سد سجاد رود ؛ تخریب جنگل و آوارگی مردم / کوچ اجباری و خانه و زمین‌هایی که غرق می‌شوند

با ساخت سد سجادرود، زمین‌های کشاورزی گسترده‌ای زیر آب خواهند رفت، چند روستا ممکن است غرق شوند و زندگی‌ای که شاید قرن‌ها شکل گرفته، از بین می‌رود؛ آن هم بدون بررسی‌های باستان‌شناسی.

سفیر ارجان ؛ حسن ظهوری ــ‌ روستاییان بندپی شرقی بابل بار دیگر در یکی از مساجد منطقه جمع شده‌اند تا مخالفت خود را با ساخت سد سجادرود اعلام کنند. آنها امیدوارند صدایشان به گوش استاندار مازندران برسد؛ صدایی که به گفته خودشان، بارها به مسئولان رسانده‌اند، اما هنوز پاسخی درخور نگرفته‌اند.

نمایندگان اهالی روستاهای اطراف منطقه آمده‌اند تا بگویند با ساخت سدی مخالف‌اند که به گفته آنها، زمین‌های کشاورزی، خانه‌ها و بخشی از میراث تاریخی و زندگی چندین نسل را به زیر آب خواهد برد. در چهره بسیاری از آنها دیگر نشانی از امید دیده نمی‌شود. برخی از این کشاورزان پیش‌تر هم گفته‌اند که حتی به قیمت جانشان حاضر نیستند زمین‌های اجدادی خود را واگذار کنند.

با وجود این مخالفت‌ها، قرار است سد سجادرود به زودی کلنگ‌زنی شود؛ پروژه‌ای که می‌تواند زندگی شمار زیادی از کشاورزان را دگرگون کند، در حالی که به گفته اهالی، رضایت هیچ‌یک از آنها برای واگذاری زمین‌هایشان گرفته نشده است.

در محدوده اجرای این پروژه، معدنی از شن و ماسه دیده می‌شود؛ جایی که پیش‌تر جنگل بوده است. ظاهراً سد سجادرود نیز قرار است در همین محدوده و در دهانه‌ای ساخته شود که مسیر رودخانه را مسدود می‌کند. این بخش از جنگل پیش‌تر از بین رفته و ساخت سد می‌تواند به تخریب بخش‌های بیشتری از طبیعت منطقه منجر شود.

مصطفی میرتبار، فرماندار بابل، در دفاع از ضرورت اجرای این پروژه گفته بود بستر سجادرود در برخی روزهای تابستان کاملاً خشک می‌شود و آبی در آن جریان ندارد. به گفته او، ذخیره آب در فصل زمستان می‌تواند امکان استفاده از آن را در تابستان فراهم کند و هدف پروژه، نگهداری آب برای مصرف در همان منطقه است، نه انتقال آن به استان‌های دیگر.

سجادرود یا سجرود یکی از رودخانه‌های مازندران است. این رودخانه با حمل سنگ، سنگ‌ریزه و رسوبات، در دوره‌های طغیان می‌تواند جریان قدرتمندی داشته باشد. اهالی منطقه نگران‌اند که شدت جریان و حجم رسوبات رودخانه، در بلندمدت بر پایداری سازه سد نیز اثر بگذارد.

از سوی دیگر، بابل از مناطق برخوردار از آب‌بندان‌های متعدد در شمال ایران است و بندپی شرقی نیز به این سازه‌های سنتی ذخیره آب شهرت دارد. وسعت برخی از آب‌بندان‌های منطقه از پنج هزار مترمربع تا ۷۰۰ هکتار می‌رسد. بخشی از این آب‌بندان‌ها نیز ممکن است با اجرای پروژه سد سجادرود زیر آب بروند.

آب‌بندان‌ها حاصل تجربه دیرینه کشاورزان برای ذخیره آب و استفاده از آن در دوره‌های کم‌آبی‌اند. تداوم کشاورزی و سرسبزی این منطقه نشان می‌دهد که این شیوه سنتی، در کنار تأمین نیازهای انسان، با شرایط طبیعی منطقه نیز سازگار بوده است.

