هزینه پنهان صدور پروانه ساختمانی در تهران
تهران با کمبود آب روبهروست، اما ساختوساز در آن همچنان ادامه دارد. هر ساختمان تازه میتواند جمعیت بیشتری را در پایتخت مستقر کند و نیاز به آب و سایر خدمات شهری را افزایش دهد. عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی، معتقد است سیاستگذاران هنگام صدور مجوزهای ساختمانی باید به همین رابطه توجه کنند. او در پنجمین نشست «شهر و آب» این پرسش را مطرح کرد: «آیا هر پروانه ساختمانی یک پروانه مجازی آب نیست؟»
مسکن و شهرسازی: این نشست با عنوان «بحران آب و آینده شهرهای ایران؛ از مساله آب تا مساله حکمروایی» و با حضور آخوندی، سیدمحمد بهشتی، معمار و پژوهشگر میراث فرهنگی، و حبیب جباری، جامعهشناس اقتصاد و توسعه، برگزار شد. هر سه سخنران از زاویهای متفاوت به یک مساله پرداختند: چرا با وجود دههها سرمایهگذاری برای تأمین آب، بحران همچنان ادامه دارد؟
تهران آب کمتری مصرف میکند، اما تشنهتر شده است
آخوندی با اشاره به گزارشی درباره بحران آب تهران در سال ۱۳۵۵ گفت سیاستگذاری از همان زمان عمدتا بر کنترل مصرف خانوار و تعرفهگذاری پلکانی متمرکز بوده است. به گفته او، سرانه مصرف آب از حدود ۲۵۰ لیتر به ۱۸۰ لیتر کاهش یافته، اما مشکل آب تهران حل نشده است.
او علت را در سمت دیگری از معادله جستوجو میکند: تهران در این سالها جمعیت بیشتری پذیرفته، ساختوساز گسترش یافته و با فروش تراکم، ظرفیت سکونت در شهر افزایش پیدا کرده است. در چنین شرایطی، کاهش مصرف هر شهروند الزاماً به کاهش مصرف کل شهر منجر نمیشود.
از نگاه آخوندی، مساله اصلی این است که مدیریت شهری ابتدا برای توسعه تصمیم میگیرد و سپس دستگاههای مسوول باید آب مورد نیاز آن را تامین کنند. او پیشنهاد کرد این ترتیب معکوس شود؛ ابتدا سقف منابع آب تهران مشخص شود و سپس برنامههای توسعه شهری، صنعتی و سایر فعالیتها با آن تطبیق پیدا کند.
هشدار درباره برجسازی اطراف مترو
یکی از بخشهای مهم سخنان آخوندی به سیاست توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی یا TOD مربوط بود؛ سیاستی که در تهران با افزایش ظرفیت ساختوساز پیرامون ایستگاههای مترو پیوند خورده است.
آخوندی هشدار داد اگر نتیجه این سیاست صرفا افزایش تراکم و برجسازی اطراف ایستگاهها باشد، جمعیت بیشتری در شهری مستقر میشود که منابع آب آن محدود است. به اعتقاد او، توسعه حملونقل عمومی باید به کاهش تمرکز جمعیت کمک کند، نه اینکه به مجوزی برای بارگذاری بیشتر تبدیل شود.
او همچنین خواستار اصلاح مقررات ساختمانی شد؛ از تفکیک آب شرب و سایر مصارف گرفته تا بازچرخانی آب خاکستری، استفاده از آب باران و تغییر شیوه آبیاری فضای سبز.
بهشتی: کمبود آب داریم، اما دیگر تشنه نیستیم
سیدمحمد بهشتی در همین نشست، مساله را از زاویه تاریخی و فرهنگی بررسی کرد. او گفت جامعه ایرانی قرنها با کمآبی زندگی کرده و همین محدودیت، بر معماری، کشاورزی و شیوه استقرار سکونتگاهها اثر گذاشته است.
بهشتی با اشاره به قناتها، شهرهایی مانند یزد و قواعد سنتی تقسیم آب گفت: «ما کمبود آب داریم، اما دیگر تشنه نیستیم.» منظور او از تشنگی، آگاهی و حساسیت نسبت به ارزش آب بود؛ حساسیتی که به اعتقاد او در شیوه توسعه چند دهه اخیر کمرنگ شده است.
او توضیح داد در گذشته آب صاحب و قاعده تقسیم داشت و همین موضوع بر نوع فعالیت اقتصادی اثر میگذاشت. به گفته بهشتی، «تا وقتی آب صاحب داشت با این آب چیزی تولید نمیشد که ارزشش از آب کمتر باشد.»
بهشتی معتقد است در دهههای گذشته، پاسخ غالب به کمبود آب پیدا کردن منابع تازه از طریق حفر چاه، سدسازی یا انتقال آب بوده است. او با اشاره به تجربه خوزستان گفت مداخله در جریان طبیعی رودخانهها گاهی یک مشکل را کاهش داده، اما مشکلات تازهای مانند شوری خاک ایجاد کرده است.
جمعبندی او این بود: «در هفتاد سال گذشته بیشتر مشکل رفع کردهایم تا مساله حل کنیم.»
صنعت به جای رفتن به سمت آب، آب را به سمت خود کشید
حبیب جباری، جامعهشناس اقتصاد و توسعه، ریشه بحران را در شیوه برنامهریزی و حکمروایی دانست. به گفته او، در گزارشهای رسمی معمولا تعداد سدها، خطوط انتقال و میزان سرمایهگذاری ثبت میشود، اما کمتر بررسی میشود که این پروژهها چه اثری بر آبخوانها و امکان ادامه زندگی در مناطق مختلف گذاشتهاند.
جباری به استقرار صنایع آببر در مناطق کمآب مرکزی اشاره کرد. او گفت با وجود تاکید اسناد آمایش سرزمین بر استقرار چنین صنایعی در مناطق دارای منابع مناسب، بهویژه سواحل، بخشی از صنایع در نقاط کمآب ایجاد شدهاند و اکنون انتقال آب به این مناطق به یک مطالبه تبدیل شده است.
به اعتقاد او، همین الگو در توسعه شهری نیز تکرار میشود: ابتدا جمعیت و فعالیت اقتصادی افزایش مییابد و سپس دستگاههای مسئول باید برای تأمین آب مورد نیاز آن راهحل پیدا کنند.
جباری همچنین ناهماهنگی مرزهای اداری با حوزههای آبریز را از موانع مدیریت آب دانست. یک حوزه آبریز ممکن است میان چند استان تقسیم شده باشد، درحالیکه هر استان منافع خود را دنبال میکند. نتیجه میتواند تشدید اختلاف میان مناطق بالادست و پاییندست باشد.
شهر تا کجا میتواند بزرگ شود؟
گفتههای سه کارشناس در نهایت به یک پرسش مشترک میرسد: آیا توسعه شهرها و صنایع باید تابع ظرفیت منابع آب باشد یا تامین آب باید خود را با هر تصمیم تازه برای توسعه تطبیق دهد؟
این پرسش برای تهران اهمیت ویژهای دارد. شهری که هم با محدودیت منابع آب روبهروست و هم سیاست افزایش ظرفیت ساختوساز در برخی محدودههای آن دنبال میشود.
آخوندی با تعبیر «پروانه مجازی آب» توجه را به هزینهای جلب میکند که در محاسبات معمول صدور مجوز ساختمانی چندان دیده نمیشود. شهرداری ممکن است امروز از ساختوساز درآمد کسب کند، اما تأمین آب جمعیتی که در ساختمانهای تازه ساکن میشوند، تعهدی است که سالها ادامه خواهد داشت.