مسیر تحول گردشگری استان سمنان؛ از جاذبه‌های پراکنده تا مدیریت یکپارچه مقصد با تأکید بر ظرفیت‌های شهرستان شاهرود

بردیا شریفی، فعال گردشگری استان سمنان در یادداشتی نوشت: گردشگری استان سمنان برای دستیابی به جایگاهی شایسته در صنعت گردشگری کشور، بیش از هر چیز به بازنگری در شیوه نگرش به جاذبه‌ها، طراحی محصولات گردشگری و ایجاد پیوند میان ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی، طبیعی و اقتصادی نیاز دارد. مسئله اصلی استان سمنان را نمی‌توان صرفاً در کمبود جاذبه‌های گردشگری، ضعف تبلیغات یا محدودیت زیرساخت‌ها خلاصه کرد، زیرا این استان از تنوع قابل‌توجهی از میراث تاریخی و فرهنگی، چشم‌اندازهای طبیعی، زیست‌بوم‌های متنوع، ظرفیت‌های عرفانی و آیینی، روستاهای هدف گردشگری و جوامع محلی برخوردار است.

آنچه بیش از هر عامل دیگری مانع بهره‌برداری کامل از این ظرفیت‌ها می‌شود، فاصله میان جاذبه‌های موجود و تبدیل آن‌ها به محصولات گردشگری قابل عرضه، تجربه‌های ماندگار و فرصت‌های اقتصادی پایدار است. به بیان دیگر، برخورداری از یک اثر تاریخی ارزشمند یا چشم‌انداز طبیعی منحصربه‌فرد، به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت گردشگری نیست؛ بلکه این ظرفیت‌ها زمانی می‌توانند به توسعه مقصد کمک کنند که در قالب برنامه‌ای منسجم به خدمات، اقامت، حمل‌ونقل، راهنمای گردشگری، خوراک محلی، صنایع‌دستی، روایت فرهنگی و مشارکت جامعه محلی متصل شوند.

بر همین اساس، ضروری است سیاست‌گذاری گردشگری استان سمنان از مدیریت منفرد جاذبه‌ها به مدیریت یکپارچه مقصد تغییر جهت دهد. در رویکرد سنتی، تمرکز عمدتاً بر معرفی آثار، برگزاری رویدادها، مرمت بناها و افزایش شمار بازدیدکنندگان قرار دارد اما در رویکرد مقصدمحور، پرسش اصلی این است که گردشگر پس از ورود به استان چه تجربه‌ای به دست می‌آورد، چه مدت در مقصد می‌ماند، از چه خدماتی استفاده می‌کند، چه میزان هزینه می‌کند و حضور او چه سهمی در بهبود معیشت مردم محلی و حفاظت از منابع تاریخی و طبیعی دارد. چنین تغییری مستلزم آن است که برنامه‌ریزی گردشگری از تبلیغ صرف جاذبه‌ها فراتر رود و به طراحی سفر، توسعه زنجیره ارزش گردشگری و افزایش ارزش اقتصادی ایجادشده در مقصد توجه کند.

در این میان، شهرستان شاهرود به دلیل برخورداری هم‌زمان از ظرفیت‌های فرهنگی، عرفانی، تاریخی، طبیعی، روستایی و حیات‌وحش، می‌تواند یکی از گزینه‌های مناسب برای اجرای الگوی یکپارچه مدیریت مقصد در استان سمنان باشد. اهمیت شاهرود در این است که ظرفیت‌های آن به یک نوع گردشگری محدود نمی‌شود و امکان طراحی محصولات متنوع برای گروه‌های مختلف گردشگران را فراهم می‌کند. از یک سو، مجموعه‌های تاریخی و عرفانی مانند بسطام و خرقان و دیگر عناصر فرهنگی منطقه وجود دارند و از سوی دیگر، پارک ملی توران، جنگل ابر، مناطق ژئوتوریسم مهماندوست و خوش‌ییلاق، آبشار تنگه داستان مجن و روستاهای برخوردار از فرهنگ بومی و ظرفیت‌های زیست‌محیطی، امکان شکل‌گیری تجربه‌های متفاوت گردشگری را فراهم می‌سازند. اگر این مجموعه از ظرفیت‌ها به‌صورت هدفمند به یکدیگر پیوند بخورند، شاهرود می‌تواند از یک محدوده دارای جاذبه‌های متعدد به مقصدی تبدیل شود که گردشگر برای تجربه چندروزه آن برنامه‌ریزی می‌کند.

