طرح ۲ هفتهای آقا یا خانم بسنت برای فروپاشی اقتصاد ایران رسماً شکست خورد / قاچاقچی دوگانهسوز
طرح بسنت نیز دوهفتهای بود. اعمال تحریمهای مختلف به انطباق و سازگاری ایران انجامیده و برای هر دور جدید، شوک زیادی تعبیه میشود، اما آنها نیز برای بهزانودرآوردن کافی نیستند.
به گزارش سفیر ارجان ، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا مهلتی دوهفتهای برای فروپاشی اقتصادی ایران تعیین کرده بود که به پایان رسید، اما آن اتفاق رخ نداد. بسنت امیدوار بود ماهها محاصره دریایی اثر خود را گذاشته باشد و در اتصال با اجرای شوکآور محاصره هوایی و پررنگکردن احتمال ازسرگیری جنگ، اقتصاد به نقطهای برسد که شورش داخلی رخ دهد. این ایده به فکری فراگیر در آمریکا تبدیل شده است که تحریم از جنگ مؤثرتر است، زیرا جنگ نیز قرار بود شورشیان را به خیابان بکشاند که رخ نداد، اما در صورت کنار کشیدن عامل خارجی از میدان، شورشیان میتوانند در ظاهر بدون اتهام مستقیم همکاری با دشمن راحتتر به میدان بیایند.
طبق ایده دشمن در فقدان حمله خارجی انگیزه مدافعان کشور فروکش کرده و بالعکس فشار اقتصادی آنها را هم منفعل میسازد. در مقابل، شورشیان که اتهام وابستگی خارجی، محدود و تنهایشان کرده بود، این بار با ادعای مسائل معیشتی قدرت مانور و یارگیری مییابند. اینها تماماً فرضهایی بود که ریشه در برخی مسائل از جمله شورشهای ظاهراً معیشتپایه قبلی و از جمله وقایع دیماه ۱۴۰۴ داشتند.
دشمن امیدوار بود همانگونه که زیانهای جنگ ۱۲ روزه، با فشارهای بعدی و ذخیرهسازی دلار برای تحمل فشارهای جنگ پیشرو به وقایع دیماه انجامید، در این نوبت نیز روند مذکور تکرار شود. دشمن اما عامدانه جزئیات ضروری را ندید. آیا اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ قدرتمند بودند یا بهصورت پراکنده و موردی جریان داشت؟ آیا در ۱۸ و ۱۹ دیماه، میزان یارگیری از مردم قابلتوجه بود یا کمبودن تعداد شورشیان باعث تغییر در نوع اقدام شد؟ حقیقت در ۱۸ و ۱۹ دیماه این بود که دشمن با برآورد از این موضوع که میزان افراد پیوسته به شورش اندک است، سعی کرد تا واقعه از نبض نیفتاده، آن را دستمایه طرح انتحاری کودتا کند. شورشیان در ۱۸ دیماه به ۷۴۹ کلانتری که یکپنجم کلانتریهای کشور را تشکیل میدادند حمله کرده تا تعادل اوضاع امنیتی داخل را بههم بزنند. دشمن اگر در انتظار ۱۸ دیماه نشسته باید تأثیر جنگ ۱۲روزه در واگرایی افراد از شورشهای داخلی را هم محاسبه کرده و مرور کند که چرا اندک شورشیان را به اقدام انتحاری کشاند.
در شرایط کنونی میادین اصلی و خیابانها در کنترل انقلابیون و مردم قرار دارند که با بروز نشانههایی از تشدید، حضور خود را تقویت میکنند. اگر دشمن به خالیشدن خیابانها در پی باز شدن مدارس و سردشدن هوا امید بسته بود، بد نیست وقایع اسفند سال گذشته را از نظر بگذراند که علیرغم سردی هوا و استمرار آموزش، خیابانها مملو از مردم شدند. آنها امروز هم در خیابان حضور دارند. مهلت بسنت به پایان رسید تا ثابت شود تعیین زمانها توسط وی یک سنت هم ارزش ندارند.
در خصوص شکست طرح دشمن نکات زیر اهمیت دارند.
۱. تحریم ایران تغییراتی میآفریند که لزوماً تمام آنها قابلمحاسبه نبوده و مشخص نیست به سود آمریکا تمام شوند. اعمال تحریمهای مختلف به انطباق و سازگاری ایران انجامیده و برای هر دور جدید، شوک زیادی تعبیه میشود، اما آنها نیز برای بهزانودرآوردن کافی نیستند.
