عشق و ماجرای نفر سوم!

داستان بلند «در تدارک زندگیِ نکرده» روایتی است از زندگی‌های به‌هم‌پیوسته‌ی امید، رویا، هنگامه و آرزو که هر یک با عشق، خانواده و گذشته درگیرند. رمان به‌جای پاسخ روشن، فاصله میان زندگیِ زیسته و زندگیِ آرزوشده را پیش می‌کشد؛ عشق وعده‌ی رهایی است اما صورت اجتماعی‌اش روشن نیست، رابطه هرگز کاملاً دو نفره نمی‌ماند و «نفر سومی» چون خانواده و گذشته همیشه حاضر است. «زندگی نکرده» گذشته نیست؛ آینده‌ای است که

سرویس ادبیات سفیر ارجان ایران ( سفیر ارجان ) – محمد آقاسی، جامعه‌شناس و پژوهشگر افکارعمومی: داستان بلند «در تدارک زندگیِ نکرده» روایت چند زندگی به‌هم‌پیوسته است. زندگی امید، رویا، هنگامه و آرزو که هر یک به شکلی با عشق، خانواده و انتخاب‌های شخصی خود درگیرند. شخصیت‌ها در پی ساختن زندگی‌ای هستند که با آن‌چه اکنون تجربه می‌کنند تفاوت دارد، اما رابطه‌هایشان همواره در معرض دخالت گذشته، خانواده و دیگری قرار می‌گیرد.

عشق برای آنها می‌تواند نوید رهایی باشد، اما هم‌زمان رابطه را با پرسش‌هایی درباره انتخاب، تعهد و امکان زندگی مستقل روبه‌رو می‌کند. روایت‌های چندگانه رمان، به‌تدریج تصویری از آدم‌هایی می‌سازند که می‌خواهند زندگی خود را تغییر دهند، اما هر بار گذشته، رابطه یا دیگری به شکلی در مسیر این تغییر حاضر می‌شود. در این میان، آنچه بیش از همه باقی می‌ماند، فاصله میان زندگی‌ای است که شخصیت‌ها زیسته‌اند و زندگی‌ای که می‌خواستند یا می‌توانستند داشته باشند.

اما داستان بلند «در تدارک زندگیِ نکرده» را می‌توان از زاویه دیگری نیز خواند. آن هم از خلال رابطه‌هایی که قرار است امکان زندگی را فراهم کنند، اما خود به بخشی از مساله زندگی تبدیل می‌شوند. در این میان، عشق جایگاه مهمی دارد. عشق برای راویان داستان، تا حد زیادی امکان رهایی از قفس است. راهی برای فاصله گرفتن از وضعیتی که در آن گرفتار شده‌اند و رسیدن به زندگی‌ای که مطلوب به نظر می‌رسد. اما درست در همین نقطه، یک تناقض شکل می‌گیرد، اگر خانواده بدون عشق فرسوده می‌شود، آیا هر عشقی می‌تواند خانواده را نجات دهد؟

به نظر می‌رسد رمان پاسخ روشنی به این پرسش نمی‌دهد. عشق در آن بیشتر به‌عنوان وعده رهایی حضور دارد تا به‌عنوان رابطه‌ای که بتواند در زندگی روزمره دوام بیاورد و مناسبات موجود را از درون تغییر دهد. اگر غیاب دولت، دین و رسانه را در این داستان یک غیاب عمودی بدانیم، شاید بتوان غیاب عشق را غیاب افقی بخوانیم که یکی از غیاب‌های معنادار داستان است. غیاب تصویری از عشقی که نه فقط فرد را از قفس بیرون ببرد، بلکه بتواند شکل دیگری از زندگی مشترک را ممکن کند. عشق هست، میل به عشق هست و تصور رهایی از طریق عشق نیز هست، اما صورت اجتماعی این رهایی چندان روشن نیست.