در میان آثار تاریخی شهرستان شاهرود، مجموعه تاریخی بسطام با محوریت آرامگاه بایزید بسطامی می‌تواند نقش مهمی در شکل‌دهی به هویت گردشگری منطقه ایفا کند. البته اهمیت بسطام تنها به آرامگاه یک شخصیت تاریخی یا یک بنای معماری محدود نیست، بلکه ارزش اصلی آن در هم‌نشینی معماری، تاریخ، عرفان، فرهنگ و حافظه اجتماعی یک مکان تاریخی نهفته است. مجموعه بسطام، با برخورداری از عناصر تاریخی و معماری مانند مجموعه مرتبط با حضرت بایزید بسطامی، مسجد جامع، برج کاشانه و بخش‌هایی از دیوار قدیمی شهر، ظرفیت آن را دارد که به هسته اصلی یک محصول گردشگری فرهنگی و عرفانی تبدیل شود. همچنین، قرار گرفتن پرونده بسطام و خرقان در فهرست آزمایشی میراث جهانی یونسکو، زمینه مناسبی برای تقویت توجه به ارزش‌های تاریخی و فرهنگی این منطقه فراهم کرده است.

با این حال، برای تبدیل بسطام به مقصدی اثرگذار، باید از معرفی صرف بناها و ارائه اطلاعات عمومی درباره قدمت آن‌ها فراتر رفت. یکی از ضعف‌های رایج در بازدیدهای میراثی آن است که گردشگر با مجموعه‌ای از اطلاعات تاریخی مواجه می‌شود، اما لزوماً نمی‌تواند با معنای فرهنگی و اجتماعی مکان ارتباط برقرار کند. در چنین شرایطی، بازدید ممکن است به تجربه‌ای کوتاه و سطحی محدود شود، در حالی که روایتگری منسجم می‌تواند ارتباط عمیق‌تری میان بازدیدکننده و مقصد ایجاد کند. روایت بسطام باید به این پرسش پاسخ دهد که این مکان چگونه در طول تاریخ به یکی از کانون‌های مهم عرفان و فرهنگ تبدیل شده و چگونه اندیشه، شخصیت‌های تاریخی، معماری و زندگی اجتماعی در شکل‌گیری هویت آن نقش داشته‌اند. هنگامی که گردشگر به‌جای پرسیدن درباره قدمت یک بنا، درباره دلیل اهمیت آن در فرهنگ و عرفان ایرانی کنجکاو شود، زمینه عبور از بازدید معمولی به تجربه‌ای معنادار فراهم خواهد شد.

چنین تحولی بدون توجه به کیفیت خدمات و مدیریت تجربه گردشگر امکان‌پذیر نیست. حتی ارزشمندترین اثر تاریخی نیز اگر از روایت منسجم، راهنمای حرفه‌ای، خدمات مناسب، دسترسی اطلاعاتی و ارتباط با سایر ظرفیت‌های مقصد برخوردار نباشد، الزاماً به قطب گردشگری تبدیل نمی‌شود. قطب گردشگری حاصل پیوند میان جاذبه، روایت، خدمات، اقامت، حمل‌ونقل، غذا، راهنما، جامعه محلی، بازاریابی و کیفیت تجربه است. بنابراین، تبدیل بسطام به یک مقصد گردشگری موفق را نباید صرفاً پروژه‌ای مرمتی یا تبلیغاتی دانست؛ بلکه این موضوع به برنامه‌ای جامع در حوزه مدیریت مقصد نیاز دارد که در آن، حفاظت از میراث، توسعه خدمات و ایجاد ارزش اقتصادی در کنار یکدیگر قرار گیرند.