۲. منشأ تحریمهای قبلی وضع قوانین داخلی و اعمال جهانی آن بود، اما مسئله کنونی اعمال محاصره دریایی با سلاح است. در دور قبلی مسیرهایی برای دور زدن قوانین حقوقی با انواع اقدامات ایجاد شد ولی حالا با مشخصشدن دشواری دور زدن محاصره دریایی، ایران احتمالاً به سمت راهکار نهایی در زمینه اصلاح و ارتقای تسلیحات خواهد رفت. این قضایا برای آمریکا منافعی دارد، اما زیانها نیز قابل توجهاند.
۳. حمله آشکار رژیم بدنام صهیونیستی و آمریکا، ملیگرایی ایرانی با تمام ویژگیهایش را افزایش داده و این به نوبه خود عامل افزایش تابآوری روحی است. هنگامی که تابآوری روحی افزایش پیدا کند انواع فشارها باید سقف جدیدی برای اثرگذاری ثبت کنند که بعضاً ناشدنی و با تبعات بالا هستند. این تابآوری از جنبههای مختلفی بالا رفته است. یک مورد موجودیتیشدن جنگ است که در صورت شکست در آن، نظام سیاسی متزلزل و تجزیه کشور رخ میدهد و برایناساس تحمل دشواریها برای عدم تحقق این هدف شوم دشمن، بالا میرود.
دومین مورد، هماوردی دشمن از نظر تمدنی است. این قضیه با نشان دادن عمق کینه و دشمنی، توانایی تحمل را ارتقا میدهد. سومین امر، عجینشدن فرهنگ شیعه با شهادت رهبران است که نیروی عجیبی به آن میبخشد. تکرار هرساله مراسم ماه محرم و عاشورا نمادی از این قضیه است. دشمن با ترورها و شباهتهایی که بین وقایع کنونی و گذشته ایجاد میکند، کار سختی پیش رو دارد.
۴. در کنار تابآوری و در حوزهای جدا، ابزارهای کارآمد دشمن درحال کندشدن هستند. هر سیاست یکسری از مزایا را به دنبال داشته و محدودیتهایی هم دارد. وقتی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا از جنگ تمدنی غرب با تمدن ایرانی سخن گفته و در ادعایی هخامنشیان را غارتگر مینامد، او کوشیده مجموعه غربی را برای جنگ متحد سازد، اما در طرف مقابل، با درهمکوبیدن شعارها و نمادهای برخی گروههای معارض، آنها را از کنار خود رانده و در مقابل قرار میدهد. دشمن با اقدامات خود دو اتفاق را رقم زده است؛ محدودشدن فضای مانور شورشیان و دوم، تجدیدنظر قسمتی از معارضان. محدودشدن فضای مانور شورشیان آن است که در هر دور التهابات داخلی افراد کمتری به میدان آمده و خشونت بیشتری به کار میبرند که دوری بیشتر مردم از آنها را در پی دارد. همچنین معارضان چه به دلیل تضاد فکری و چه از روی عملگرایی، پس از قرارگرفتن در کنار دشمنی که به جنگ علنی کشورشان آمده، از آن روی بر میگردانند.
۵. در داخل ایران، کسی احساس شکست نمیکند. همه میدانند ایران ضرباتی از برترین قدرت جهان و متحدان ثروتمندش خورده و البته ضرباتی تعیینکننده به آنها زده و دستاوردهایی دارد. منطقهای کردن جنگ، آسیب به شبکه پدافندی، ضربات ویرانگر به زیرساختها، حملات دقیق به محل اختفای افسران در منازل امن و هتلها که نیازمند اطلاعات لحظهای و سلاحهای دقیق با آسیب کم بود، به همراه تسلط بر تنگه هرمز باعث شده ایرانیان در یک جنگ مهم احساس شیرین پیروزی داشته باشند. درک عمیق از خطری که وجود داشت و استمرار دارد، به همراه ثمره پایداری که آن را چشیدهاند، جامعه را مقاومتر ساخته است.