البته عشق نیز مانند هر تجربه اجتماعی دیگری بیرون از زمان و جامعه شکل نمی‌گیرد. تصور ما از عشق، انتظارمان از رابطه، معنایی که برای وفاداری، استقلال، تعهد و خوشبختی قائل می‌شویم، همگی در بستر تاریخی و اجتماعی خاصی شکل می‌گیرند. از این منظر، شاید نتوان عشق را صرفاً نیرویی فردی و رهایی‌بخش در نظر گرفت. عشق خود درون همان جامعه‌ای شکل می‌گیرد که فرد می‌خواهد از محدودیت‌هایش رها شود. بنابراین پرسش فقط این نیست که چه کسی را دوست داریم، بلکه این نیز هست که در چه جهان اجتماعی عشق می‌ورزیم و از عشق چه انتظاری داریم؟

مساله رابطه نیز در رمان از همین زاویه قابل توجه است. رابطه در ظاهر میان دو نفر شکل می‌گیرد، اما در روایت شخصیت‌ها تقریباً همیشه پای «نفر سومی» نیز در میان است. کسی یا چیزی که میان فرد و زندگی مطلوب او قرار گرفته است. این نفر سوم گاهی صورتی انسانی دارد و گاهی می‌توان آن را در قالب خانواده، یک فرد از خانواده مثل مادربزرگ، گذشته، انتظارات دیگران یا شرایط اجتماعی تفهم کرد. در نتیجه، رابطه هرگز کاملاً دو نفره باقی نمی‌ماند و چیزی بیرون از رابطه دائماً در حال تأثیرگذاری بر آن است.

اما حضور این «نفر سوم» پرسش دشوارتری را نیز پیش می‌کشد. آیا شخصیت‌ها مسوولیت زندگی نکرده خود را بر عهده می‌گیرند یا همواره عاملی بیرونی را مسوول ناکامی‌های خود می‌دانند؟ اگر دیگری، خانواده یا شرایط اجتماعی همیشه مانع تحقق زندگی مطلوب باشد، سهم فرد در انتخاب‌ها و تصمیم‌هایش چه می‌شود؟ در مقابل، اگر همه چیز را به مسوولیت فردی تقلیل دهیم، با محدودیت‌هایی که واقعاً بر انتخاب‌های او اثر می‌گذارند چه کنیم؟ ارزش این وضعیت دوگانه در آن است که رمان پاسخ ساده‌ای ارائه نمی‌کند. فرد نه کاملاً صاحب سرنوشت خویش است و نه کاملاً قربانی نیروهایی بیرون از خود تصویر شده است.

پس مساله مرزشناسی و مرزگذاری در روابط بینافردی نیز اهمیت پیدا می‌کند. رابطه فقط با نزدیکی ساخته نمی‌شود. واقعیا این است که به رسمیت شناختن فاصله میان «من» و «دیگری» نیز شرط شکل‌گیری یک رابطه پایدار است. فرد باید بتواند هم با دیگری رابطه داشته باشد و هم قلمرو مستقل خود را حفظ کند. وقتی مرزهای میان افراد بیش از اندازه نفوذپذیر می‌شوند، رابطه می‌تواند از امکان هم‌زیستی به عرصه‌ای برای دخالت، کنترل و از دست رفتن استقلال تبدیل شود. بخشی از شکنندگی رابطه‌ها در رمان را می‌توان از همین منظر دید یعنی مرز میان فرد، دیگری و خانواده همیشه روشن و تثبیت‌شده نیست.

حافظه نیز یکی دیگر از عناصر مهم جهان اجتماعی این داستان است. شخصیت‌ها فقط در اکنون زندگی نمی‌کنند. گذشته در تجربه راویان حضور دارد اما حافظه الزاماً به معنای ارتباط سالم و سازنده با گذشته نیست. گذشته زمانی می‌تواند به بخشی از زندگی امروز تبدیل شود که بتواند با اکنون پیوند بخورد و امکان تصور آینده را نیز فراهم کند. اگر گذشته فقط تکرار شود و نتواند به فهم اکنون و ساختن آینده کمک کند، حافظه به جای آنکه پلی میان زمان‌ها باشد، می‌تواند به مانعی برای حرکت تبدیل شود.

