ایران چگونه در قله المپیادهای جهانی ایستاد؟

ایران نشان داده است که حتی در شرایط محدودیت منابع، استعدادهایی در اختیار دارد که می‌توانند در سخت‌ترین رقابت‌های علمی جهان در کنار بهترین‌های دنیا قرار بگیرند. این شاید یکی از مهم‌ترین دارایی‌های کمتر دیده‌شده ایران باشد؛ دارایی‌ای که برخلاف نفت و گاز، زیر زمین نیست و برخلاف سرمایه مالی، با تحریم متوقف نمی‌شود. سرمایه اصلی، همین جوانانی هستند که مسئله‌ای را که برای بسیاری از مردم جهان دشوار است، د

سفیر ارجان - گروه اجتماعی: برای سنجش توان علمی یک کشور، حتما لازم نیست سراغ آزمایشگاه‌های چند میلیارد دلاری، دانشگاه‌های چندصدساله یا بودجه‌های عظیم تحقیقاتی برویم. گاهی می توانیم به جایی نگاه کنیم که در آن پول، تجهیزات و امکانات نمی‌توانند به‌تنهایی مسئله را حل کنند: المپیادهای جهانی ریاضی و کامپیوتر.

در این میدان، ایران سال‌هاست در کنار کشورهایی رقابت می‌کند که از نظر اندازه اقتصاد، بودجه عمومی، امکانات آموزشی و سرمایه‌گذاری علمی فاصله قابل توجهی با ایران دارند. آمار رسمی المپیاد جهانی ریاضی حتی یک تصویر بسیار معنادار ارائه می‌کند: ایران با ۵۵ مدال طلا در ۴۱ دوره حضور، دقیقاً به اندازه آلمان مدال طلای تاریخی دارد؛ آلمان این تعداد طلا را در ۴۹ دوره حضور به دست آورده است.

پشت این ۵۵ طلا، چند نسل از دانش‌آموزانی قرار دارند که در سنین نوجوانی خود را به سطحی از حل مسئله رسانده‌اند که با بهترین دانش‌آموزان جهان رقابت می‌کنند.

یک رقابت نابرابر، اما خروجی قابل توجه

مقایسه ایران و آلمان از این منظر قابل تأمل است. آلمان در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۸۵ میلیارد یورو از بودجه عمومی را صرف آموزش کرده و سرانه هزینه عمومی آموزشی آن حدود ۲۲۱۷ یورو به ازای هر نفر بوده است. در همان سال، هزینه عمومی آموزش در آلمان معادل ۴.۴ درصد GDP بوده است.

در سطح گسترده‌تر نیز OECD گزارش می‌کند که هزینه دولت آلمان برای مؤسسات آموزشی از ابتدایی تا عالی در سال ۲۰۲۳ معادل ۳.۷ درصد GDP بوده و هزینه دولت به ازای هر دانش‌آموز/دانشجو در این سطوح حدود ۱۶ هزار دلار بوده است.

در ایران، سهم مخارج عمومی آموزش از GDP در داده‌های مقایسه‌ای سال ۲۰۲۳ حدود ۲.۸ درصد ثبت شده است.

بنابراین حتی اگر نسبت «۳۸ برابر» بودن بودجه آموزشی آلمان را که برخی منابع اینترنتی ادعا کرده اند کنار بگذاریم ــ چون مبنای محاسبه آن باید دقیقاً روشن شود ــ یک واقعیت روشن باقی می‌ماند: ایران در عرصه المپیادها با کشوری رقابت می‌کند که از منابع آموزشی بسیار گسترده‌ای برخوردار است. و اینجاست که پرسش اصلی شکل می‌گیرد: این توان از کجا می‌آید؟

داستان فقط ریاضی نیست؛ کامپیوتر هم همین تصویر را نشان می‌دهد اگر تصور کنیم موفقیت ایران در ریاضی یک استثناست، المپیاد جهانی کامپیوتر تصویر دیگری ارائه می‌کند.