اما با ساخت سد سجادرود، زمین‌های کشاورزی گسترده‌ای زیر آب خواهند رفت، چند روستا ممکن است غرق شوند و ارتباط تعدادی دیگر از روستاها با مسیرهای فعلی قطع خواهد شد. به این ترتیب، زندگی‌ای که شاید قرن‌ها در این منطقه شکل گرفته، در معرض تغییرات اساسی قرار می‌گیرد؛ آن هم در محدوده‌ای که هنوز بررسی‌های باستان‌شناسی جامعی درباره آن انجام نشده است.

بندپی شرقی از مناطق تاریخی و باستانی اطراف بابل به شمار می‌رود. با این حال، بر اساس بررسی‌های انجام‌شده برای این گزارش، به نظر می‌رسد پیش از اجرای پروژه و به زیر آب رفتن زمین‌ها، مطالعات باستان‌شناسی لازم در این محدوده انجام نشده است. این در حالی است که سد سجادرود مجوزهایی از وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیط زیست دارد، اما به گفته تهیه‌کننده این گزارش، موافقت‌نامه یا مجوزی از وزارت میراث فرهنگی و پژوهشکده باستان‌شناسی برای آن صادر نشده است.

با این همه، مهم‌ترین مسئله برای ساکنان منطقه، سرنوشت زندگی و زمین‌هایشان است. آنها بارها مخالفت خود را با از دست دادن خانه و زمین‌های کشاورزی اعلام کرده‌اند، اما پروژه همچنان در مسیر اجرا قرار دارد.

در میان حامیان ساخت سد سجادرود، مسئولان محلی و نمایندگان بابل یعنی حسن حسن نتاج و احمد فاطمی در مجلس نیز حضور دارند. احمد فاطمی، نماینده مردم بابل، در توضیح اقدامات انجام‌شده برای تأمین اعتبار این پروژه می‌گوید: «بحث سجادرود یا سجرود، محصول کار همه مسئولان فعلی شهرستان است.» او همچنین از اختصاص ۸۰ میلیارد تومان اعتبار برای سال ۱۴۰۵ در کمیسیون تلفیق، پیگیری ۲۰۰ میلیارد تومان از محل اوراق از طریق وزارت نیرو و وعده استاندار برای کمک یک‌هزار میلیارد تومانی خبر می‌دهد. به گفته فاطمی، قرار است به‌زودی کلنگ پروژه بر زمین زده شود.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که هنوز، بنا بر گفته اهالی، رضایت ساکنان روستاهایی که در معرض غرق شدن قرار دارند، جلب نشده است. همین مسئله این پرسش را مطرح می‌کند که در تصمیم‌گیری درباره پروژه‌ای با چنین پیامدهایی، صدای مردمی که قرار است هزینه مستقیم آن را بپردازند، چه جایگاهی دارد.

در پروژه‌های سدسازی، معمولاً برای جابه‌جایی ساکنان مناطق زیر آب‌رفته، رضایت آنها جلب و زمین‌های معوض در اختیارشان قرار داده می‌شود. با این حال، اجرای چنین راهکاری در مناطق جنگلی شمال ایران با دشواری‌های جدی روبه‌روست؛ زیرا بخش بزرگی از زمین‌های قابل استفاده پیش‌تر به کشاورزی اختصاص یافته و زمین جایگزین مناسبی برای بسیاری از خانوارها باقی نمانده است.

در چنین شرایطی، تأمین زمین معوض ممکن است به تخریب بخش‌های بیشتری از جنگل منجر شود. بنابراین، پیامدهای سد سجادرود احتمال دارد به محدوده مخزن سد محدود نماند و برای جبران زمین‌های ازدست‌رفته، فشار بیشتری بر جنگل‌های هیرکانی وارد شود؛ جنگل‌هایی که قدمت آنها به حدود ۴۰ میلیون سال می‌رسد.