شاید بتوان گفت یکی از مسائل شخصیت‌های «در تدارک زندگیِ نکرده» نسبت آنها با زمان است. آنان نه کاملاً از گذشته جدا شده‌اند و نه توانسته‌اند آینده‌ای روشن برای خود بسازند. گذشته در آنها حضور دارد، اما آینده هنوز به شکل یک امکان واقعی درنیامده است. به همین دلیل، «زندگی نکرده» فقط به گذشته مربوط نیست. زندگی‌ای که زیسته نشده، می‌تواند همان آینده‌ای باشد که هنوز امکان تحقق پیدا نکرده است.

در نهایت، عشق، رابطه، مرزگذاری و حافظه را می‌توان چهار صورت از یک مساله واحد دانست و آن، مساله امکان ساختن «خود» در ارتباط با دیگری و با زمان است. انسان برای زندگی به رابطه نیاز دارد، اما برای حفظ خود به مرز نیز نیازمند است. هم‌چنین به گذشته نیاز دارد، اما برای ادامه زندگی باید بتواند از گذشته به آینده عبور کند. انسان با عشق می‌خواهد دیگری را به خود نزدیک کند، اما زندگی مشترک بدون حفظ فاصله و استقلال ممکن است به از دست رفتن خود بینجامد.

شاید زندگی نکرده در این معنا، فقط زندگی‌ای نباشد که شخصیت‌ها فرصت تجربه‌اش را پیدا نکرده‌اند، بلکه زندگی‌ای باشد که هنوز نتوانسته‌اند شرایط رابطه‌ای، عاطفی و زمانی لازم برای تحقق آن را فراهم کنند. و همین‌جا عنوان داستان از یک حسرت شخصی فراتر می‌رود و به پرسشی درباره امکان زندگی تبدیل می‌شود. به واقع چه زمانی انسان می‌تواند زندگی‌ای را که می‌خواهد، زندگی کند؟

داستان بلند «در تدارک زندگیِ نکرده» روایتی است از زندگی‌های به‌هم‌پیوسته‌ی امید، رویا، هنگامه و آرزو که هر یک با عشق، خانواده و گذشته درگیرند. رمان به‌جای پاسخ روشن، فاصله میان زندگیِ زیسته و زندگیِ آرزوشده را پیش می‌کشد؛ عشق وعده‌ی رهایی است اما صورت اجتماعی‌اش روشن نیست، رابطه هرگز کاملاً دو نفره نمی‌ماند و «نفر سومی» چون خانواده و گذشته همیشه حاضر است. «زندگی نکرده» گذشته نیست؛ آینده‌ای است که هنوز شرایط رابطه‌ای و زمانیِ تحققش فراهم نشده است.

زنجان- مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان زنجان با تأکید بر ضرورت ترویج فرهنگ کتابخوانی و بهره‌گیری از الگوی «کتابخوان‌ترین رهبر دنیا»، از عزم این اداره کل برای احیای کتابخانه تخصصی حسینیه اعظم خبر داد.

«مراقبت از او» نوشته ژان باتیست آندره‌آ، که تأملی درباره‌ حافظه، آزادی و مسئولیت هنرمند است.

نمایشگاه کتاب فرانکفورت روز گذشته به کار خود پایان داد، نمایشگاهی که امسال با تاکید بر کارکردهای هوش مصنوعی به بررسی نقش آن در بازار کتاب پرداخت.

زنجان - معاون اقتصاد و فرهنگ خانه کتاب و ادبیات ایران با کتابفروشان زنجان دیدار و گفت‌وگو کرد.

هرمزگان - مسئول کتابخانه راسخ از برگزاری مراسم ویژه بزرگداشت حافظ در روستای دوست‌دار کتاب گِزیر و در کتابخانه راسخ خبر داد.

خراسان‌رضوی- نمایشگاه تخصصی کتاب «حافظ؛ آینه عرفان و عشق»، با نمایش آثاری به زبان‌های فارسی، انگلیسی، آلمانی، چینی در حرم مطهر حضرت رضا(ع) دایر شد.