ایران از نخستین سال‌های حضور خود در المپیاد جهانی کامپیوتر، به یکی از کشورهای صاحب‌نام این رقابت تبدیل شده است. بر اساس پایگاه آماری المپیاد جهانی انفورماتیک، ایران تاکنون ۳۳ مدال طلا، ۷۱ نقره و ۲۶ برنز کسب کرده است. آلمان با ۳۸ سال حضور، ۱۵ طلا، ۳۴ نقره و ۵۴ برنز دارد.

این اختلاف در طلاها قابل توجه است؛ به‌خصوص اگر بدانیم المپیاد کامپیوتر صرفاً یک مسابقه حفظیات نیست. شرکت‌کنندگان باید الگوریتم طراحی کنند، مسئله‌های پیچیده را تجزیه کنند و در زمان محدود راه‌حل‌های دقیق و بهینه ارائه دهند.

در واقع، آنچه در IOI سنجیده می‌شود، بخشی از همان توان ذهنی است که در اقتصاد آینده به حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، الگوریتم‌ها، امنیت سایبری، علوم داده و مهندسی نرم‌افزار تبدیل می‌شود.

حتی در سال ۲۰۲۶، در حالی که ۳۷۵ دانش‌آموز از ۹۲ کشور در المپیاد جهانی کامپیوتر شرکت کردند، ایران همچنان در زمره کشورهای صاحب مدال قرار داشت.

فاصله ایران با کشورهای عربی؛ یک مقایسه معنادار

تصویر در مقایسه با بسیاری از کشورهای عربی نیز برجسته‌تر می‌شود. در المپیاد جهانی کامپیوتر، داده‌های رسمی نشان می‌دهد ایران ۳۳ طلای تاریخی دارد، در حالی که کشورهایی مانند مصر، عربستان سعودی، اردن، کویت، امارات، مراکش، تونس و الجزایر در این رقابت مجموعاً حتی به یک طلای ایران نیز نزدیک نشده‌اند. برای نمونه، مصر صفر طلا، عربستان صفر طلا، اردن صفر طلا، کویت صفر طلا، امارات صفر طلا، مراکش صفر طلا، تونس صفر طلا و الجزایر نیز صفر طلا دارند.

در ریاضی نیز فاصله تاریخی قابل توجه است. ایران ۵۵ طلای المپیاد جهانی ریاضی دارد، در حالی که برای نمونه مراکش تاکنون هیچ طلایی و تونس تنها یک طلای تاریخی ثبت کرده است.

البته این مقایسه نباید به این معنا تعبیر شود که همه کشورهای عربی از نظر علمی ضعیف‌اند یا در همه حوزه‌ها از ایران عقب‌ترند. تعداد سال‌های حضور، سیاست‌های آموزشی، اندازه جمعیت، نظام انتخاب تیم و سابقه المپیاد در هر کشور متفاوت است. اما در یک حوزه مشخص ــ پرورش استعدادهای نوجوان در ریاضی و علوم کامپیوتر ــ داده‌ها تفاوت محسوسی را نشان می‌دهند.

اما شاید مهم‌ترین بخش داستان، خود مدال‌ها نباشد. مسئله اساسی این است که چگونه کشوری می‌تواند در میان محدودیت‌های اقتصادی و آموزشی، چنین ذخیره‌ای از استعدادهای ریاضی، منطقی و محاسباتی تولید کند؛ اما در مرحله بعد نتواند همیشه همین استعداد را به قدرت اقتصادی، فناوری و علمی متناسب تبدیل کند.

المپیاد جهانی ریاضی از سال ۱۹۸۵ میزبان ایران بوده و ایران در ۴۱ دوره شرکت کرده است. در این مدت ۵۵ طلای ریاضی به دست آمده است. در کامپیوتر نیز ایران از سال ۱۹۹۲ وارد رقابت شده و طی ۳۳ سال حضور، ۳۳ طلای جهانی کسب کرده است.

این استمرار مهم‌تر از یک موفقیت مقطعی است. یعنی با یک یا دو نسل نابغه مواجه نیستیم؛ بلکه با یک الگوی تکرارشونده در تولید استعداد روبه‌رو هستیم. این الگو احتمالاً ترکیبی از چند عامل است: فرهنگ حل مسئله، رقابت علمی، خانواده‌هایی که برای آموزش فرزندان سرمایه‌گذاری می‌کنند، معلمان و مربیان علاقه‌مند، مدارس و مراکز استعدادهای درخشان، مسابقات داخلی و اردوهای تخصصی.