تجربه ساخت سد لفور نیز نمونه‌ای از نگرانی‌های موجود در این زمینه است. شماری از ساکنان منطقه پس از اجرای پروژه، به گفته اهالی، نتوانستند وعده‌های داده‌شده را محقق‌شده ببینند. برخی دیگر نیز که زمین معوض دریافت کردند، در زمین‌هایی مستقر شدند که پیش از آن جنگل بوده است.

احمد فاطمی در بخش دیگری از اظهارات خود می‌گوید نگرانی فعالان محیط زیست درباره سد سجادرود را درک می‌کند و وعده می‌دهد نشستی با مدیرعامل و مدیرکل شرکت آب منطقه‌ای مازندران و فعالان محیط زیست برگزار شود. او تأکید می‌کند که اجرای پروژه باید با رعایت ملاحظات و پیوست‌های زیست‌محیطی همراه باشد و در غیر این صورت، با آن برخورد خواهد شد و مانع ادامه کار می‌شود.

با این حال، تا زمان انتشار این گزارش، چنین نشستی برگزار نشده بود. به‌جز جلسه‌ای که حسن نتاج با برخی فعالان محیط زیست داشت، فرصت مؤثری برای طرح و بررسی انتقادهای مخالفان پروژه فراهم نشده بود.

نگرانی‌ها درباره پیامدهای زیست‌محیطی سد سجادرود نیز همچنان پابرجاست. این سد با مسدود کردن مسیر طبیعی رودخانه، جریان آب در پایین‌دست را تغییر خواهد داد؛ اما اطلاعات روشنی درباره مطالعات ارزیابی زیست‌محیطی پروژه در دست نیست. آنچه اعلام شده، وعده کاشت درخت به‌جای درختان قطع‌شده است؛ وعده‌ای که بدون مشخص بودن گونه‌های انتخابی، محل کاشت و سازوکار نظارت بر اجرای آن، نمی‌توان درباره اثربخشی‌اش قضاوت کرد. تجربه برخی پروژه‌های دیگر نیز نشان داده است که گاهی درختان کاشته‌شده با شرایط اقلیمی منطقه سازگار نبوده‌اند یا بخشی از تعهدات کاشت هرگز اجرا نشده است.

مسئله دیگر، تأثیر سد بر حقابه تالاب رودبست، معروف به تالاب نیلوفرهای آبی بابلسر، است. سجادرود از سرشاخه‌های بابل‌رود به شمار می‌رود و بابل‌رود در نهایت به این تالاب می‌ریزد. بنابراین، هرگونه کاهش یا تغییر در جریان آب سجادرود می‌تواند بر میزان آب ورودی به رودخانه و وضعیت زیست‌بوم پایین‌دست اثر بگذارد. با این حال، هنوز مشخص نیست حقابه تالاب پس از اجرای پروژه چگونه تأمین خواهد شد.

مجموع این نگرانی‌ها نشان می‌دهد که پیامدهای احتمالی سد سجادرود تنها به زیر آب رفتن زمین‌های کشاورزی و جابه‌جایی روستاییان محدود نیست؛ از تغییر مسیر طبیعی رودخانه و تأثیر بر تالاب پایین‌دست گرفته تا تخریب جنگل‌های هیرکانی و احتمال از میان رفتن آثار تاریخی ناشناخته، همگی از موضوعاتی‌اند که نیازمند بررسی دقیق و شفاف‌اند.

با وجود این ابهام‌ها، حامیان پروژه همچنان بر اجرای آن تأکید دارند؛ آن هم در شرایطی که پیامدهای زیست‌محیطی سدسازی، ضرورت ارزیابی دقیق هر پروژه و بررسی راهکارهای جایگزین را بیش از پیش برجسته کرده است.

در نهایت، پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است: آیا می‌توان پروژه‌ای را که زندگی مردم، زمین‌های کشاورزی، جنگل و میراث تاریخی یک منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بدون جلب رضایت ساکنان و روشن شدن پیامدهای زیست‌محیطی و باستان‌شناختی آن پیش برد؟