در این مسیر، حفظ اصالت تاریخی و فرهنگی مکان باید یکی از اصول اساسی توسعه گردشگری باشد. گسترش فعالیت‌های تجاری نامتناسب، ساخت‌وسازهای ناسازگار با بافت تاریخی، مداخلات سنگین در عرصه‌های ارزشمند و غلبه تجهیزات بصری نامتناسب بر هویت محیط، ممکن است در کوتاه‌مدت جذابیت ظاهری ایجاد کند، اما در بلندمدت همان ویژگی‌هایی را تضعیف می‌کند که انگیزه اصلی بازدید گردشگران هستند. ازاین‌رو، توسعه گردشگری پیرامون میراث باید بر اصل کمترین مداخله در کالبد تاریخی و بیشترین خلاقیت در طراحی تجربه استوار باشد. خدمات و فعالیت‌های مکمل باید به حفاظت و معرفی میراث کمک کنند، نه اینکه هویت تاریخی آن را تحت‌تأثیر قرار دهند. در همین چارچوب، عرضه صنایع‌دستی اصیل، محصولات و خوراک محلی، برگزاری نمایشگاه‌های کوچک، اجرای برنامه‌های روایتگری، فراهم کردن امکانات مناسب برای خانواده‌ها و کودکان و معرفی جاذبه‌های پیرامونی می‌تواند مدت ماندگاری گردشگران را افزایش دهد، بدون آنکه محیط تاریخی به یک فضای تجاری صرف تبدیل شود.

یکی دیگر از ضرورت‌های توسعه گردشگری استان، تبدیل ظرفیت‌های پراکنده به محصولات گردشگری مشخص و قابل عرضه است. در شهرستان شاهرود، گردشگری فرهنگی و عرفانی، طبیعت‌گردی، گردشگری حیات‌وحش، گردشگری روستایی و جامعه‌محور و حتی گردشگری سلامت می‌توانند در قالب زنجیره‌های موضوعی طراحی شوند. برای مثال، در زنجیره فرهنگی و عرفانی می‌توان بسطام، خرقان، فرومد، جور، ارمیان و سایر عناصر فرهنگی منطقه را در قالب مسیرهای مشخص به یکدیگر متصل کرد. در زنجیره طبیعت‌گردی و حیات‌وحش نیز پارک ملی توران، جنگل ابر، مناطق ژئوتوریسم مهماندوست و خوش‌ییلاق و آبشار تنگه داستان مجن می‌توانند متناسب با شرایط دسترسی، ظرفیت محیطی و ویژگی بازار هدف در برنامه‌های سفر قرار گیرند. همچنین، روستاهای برخوردار از فرهنگ بومی، محصولات کشاورزی، صنایع‌دستی و ظرفیت اقامت محلی می‌توانند بخشی از این زنجیره باشند.

نکته اساسی آن است که وجود این ظرفیت‌ها به‌تنهایی به معنای شکل‌گیری محصول گردشگری نیست. ممکن است یک اثر تاریخی مرمت شود، اقامتگاهی ایجاد شود یا رویدادی فرهنگی برگزار شود، اما تا زمانی که این عناصر در قالب یک برنامه سفر مشخص به یکدیگر متصل نشوند، اثر اقتصادی آن‌ها محدود باقی بماند. به همین دلیل، لازم است نگاه برنامه‌ریزی از تهیه نقشه جاذبه‌ها به تدوین نقشه محصولات گردشگری تغییر کند. چنین نقشه‌ای باید علاوه بر موقعیت جغرافیایی جاذبه‌ها، بازار هدف، نوع تجربه، مسیر دسترسی، خدمات اقامتی، امکانات حمل‌ونقل، خوراک، راهنمای گردشگری، مدت سفر، مشارکت جامعه محلی و مدل اقتصادی هر محصول را نیز مشخص کند. این رویکرد می‌تواند به هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی، فعالان بخش خصوصی و ارائه‌دهندگان خدمات کمک کند و از پراکندگی سرمایه‌گذاری‌ها بکاهد.