هرمزگان - نویسندگان هرمزگان، به مناسبت هفته ملی کودک با مخاطبان کودک و نوجوان خود دیدار صمیمانه‌ای داشتند و برای آن‌ها قصه‌های شیرین گفتند و به پرسش‌های کودکانه‌شان پاسخ دادند.

بازخوانی حماسه و تراژدیِ رنج فلسطینیان در افق ادبیات؛ از سراب مهاجرت تا بیداری در سنگر مبارزه و خودآگاهی ملی در نگاهی به رمان «مردانی در آفتاب» اثر غسان کنفانی.

هم‌زمان با بیستم مهر، روز بزرگداشت حافظ شیرازی، نگاهی به کارنامهٔ حافظ‌پژوهی محمدعلی اسلامی ندوشن نشان می‌دهد او از کودکی با دیوان حافظ در خانهٔ پدری در ندوشن آشنا شد و این دلبستگی در طول ده‌ها سال به نوشتن گفتارها و کتاب‌هایی چون «ماجرای پایان‌ناپذیر حافظ»، «تأمّل در حافظ» و «چهار سخنگوی وجدان ایران» انجامید؛ آثاری که نام او را در ردیف حافظ‌پژوهان شناخته‌شدهٔ کشور نشاند.

فارس- نشست علمی سی‌امین یادروز حافظ با حضور جمعی از استادان دانشگاه، پژوهشگران، نویسندگان و علاقه‌مندان به شعر و اندیشه حافظ شیرازی، با محوریت «حافظ در آفرینش‌های هنری و ادبی»برگزار شد.

فارس- آیین گلباران آرامگاه حافظ در سالروز بزرگداشت این شاعر غزل‌سرای نامی برگزار شد.

نشست «پایان‌نامه‌های برتر» با حضور مریم هاشمی مقدم، با موضوع بررسی آداب، رسوم و واژگان کهن ایرانی در فرهنگ و گویش بختیاری، برگزار می‌شود.

خوزستان- کتاب «مزبان خان سکوند»، روایت تاریخی از مشارکت ایل سکوند در برخی جریانات سیاسی در پایان دوره قاجار تا سال‌هایی از دوره پهلوی به همت غلامعلی ایزدی، نویسنده خوزستانی، منتشر شده است.

فرهاد همتی نوشت:‌هایدگر علاوه بر پیشبرد اهداف نازی در دانشگاه، استادان و دانشجویان را نیز کنترل می‌کرد و حتی علیه استادان جاسوسی می‌کرد و گزارش محرمانه می‌داد. مثل مورد ادوارد باومگارتن که در فلسفه پیرو پراگماتیسم جان دیویی بود که موجب اخراج او از دانشگاه شد.

یزد- نشست «آیینه‌دار غزل» در کتابخانه وزیری یزد برگزار شد، کتابخانه‌ای که میزبان یکی از نفیس‌ترین نسخه‌های خطی دیوان حافظ در ایران است.

معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ به‌مناسبت روز حافظ نوشت: شاید حدیث نبوی «إنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِکمَةً» (همانا برخی از شعرها سراسر حکمت‌اند) ناظر به همین ظرفیت قدسی در پیوند صورت هنری با حکمت عملی باشد و شعر حافظ بی‌تردید والاترین مصداق این معناست.

فخری‌زاده دو ماه پس از ازدواج، به دستور شهید محمد بروجردی به همراه خانواده راهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا در شهر ارومیه شد و پس از مدتی دوباره به تهران بازگشتند. وی در طول جنگ ایران و عراق نیز در جبهه‌های نبرد حضور داشت. بخش عمدۀ فعالیت او در جبهۀ غرب بود

حکایت چیست؟ قصه‌ای دروغین و خوش‌رنگ و لعاب که مورخان برای جذب مخاطبان عام به تاریخ افزوده‌اند یا داستان پشت پرده‌ای نهان و غیر رسمی از وقایع تاریخی که مصحلت‌اندیشی یا سانسور رد آن‌ها را از کتاب‌های تاریخی زدوده است؟

آغاز فعالیت بخش کودک انتشارات ملک، گامی در مسیر توسعه فعالیت‌های نشر این مجموعه فرهنگی در حوزه ادبیات کودک و تقویت ارتباط نسل تازه با تاریخ و تمدن ایرانی اسلامی به شمار می‌رود.

