آزمون اثربخشی تعطیلی شبانه تتر؛ مهار نوسان یا انتقال هیجان؟

محدودیت معاملات و تسویه‌های ریالی، ضرورت انتشار ارزیابی سیاست‌های اخیر ارزی را برجسته کرده است

چندی پیش بانک مرکزی با هدف مدیریت بازار ارز امکان معامله در بازار تتر روی پلتفرم‌های داخلی را محدود کرد. از امروز هم تسویه ریالی توسط پلتفرم‌های رمزارزی با مردم عملا مسدود شده است. تصمیم به توقف شبانه معاملات تتر و محدویت تسویه ریالی، پیش از آنکه مبنای برخورد با پلتفرم‌ها قرار گیرد، خود نیازمند ارزیابی است: آیا محدودکردن ساعات معامله توانسته نوسان دلار را کاهش دهد؟ آیا هزینه این مداخله برای کاربران و نقدشوندگی بازار سنجیده شده است؟ سیاستی که با هدف کنترل هیجان اجرا می‌شود، باید با نتیجه قابل‌اندازه‌گیری ارزیابی شود؛ صرف اجرای دستور، شاهد موفقیت آن نیست.

از هشتم مهر، محدودیت معاملات تتر در تعدادی از پلتفرم‌ها، شامل توقف معامله از ساعت ۲۱ تا ۹ صبح و سقف خرید روزانه دو هزار تتر، اعلام شد. هدف اعلام‌شده، کنترل هیجانات بازار ارز بود. اکنون پرسش اصلی این است که انتخاب این ابزار بر چه تحلیلی از رابطه بازار تتر و دلار استوار بوده و چه معیاری برای ادامه یا توقف آن تعیین شده است.

گزارش‌های قیمتی، دست‌کم روایت ساده «مهار تتر مساوی مهار دلار» را تأیید نمی‌کنند. ظهر هشتم مهر، پیش از آغاز محدودیت شبانه، نرخ دلار ۲۵۴ هزار و ۵۷۰ تومان گزارش شد. رسانه‌های رسمی صبح ۱۸ مهر، نرخ دلار ۲۶۷ هزار و ۵۰۰ تومان را ثبت کردند. یعنی حدود پنج درصد بالاتر. این مقایسه، علت افزایش را مشخص نمی‌کند اما نشان می‌دهد نمی‌توان صرف اعمال محدودیت روی بازار تتر را به معنای تثبیت نرخ ارز دانست.

نمونه‌هایی از پایین‌تر بودن قیمت تتر نیز وجود دارد. تاریخ نهم مهرماه یعنی یک روز پس از شروع محدودیت بازار تتر، تتر ۲۵۴ هزار و ۵۵۰ تومان و دلار آزاد را ۲۵۵ هزار و ۵۰۰ تومان ثبت شده بود. این اختلاف بارها با اعداد به مراتب بالاتر هم تکرار شد که نرخ دلار بالاتر از تتر قرار داشت.

برداشت دقیق از این شواهد، این است که پایین‌تر بودن قیمت تتر، کاهش دلار را تضمین نمی‌کند. به همین ترتیب، افزایش دلار پس از تعطیلی بازار نیز به‌تنهایی ثابت نمی‌کند تعطیلی علت افزایش بوده است. اخبار سیاسی، عرضه ارز و تغییر انتظارات باید هم‌زمان بررسی شوند. ضمن اینکه هم‌زمانی عرضه اسکناس و محدودیت تتر، تفکیک اثر این دو اقدام را دشوار می‌کند.

از منظر سازوکار معاملات، یک خطر قابل‌بررسی وجود دارد: توقف بازار، تقاضا را لزوماً حذف نمی‌کند و ممکن است زمان بروز آن را جابه‌جا کند. اگر سفارش‌های خرید در ساعات تعطیلی انباشته شوند، بازگشایی می‌تواند با تمرکز تقاضا مواجه شود. نزدیک‌شدن ساعت توقف نیز ممکن است برخی کاربران را به تصمیم عجولانه سوق دهد.

موضوع اندازه بازار نیز اهمیت دارد. در اقتصادی با جمعیت حدود ۹۰ میلیون نفر و نیازهای گسترده ارزی برای واردات، تولید و تجارت خارجی، نسبت‌دادن جهت حرکت دلار به بازار تتر، بدون ارائه شواهدی از سهم و قدرت اثرگذاری این بازار، قابل دفاع نیست. بانک مرکزی باید توضیح دهد بر چه مبنایی محدودکردن معاملات تتر را ابزاری مؤثر برای مهار بازاری با این ابعاد می‌داند.در مقابل، مأموریت‌های بانک مرکزی روشن است. ماده ۳ قانون بانک مرکزی، کنترل تورم، ثبات و سلامت شبکه بانکی، حمایت از رشد و اشتغال و کمک به حفظ ارزش پول ملی را در شمار اهداف این نهاد قرار می‌دهد. بنابراین بانک مرکزی حتما الویت‌های مهم‌تری برای حفظ ارزش پول ملی تا وارد شدن به کشمکش بی پایان با پلتفرم‌ها دارد.

در شرایط فشار معیشتی و تهدید تاب‌آوری اقتصادی، تصمیم‌ها باید با حساسیت بیشتری نسبت به آثار جانبی گرفته شوند. محدودیت دسترسی به وجوه می‌تواند نگرانی تازه‌ای درباره نقدشوندگی ایجاد کند و به رفتارهای شتاب‌زده دامن بزند. سیاست‌گذار باید توضیح دهد چرا ابزار انتخاب‌شده، کم‌هزینه‌ترین راه رسیدن به هدف است. انتشار ارزیابی اثر، بررسی گزینه‌های جایگزین و بازنگری سریع در تصمیم‌های کم‌اثر، بخشی از مسئولیت حفظ اعتماد عمومی است. آرامش بازار با افزایش قابلیت پیش‌بینی و پاسخ‌گویی تقویت می‌شود؛ نه صرفا با کوتاه‌کردن ساعات معامله.