یکی از مسائل مهم گردشگری استان سمنان، ضرورت عبور از الگوی گردشگر عبوری و حرکت به‌سوی جذب مهمان مقصد است. موقعیت جغرافیایی استان و قرار گرفتن آن در مسیرهای ارتباطی می‌تواند فرصت‌هایی برای معرفی جاذبه‌ها ایجاد کند، اما عبور گردشگر از یک منطقه لزوماً به معنای بهره‌مندی اقتصادی آن منطقه نیست. برای افزایش سهم استان از اقتصاد گردشگری، باید این پرسش را مطرح کرد که چگونه می‌توان بخشی از زمان سفر گردشگر را در استان نگه داشت و او را به اقامت، خرید محصولات محلی، استفاده از خدمات و تجربه فرهنگ منطقه ترغیب کرد. پاسخ این پرسش در طراحی بسته‌های یک‌روزه، دوروزه و چندروزه نهفته است؛ بسته‌هایی که جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی را با اقامت، غذا، حمل‌ونقل، راهنمای محلی، صنایع‌دستی و فعالیت‌های تجربه‌محور ترکیب کنند.

برای نمونه، یک سفر فرهنگی یک‌روزه در شاهرود می‌تواند بر بازدید از بسطام، آشنایی با روایت‌های عرفانی، استفاده از خوراک محلی و خرید صنایع‌دستی متمرکز باشد. در یک بسته دوروزه، می‌توان با توجه به زمان، دسترسی و امکانات موجود، بسطام، خرقان، روستاهای پیرامونی، تجربه‌های فرهنگی و برخی ظرفیت‌های طبیعی را در کنار اقامت محلی قرار داد. برای علاقه‌مندان به طبیعت و حیات‌وحش نیز می‌توان برنامه‌های تخصصی با راهنمای آموزش‌دیده، مسیر مشخص، اقامت مناسب و مشاهده مسئولانه حیات‌وحش طراحی کرد. این بسته‌ها باید متناسب با شرایط واقعی مقصد، نیاز بازار هدف و ظرفیت تحمل محیطی تنظیم شوند تا ضمن افزایش جذابیت سفر، از فشار بیش از اندازه بر منابع طبیعی و تاریخی جلوگیری شود.

در این میان، جامعه محلی باید از جایگاه صرفاً میزبان گردشگر فراتر رود و به شریک زنجیره ارزش گردشگری تبدیل شود. راهنمایی محلی، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، ارائه غذاهای بومی، عرضه صنایع‌دستی، فروش محصولات کشاورزی، معرفی سبک زندگی روستایی و انتقال روایت‌های محلی می‌توانند فرصت‌های اقتصادی متنوعی برای ساکنان ایجاد کنند. هرچه سهم بیشتری از هزینه‌کرد گردشگر در همان مقصد باقی بماند، امکان توزیع منافع گردشگری در میان کسب‌وکارهای محلی افزایش می‌یابد و انگیزه مردم برای حفاظت از میراث فرهنگی و منابع طبیعی نیز تقویت می‌شود. ازاین‌رو، مشارکت جامعه محلی نباید به حضور نمادین در برنامه‌های گردشگری محدود شود، بلکه لازم است در طراحی محصولات، تصمیم‌گیری، ارائه خدمات و ارزیابی نتایج نقش واقعی داشته باشد.