کرمانشاه- کرمانشاه در طول سال‌ها موضوع پژوهش‌ها و نوشته‌های بسیاری بوده و بخشی از تاریخ، فرهنگ، جامعه و هویت این سرزمین در کتاب‌ها و منابع مکتوب ثبت شده است؛ با این حال آنچه تاکنون گردآوری و پژوهش شده پایان راه شناخت کرمانشاه نیست. در میان منابعی که برای پژوهشگران گردآوری شده همچنان بخش‌هایی از تاریخ و هویت این استان نیازمند مطالعه، ثبت و مستندسازی است؛ مسئله‌ای که ضرورت توجه دوباره به داشته‌ها و خلأهای منابع کرمانشاه‌شناسی را پررنگ می‌کند.

فاطمه سادات میررضی گفت: وقتی یک مورخ تاریخ اسلام را از آفرینش آغاز می‌کند، آن را از مسیر تاریخ پیامبران و امت‌های پیشین به زمان خودش می‌رساند و سپس آن را در افق آخرالزمان قرار می‌دهد، در واقع فقط در حال گزارش کردن گذشته نیست؛ بلکه زمان حال خود را نیز در یک کل تاریخی بزرگ‌تر معنا می‌کند.

با حضور استادان زبان و ادبیات فارسی، نشست رونمایی و جشن امضای «یکی رفت یکی آمد و دیگر آثار نویافته از صادق هدایت» برگزار می‌شود.

خراسان‌رضوی - نوزدهم مهرماه ۱۴۰۵، هشتادوهفتمین سالروز تولد شاعر، پژوهشگر و محقق ادبیات ایران و شهروند نیشابور، «محمّدرضا شفیعی‌کدکنی» است. تصویر پیش‌رو، گواهی دانش‌آموختگی این چهره ماندگار ادبیات ایران از دانشگاه فردوسی مشهد را نشان می‌دهد که در خرداد ۱۳۴۴، با نمره ۱۹ در رشته زبان و ادبیات فارسی صادر شده؛ سندی از روزگار دانش‌اندوزی مردی که همچنان نامش در سپهر شعر و پژوهش ادبی ایران و جهان می‌درخشد.

مهرانگیز اخوی: گاهی یک قصه خوب، بدون اینکه مستقیماً از دوستی، شجاعت، پذیرش تفاوت‌ها یا مسئولیت‌پذیری حرف بزند، این مفاهیم را در جان کودک می‌نشاند. به باور من، قصه‌ای که پس از پایان، ذهن کودک را به حرکت وامی‌دارد، می‌تواند تأثیری عمیق‌تر و ماندگارتر از ده‌ها جمله آموزشی داشته باشد.

امیری طهرانی گفت: آثار باستانی و اسناد تاریخی مورد استناد سخنرانان، بازتابی از روح فرهنگ و اندیشۀ ایرانی است که چنین در پیشینۀ تمدنی این سرزمین و از این میان خلیج فارس و دریای عمان جلوه‌گر شده است؛ فرهنگ و اندیشه‌ای که از ایران باستان تاکنون تداوم یافته و پیوستگی جهانِ ایرانی را تضمین کرده است.

امیر سقراطی معتقد است، اردشیر محصص یکی از ستایش‌شده‌ترین هنرمندانی است که قدر کافی ندید.

همدان- مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری همدان گفت: در حالی که طی روزهای اخیر محور جدید «نوار گردشگری عرفان» تعریف شده، پیگیر قرار گرفتن بوعلی‌سینا و همدان در این مسیر استراتژیک هستیم.