فرار از تحریم دریای سیاه؛ ایران مقصد بزرگ غلات روسی

لینک منبع: فرار از تحریم دریای سیاه؛ ایران مقصد بزرگ غلات روسی در یک نگاه با افت صادرات روسیه در خاورمیانه و شمال آفریقا و تشدید هشدارهای فائو، سهم گندم روسی در ایران به ۳۵ درصد و در افغانستان به ۴۰ درصد افزایش یافت. هزینه حمل غلات از بنادر روسیه به ایران با جهشی کم‌سابقه از ۳۹ تا ۴۷ دلار به ۱۱۰ تا ۱۱۵ دلار در هر […] سایت منبع: سفیر ارجان

با افت صادرات روسیه در خاورمیانه و شمال آفریقا و تشدید هشدارهای فائو، سهم گندم روسی در ایران به ۳۵ درصد و در افغانستان به ۴۰ درصد افزایش یافت.

هزینه حمل غلات از بنادر روسیه به ایران با جهشی کم‌سابقه از ۳۹ تا ۴۷ دلار به ۱۱۰ تا ۱۱۵ دلار در هر تن رسیده است.

ترانزیت غلات از طریق بنادر آستاراخان و اولیا با ۲ برابر رشد به ۲.۲ میلیون تن رسید، اما افت عمق آب ولگا ظرفیت بارگیری شناورها را به ۷۰ تا ۸۰ درصد محدود کرده است.

هزینه‌های سنگین لجستیک اثر تخفیف‌های قیمتی روسیه را خنثی کرده و با نزدیک‌شدن به پایان فصل دریانوردی، ریسک تجاری به‌شدت افزایش یافته است.

براساس داده‌های اخیر، ایران و افغانستان تنها بازارهایی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا شده‌اند که روسیه موفق به افزایش سهم خود از واردات گندم در آن‌ها شده است. در ایران، سهم بازار روسیه از ۲۰ درصد به ۳۵ درصد افزایش یافت و در افغانستان این رقم از ۱۵ درصد به ۴۰ درصد رسیده است. صادرکنندگان روسی به دلیل تخفیف‌های قیمتی، عدم وجود محدودیت‌های پرداخت مرتبط با تحریم‌ها و در دسترس بودن مسیر دریای خزر برای حمل غلات، موقعیت خود را در این دو کشور تقویت کردند.

در مقابل، گندم روسیه جایگاه قابل‌توجهی را در سایر بازارهای صادراتی سنتی خود از دست داده است. به‌طوری که بر اساس آمارهای موجود، سهم روسیه در واردات غلات ترکیه از ۵۵ درصد به ۳۰ درصد، در مصر از ۴۰ درصد به ۲۵ درصد، در مراکش از ۳۵ درصد به ۲۰ درصد، در الجزایر از ۳۰ درصد به ۱۵ درصد و در لیبی از ۲۵ درصد به ۱۰ درصد کاهش یافته است.

به طور کلی، سهم روسیه از واردات گندم در سراسر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا از ۶۰ تا ۷۰ درصد به ۳۵ تا ۴۰ درصد کاهش یافته است که افتی معادل ۲۵ تا ۳۰ درصد را نشان می‌دهد. این امر امنیت غذایی منطقه را تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیک قرار داده و با هشدارهای نظارتی نهادهایی چون فائو هم‌راستاست. یکی از عوامل اصلی این کاهش، حملات به بنادر و کشتی‌های تجاری دریای سیاه بود که لجستیک صادرات را مختل کرد و تهدیدهای مرتبط با حمل‌ونقل دریایی را به‌شدت افزایش داد.

با این وجود، ایران و افغانستان همچنان مقاصد جایگزین مهمی برای صادرات گندم روسیه محسوب می‌شوند. هزینه حمل‌ونقل در امتداد مسیر دریای خزر-ایران ۲۵ تا ۳۵ دلار در هر تن و زمان تحویل ۱۰ تا ۱۴ روز تخمین زده می‌شود. طبق اعلام منابع آگاه، این مسیر همچنان بسیار قابل اعتماد ارزیابی می‌شود و تخفیف‌های گندم روسیه هزینه‌های اضافی لجستیک را به طور کامل جبران می‌کند. همچنین دسترسی محدود به تأمین‌کنندگان جایگزین به روسیه کمک می‌کند تا جایگاه خود را در این بازارها حفظ و تقویت کند.

البته، مسیر دریای خزر که صادرکنندگان روسی برای تغییر مسیر محموله‌های غلات از آن استفاده می‌کنند، با کمبود شناور و افزایش شدید هزینه‌های حمل‌ونقل مواجه شده است. تا اواخر سپتامبر ، نرخ حمل‌ونقل غلات از آستاراخان به بنادر ایران با کشتی‌های رودخانه‌ای-دریایی به ۱۱۰ تا ۱۱۵ دلار در هر تن جهش یافت که در مقایسه با سال گذشته افزایش ۲.۳ تا ۲.۴ برابری را به ثبت رسانده است.

حتی جهش این هزینه‌ها در ماه‌های اخیر کم‌سابقه بوده است. به طوری که در سپتامبر ۲۰۲۵، هزینه حمل‌ونقل در این مسیر حدود ۴۷ دلار در هر تن و در اواخر ژوئیه ۲۰۲۶ این رقم ۳۹ دلار در هر تن ثبت شده بود. عوامل اصلی این صعود قیمتی عبارتند از: ۱. افزایش شدید صادرات بار و بارگیری غلات از طریق دریای خزر ۲. محدودیت ناوگان و شناورهای موجود ۳. شرایط دشوار ناوبری و افت عمق آب در مسیر رودخانه ولگا.

صادرات غلات به ایران در میان محدودیت‌های حوزه دریای آزوف-دریای سیاه رشدی محسوس را تجربه کرده است. در فاصله ژانویه تا آگوست ۲۰۲۶، روسیه ۲.۴ میلیون تن غلات را از طریق تمامی مسیرها به ایران ارسال کرد که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته رشدی ۷۰ درصدی را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، انتقال غلات از طریق بنادر آستاراخان و اولیا در مدت مشابه دقیقاً دو برابر شده و به مرز ۲.۲ میلیون تن رسیده است.

همچنین، ظرفیت باربری مسیر خزر با چالش‌های فنی و جغرافیایی مواجه است. به دلیل کاهش شدید سطح آب در رودخانه ولگا، کشتی‌ها ناچارند تنها با ۷۰ تا ۸۰ درصد از ظرفیت مجاز خود بارگیری کنند. این کمبود تناژ با توجه به موقعیت جغرافیایی دریای خزر به‌عنوان حوزه بسته آبی تشدید می‌شود که ورود یا جابه‌جایی سریع کشتی‌های کمکی از سایر دریاها را عملاً دشوار و ناممکن می‌سازد. در نتیجه، مالکان کشتی هزینه‌های مربوط به تأخیرها و ریسک‌های ناوبری را مستقیماً روی نرخ حمل کالا سرشکن می‌کنند.

در مجموع، افزایش هزینه‌های لجستیک بیشترین فشار را به صادرات غلات وارد می‌آورد که این امر، حاشیه سود تاجران را کاهش می‌دهد و رقابت‌پذیری گندم روسیه را در بازار ایران با خطر مواجه می‌کند.