تحول دیجیتال نیز می‌تواند به تکمیل این فرایند کمک کند. فناوری‌هایی مانند واقعیت افزوده، کدهای پاسخ سریع، نقشه‌های تعاملی، محتوای چندزبانه و سامانه‌های پیشنهاددهنده سفر این امکان را فراهم می‌کنند که فاصله میان دیدن یک مکان و درک معنای آن کاهش یابد. گردشگر می‌تواند با استفاده از تلفن همراه خود، اطلاعات تاریخی و فرهنگی را دریافت کند، تصاویر بازسازی‌شده از بخش‌های ازدست‌رفته بنا را مشاهده کند، با شخصیت‌های تاریخی مرتبط آشنا شود و مسیر بازدید خود را به شکل تعاملی دنبال کند. در عین حال، فناوری نباید جایگزین راهنمای انسانی، پژوهشگر یا روایتگر محلی شود؛ بلکه باید توان آن‌ها را در انتقال اطلاعات و ایجاد تجربه‌ای عمیق‌تر افزایش دهد. اصل اساسی در این زمینه آن است که ابزارهای معرفی مدرن شوند، نه اینکه اصالت میراث تاریخی و فرهنگی در فرایند مدرن‌سازی آسیب ببیند.

کاربرد فناوری در گردشگری به تولید محتوای تبلیغاتی محدود نمی‌شود و می‌تواند در تصمیم‌گیری و مدیریت مقصد نیز نقش مؤثری ایفا کند. تحلیل داده‌های مجاز و رعایت حریم خصوصی گردشگران، امکان شناخت بهتر مبدأ سفر، زمان بازدید، مدت اقامت، نقاط مورد توجه، تقاضای اقامت، ترافیک و الگوی مصرف خدمات را فراهم می‌کند. این اطلاعات می‌توانند به مدیران کمک کنند تا ظرفیت‌های مقصد را دقیق‌تر بشناسند، برای زمان‌های اوج سفر برنامه‌ریزی کنند، خدمات را متناسب با نیاز گردشگران توسعه دهند و فشار بر مناطق حساس تاریخی و طبیعی را مدیریت کنند. در مراحل پیشرفته‌تر، سامانه‌های هوشمند مدیریت مقصد می‌توانند در پیش‌بینی تقاضا، پیشنهاد برنامه سفر، مدیریت ظرفیت و ارزیابی عملکرد گردشگری نقش داشته باشند. البته تحقق این اهداف مستلزم ایجاد زیرساخت داده، تعیین شاخص‌های معتبر، همکاری میان دستگاه‌ها و رعایت اصول حفاظت از اطلاعات است.

در کنار زیرساخت‌های دیجیتال، بازنگری در شیوه برندسازی و فعالیت‌های رسانه‌ای استان نیز اهمیت دارد. تنوع شهرستان‌های استان سمنان نباید مانعی برای ایجاد هویت مشترک تلقی شود؛ بلکه همین تنوع می‌تواند به مزیتی رقابتی تبدیل شود. پیشنهاد قابل بررسی آن است که یک برند مادر برای استان و روایت‌های اختصاصی برای شهرستان‌ها طراحی شود. در این چارچوب، مفهوم «سمنان؛ سرزمین پیوندها» می‌تواند به‌عنوان یک ایده پیشنهادی برای بررسی مطرح شود؛ مفهومی که پیوند میان کویر و کوهستان، طبیعت و فرهنگ، تاریخ و زندگی امروز و مسیر عبور و مقصد گردشگری را بازتاب می‌دهد. این عبارت در حد یک پیشنهاد مفهومی برای برندسازی است و نباید آن را برند رسمی استان تلقی کرد. هدف از چنین رویکردی، ایجاد چارچوبی مشترک برای معرفی ظرفیت‌های متنوع استان، بدون نادیده گرفتن ویژگی‌ها و هویت مستقل هر شهرستان است.

