپس یک میلیون تن و سه میلیون تن دیگر تحویل خواهد داد. اما تبدیل این ارقام به بشکه، ابعاد واقعی ادعا را روشن میکند: ۳۰۰ هزار تن با ضریب تقریبی ۷٫۲۳ بشکه بهازای هر تن، حدود ۲٫۱۷ میلیون بشکه است؛ معادل تقریباً ۱۳ تا ۱۵ ساعت مصرف روزانه فرآوردههای میانتقطیر آمریکا، با فرض مصرف روزانه حدود ۳٫۹ میلیون بشکه. مجموع ۴٫۸ میلیون تن نیز تقریباً ۳۴٫۷ میلیون بشکه، معادل حدود ۹ روز مصرف با همین مبناست.
پیشتر ترامپ از توافق با اروپا برای آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی طی چهار ماه سخن گفته بود؛ رقمی معادل حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز. این مقایسه، محدودیت راهکارهای اعلامی او را نشان میدهد. بیاعتنایی بازار به هیاهوی توافقها و تداوم افزایش قیمتها نیز بیانگر آن است که اعلام ارقام بزرگ، بهتنهایی بحران را مهار نمیکند.
تنگه هرمز؛ حقیقتی که واشنگتن انکار میکند
اصرار ترامپ بر بهبود قیمتها پس از انتخابات کنگره، در کنار توافق با پوتین، پرسشی اساسی ایجاد میکند: اگر تنگه هرمز باز است و آمریکا بر آن تسلط دارد، چرا واشنگتن برای تأمین چند ساعت مصرف سوخت، ناچار به عقبنشینی از تحریمهای روسیه شده است؟ این تناقض، ادعاهای کاخ سفید درباره کنترل مسیر انرژی را زیر سؤال میبرد. اقتدار ایران در تنگه هرمز و راهبرد «محاصره کردن محاصره» معادلات ترامپ را برهم زده است؛ واقعیتی که نمایشهای رسانهای قادر به تغییر آن نیست. در این معادله، امنیت عبور انرژی تابع واقعیتهای میدانی است، نه فرمانهای تبلیغاتی واشنگتن؛ و آمریکا نمیتواند با انکار نقش ایران، هزینههای راهبردی بحران را از میان ببرد.
همزمانی دستور آمادهباش پنتاگون، ادعاهای مبهم واشنگتن درباره حمله به پایگاه فرفورد و تشدید فضاسازی امنیتی، در شرایطی رخ میدهد که دولت ترامپ با فشار اقتصادی، کاهش محبوبیت و بنبست جنگی در برابر ایران مواجه است؛ وضعیتی که شائبه دستاوردسازی انتخاباتی را تقویت میکند.
ترامپ از پیروزی،کنترل هرمز و شکست ایران میگوید، اما شاخصهای بازار، صورتحساب جنگ، قیمت انرژی، نظرسنجیها در آمریکا تصویر متفاوتی ارائه میکنند؛ جایی که مفهوم «تابآوری» دیگر فقط در میدان جنگ سنجیده نمیشود، بلکه به اقتصاد و زندگی آمریکاییها هم رسیده است.
وتوی چین و روسیه در شورای امنیت، شکست اجماعسازی آمریکا علیه ایران را آشکار کرد؛ همزمان، پیوند میدان، دیپلماسی و حضور مردم، فشارهای غرب را به چالش کشیده و وعدهدرمانی واشنگتن در اقتصاد، جنگ و بازگشایی تنگه هرمز را با بنبست مواجه ساخته است.