در مورد کامپیوتر، خود نشریات مرتبط با IOI نیز به سابقه چندده‌ساله آموزش و اردوهای انتخاب تیم ایران اشاره کرده‌اند و توضیح داده‌اند که علاقه به انفورماتیک در ایران تا حد زیادی از مسیر فعالیت‌های فوق‌برنامه و مسابقات رشد کرده است.

با همه اینها، نباید از موفقیت المپیادی یک نتیجه بزرگ‌تر از ظرفیت داده‌ها گرفت. المپیادها نماینده کل نظام آموزشی نیستند. آنها عملکرد بخش بسیار کوچکی از دانش‌آموزان فوق‌مستعد را می‌سنجند. ممکن است کشوری در المپیاد فوق‌العاده باشد، اما در آموزش عمومی، کیفیت مدارس، عدالت آموزشی یا دسترسی برابر به امکانات علمی با مشکلات جدی روبه‌رو باشد.

به همین دلیل، مدال‌های المپیاد را نباید سندی برای موفقیت کامل نظام آموزش کشور دانست؛ بلکه باید آنها را نشانه‌ای از ظرفیت نهفته در سرمایه انسانی ایران دانست. اتفاقاً همین‌جا تناقض بزرگ آشکار می‌شود.

ایران نشان داده است که می‌تواند نوجوانی را در سن ۱۵ یا ۱۷ سالگی به سطحی برساند که در برابر بهترین استعدادهای چین، آمریکا، آلمان، روسیه، کره جنوبی و سنگاپور رقابت کند. در المپیاد ریاضی ۲۰۲۶ نیز ایران با دو طلا، یک نقره و سه برنز در رتبه چهاردهم جهان قرار گرفت؛ در همان رقابت، چین، آمریکا و روسیه در صدر جدول بودند. بنابراین مسئله ایران کمبود استعداد نیست.

مسئله مهم‌تر این است که چگونه می‌توان این استعداد را از مرحله مدال‌آوری به مرحله خلق فناوری، تولید ثروت، پژوهش جهانی و حل مسائل واقعی کشور منتقل کرد.

مدال طلا، در نهایت یک نشانه است؛ نشانه‌ای از اینکه بخشی از جوانان ایرانی از توانایی ذهنی رقابت با بهترین‌های جهان برخوردارند. اما ارزش واقعی این سرمایه زمانی آشکار می‌شود که همان دانش‌آموز المپیادی چند سال بعد به پژوهشگر، مهندس، کارآفرین، دانشمند یا بنیان‌گذار یک فناوری تبدیل شود و کشور بتواند محیطی فراهم کند که او برای ساختن آینده‌اش، ماندن و کارکردن در ایران را یک گزینه واقعی ببیند.

در غیر این صورت، ممکن است ایران همچنان مدال تولید کند، اما دیگران از دانش و استعداد تولیدشده در ایران ارزش اقتصادی و فناورانه خلق کنند. شاید بنابراین دقیق‌ترین پیام جدول‌های منتشرشده در فضای مجازی این نباشد که «ایران از آلمان یا کشورهای دیگر بهتر است».

پیام مهم‌تر این است: ایران نشان داده است که حتی در شرایط محدودیت منابع، استعدادهایی در اختیار دارد که می‌توانند در سخت‌ترین رقابت‌های علمی جهان در کنار بهترین‌های دنیا قرار بگیرند. این شاید یکی از مهم‌ترین دارایی‌های کمتر دیده‌شده ایران باشد؛ دارایی‌ای که برخلاف نفت و گاز، زیر زمین نیست و برخلاف سرمایه مالی، با تحریم متوقف نمی‌شود. سرمایه اصلی، همین جوانانی هستند که مسئله‌ای را که برای بسیاری از مردم جهان دشوار است، در یک اتاق کوچک و با یک کاغذ و قلم حل می‌کنند.

پرسش آینده دیگر این نیست که آیا ایران استعداد دارد یا نه. داده‌های المپیادها پاسخ این سؤال را سال‌هاست داده‌اند. پرسش دشوارتر این است که ایران با این استعداد چه خواهد کرد؟