رسانه‌ها و روایتگران نیز باید از تمرکز صرف بر خبررسانی مناسبتی به سمت روایت مستمر مقصد حرکت کنند. معرفی یک جاذبه در قالب خبر یا انتشار چند تصویر ممکن است آگاهی اولیه ایجاد کند، اما برای ترغیب گردشگر به سفر و اقامت کافی نیست. لازم است برای هر شهرستان پرونده‌ای روایی شکل بگیرد که در طول سال، داستان‌های تاریخی، فرهنگی، طبیعی و انسانی آن را معرفی کند. راهنمایان گردشگری، پژوهشگران، نویسندگان، عکاسان، فیلم‌سازان، فعالان محلی و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال می‌توانند در این فرایند مشارکت داشته باشند. روایت مؤثر باید به این پرسش‌ها پاسخ دهد که چرا یک مکان اهمیت دارد، چه داستانی در پس آن قرار گرفته، چه تجربه‌ای می‌توان در آن به دست آورد و چرا گردشگر باید برای تجربه آن در مقصد بماند. در این صورت، رسانه از ابزار اطلاع‌رسانی صرف به یکی از اجزای طراحی و عرضه محصول گردشگری تبدیل خواهد شد.

با توجه به این ملاحظات، اجرای یک برنامه عملیاتی مرحله‌بندی‌شده می‌تواند مسیر تحول گردشگری استان را روشن‌تر کند. در مرحله نخست، طی یک دوره شش‌ماهه، باید کارگروه طراحی محصولات گردشگری تشکیل شود، نقشه محصولات استان تدوین گردد، بازارهای هدف شناسایی شوند، مقاصد پایلوت انتخاب شوند و زنجیره‌های موضوعی گردشگری شکل بگیرند. در این مرحله، لازم است اطلاعات مربوط به ظرفیت‌های تاریخی، طبیعی، اقامتی و خدماتی گردآوری و خلأهای اصلی هر مقصد مشخص شود. انتخاب مقصد پایلوت نیز باید بر اساس معیارهایی مانند تنوع جاذبه‌ها، آمادگی خدمات، امکان مشارکت جامعه محلی، ظرفیت جذب گردشگر و قابلیت ارزیابی نتایج صورت گیرد.

در مرحله دوم، با افق اجرایی یک‌ساله، تمرکز باید بر ساخت و عرضه محصولات گردشگری قرار گیرد. طراحی بسته‌های یک‌روزه و چندروزه، اتصال جاذبه‌ها به اقامت و خدمات، آموزش جامعه محلی، تدوین روایت‌های استاندارد و اجرای پروژه‌های آزمایشی فناوری و واقعیت افزوده از اقدامات پیشنهادی این مرحله هستند. ضروری است این اقدامات در قالب برنامه‌ای هماهنگ انجام شوند تا محصول گردشگری صرفاً به مجموعه‌ای از خدمات پراکنده محدود نماند. همچنین، همکاری میان اداره‌های مرتبط، شهرداری‌ها، فعالان بخش خصوصی، راهنمایان و کسب‌وکارهای محلی می‌تواند زمینه عرضه بسته‌هایی را فراهم کند که گردشگر بتواند با آگاهی از مسیر، زمان، خدمات و هزینه‌های تقریبی، برای سفر خود تصمیم بگیرد.

در مرحله سوم، با افق دوساله، می‌توان توسعه مدیریت هوشمند مقصد را دنبال کرد. ایجاد زیرساخت داده، تحلیل رفتار گردشگران، طراحی داشبورد مدیریتی، مدیریت ظرفیت مقصدهای حساس و ارزیابی عملکرد از جمله اقدامات این مرحله هستند. ارزیابی موفقیت برنامه نیز نباید تنها بر تعداد بازدیدکنندگان یا میزان تولید محتوای تبلیغاتی استوار باشد؛ بلکه شاخص‌هایی مانند مدت اقامت، میزان هزینه‌کرد گردشگر، سهم جامعه محلی از درآمد، میزان استفاده از خدمات رسمی و نرخ بازگشت گردشگر باید مورد توجه قرار گیرند. در مناطق طبیعی و تاریخی حساس، شاخص‌های مرتبط با حفاظت از منابع و رعایت ظرفیت تحمل مقصد نیز باید در ارزیابی‌ها لحاظ شوند. چنین نظامی به مدیران کمک می‌کند تا به‌جای اتکا به برداشت‌های کلی، بر اساس اطلاعات و نتایج قابل سنجش درباره ادامه یا اصلاح برنامه‌ها تصمیم بگیرند.

برای پیشبرد این مسیر، تشکیل اتاق فکر گردشگری استان نیز ضروری به نظر می‌رسد. این مجموعه می‌تواند با مشارکت دستگاه‌های اجرایی، بخش خصوصی، جامعه محلی، دانشگاه‌ها و پژوهشگران، راهنمایان گردشگری، رسانه‌ها و فعالان فرهنگی و محیط‌زیستی فعالیت کند. هدف از تشکیل چنین ساختاری، جایگزینی همکاری و تصمیم‌گیری مشترک به‌جای رویکردهای جزیره‌ای و دستگاه‌محور است. بسیاری از مسائل گردشگری در مرز مسئولیت یک سازمان متوقف نمی‌شوند؛ دسترسی، اقامت، حفاظت از میراث، مدیریت محیط‌زیست، حمل‌ونقل، معرفی رسانه‌ای و توانمندسازی جوامع محلی به همکاری مجموعه‌ای از بازیگران نیاز دارند. اتاق فکر می‌تواند زمینه شناسایی مسائل مشترک، اولویت‌بندی پروژه‌ها، تبادل اطلاعات و طراحی راهکارهای هماهنگ را فراهم کند.

در نهایت، مسیر تحول گردشگری استان سمنان را باید در پیوند میان جاذبه، محصول، روایت، تجربه، اقامت، ارزش اقتصادی و حفاظت از مقصد جست‌وجو کرد. شهرستان شاهرود با تنوع ظرفیت‌های تاریخی، عرفانی، طبیعی، روستایی و حیات‌وحش، می‌تواند یکی از میدان‌های مناسب برای آزمودن این الگو باشد؛ الگویی که در آن، مجموعه تاریخی بسطام تنها یک اثر قابل بازدید نیست، بلکه بخشی از یک تجربه فرهنگی گسترده‌تر محسوب می‌شود و طبیعت، روستا، خوراک، صنایع‌دستی، اقامت و فناوری نیز در کنار آن معنا پیدا می‌کنند.

تحقق این چشم‌انداز به سرمایه‌گذاری هدفمند، برنامه‌ریزی هماهنگ، حفاظت از اصالت میراث، مشارکت واقعی مردم محلی و استفاده سنجیده از فناوری نیاز دارد. استان سمنان برای تقویت جایگاه خود در گردشگری کشور، بیش از آنکه صرفاً به تبلیغات بیشتر نیاز داشته باشد، به طراحی بهتر سفر و مدیریت مؤثرتر مقصد نیازمند است. باید از جاذبه‌های منفرد، زنجیره‌های تجربه گردشگری ساخت؛ گردشگر عبوری را به مهمان مقصد تبدیل کرد و جامعه محلی را از میزبان صرف به شریک و ذی‌نفع توسعه گردشگری ارتقا داد. در چنین رویکردی، موفقیت گردشگری نه فقط با دیده‌شدن جاذبه‌ها، بلکه با کیفیت تجربه گردشگر، افزایش ماندگاری، توزیع منافع اقتصادی و حفاظت پایدار از سرمایه‌های تاریخی و طبیعی سنجیده خواهد شد. سمنان را نباید فقط به گردشگر نشان داد؛ باید داستان آن را روایت کرد و فرصتی فراهم آورد تا گردشگر این داستان را در جریان سفر خود تجربه کند.