۶. به موازات فشار اقتصادی به ایران، مردم، ملتها و ناظران امور درحال مشاهده بحرانهای پیچیدهای در جهان و مجموعه غرب هستند. بحران در نرخ بهره اوراققرضه که باعث افزایش هزینه استقراض میشود، بالارفتن تورم درحالیکه استقراض و بدهی ملی بالاست، قیمتهای بالای گازوئیل و تغییرات شدید در حاشیه سود کسبوکارها، به همراه تأثیرات سیاسی که میتواند به شکست ترامپ در انتخابات میاندورهای کنگره منجر گردد، به همه آشکار کرده جنگ تابآوری میان طرفین برقرار است، آن هم در شرایطی که از نظر اقتصادی میان دو طرف نابرابری وجود دارد.
طرحهای پیدرپی ترامپ در حوزه گازوئیل که در گستره وسیع جغرافیایی صورت میگیرند، سراسیمگی و تنگنای وی را نمایش میدهد. صحبت از وجود طرح ممنوعیت ۹۰ روزه صادرات گازوئیل از آمریکا، اعلام خبر کسب رضایت فرانسه برای آزادسازی ۱۰ میلیون بشکه گازوئیل از ذخایر استراتژیکش به همراه توافقی با روسیه برای ارسال محمولههای جدید به بازار، سه اقدام بزرگ ترامپ هستند.
کارشناسان معتقدند حداکثر توان رئیسجمهور آمریکا، تأثیر خاصی بر بازار نخواهد داشت. طرح ۹۰ روزه ممنوعیت صادرات بیش از هر چیز تهدید جهان بود، زیرا از آن رو که آمریکا یکی از صادرکنندگان بزرگ گازوئیل است، این امر میتوانست به گرانی جهانی منتهی شود. این ممنوعیت بهخودیخود در داخل آمریکا تأثیر چندانی بر کاهش قیمت نداشت. مشکل بازار داخلی گازوئیل آمریکا کمبود نیست بلکه اثرپذیری از قیمتهای جهانی است. برایناساس طرح ممنوعیت صادرات تأثیری بر قیمتها نداشت بلکه از طریق ایجاد کمبود در بازار جهانی حتی میتوانست به رشد مجدد قیمت در داخل بینجامد.
فرانسه قرار است ۱۰ میلیون بشکه گازوئیل آزاد کند که قیمتها را به میزان کمی در حد ۰.۱۲ تا ۰.۱۴ یورو کاهش میدهد. توافق با روسیه از فرانسه هم بدتر است. روسها طی ۶ ماه عملیات مداوم اوکراین پالایشگاههایشان آسیب دیده و از یک صادرکننده به واردکننده بدل شدهاند. اوکراینیها تقریباً نیمی از پالایشگاههای روسیه را هدف گرفتهاند، هرچند این به معنای نابودی کامل یک پالایشگاه نیست. در خصوص آنچه قرار است روسها به بازار تزریق کنند تردید وجود دارد و اگر هم تزریق گردد، مقدار آن بسیار کم خواهد بود. به نظر میرسد ترامپ بیش از هر چیز با این توافق خواسته تا حملات اوکراینیها به پالایشگاههای روسیه متوقف شود، زیرا در صورت ادامه، روسها مجبور بودند مقادیر بیشتری گازوئیل از بازار جهانی وارد کنند که قیمتها را بالا میبرد.
طرح ممنوعیت صادرات ۹۰ روزه گازوئیل آمریکا، منطقی در جهت کاهش قیمت داخلی ندارد که اگر داشت ترامپ آن را بهسرعت اجرایی میکرد. مذاکرات با فرانسه بیش از آنکه اجابت خواستههای آمریکا باشد احتمالاً با تصمیم پاریس منطبق بوده است. در اروپا سوخت اصلی گازوئیل بوده و مصرف آن تا ۲.۵ برابر بنزین است. تحت تأثیر قرارگرفتن ثبات داخلی این کشور، عامل اصلی حرکت فرانسه بود و ترامپ احتمالاً تلاش کرده مقادیر آزاد شده را کمی افزایش دهد و دلیل انجام آن را به مذاکراتش مرتبط کند.
گازوئیل تنها یک شاخه از بحرانهایی است که جهان و ترامپ با آن مواجهند. کمبود گاز، یک حوزه دیگر است. صادرات گاز قطر تا ۹۶ درصد کاهش داشته است. ۱۷ درصد ظرفیت تولیدش در جنگ از بین رفته و احیای آن در صورت اتمام درگیریها سه تا پنج سال به طول میانجامد.
۷. طرح محاصره دشمن با محاصره متقابل متحدان آمریکا روبهرو شده و آنها وضعیت مخاطرهآمیزتری دارند. عربستان بزرگترین و مهمترین متحد آمریکا از دریا و هوا بهصورت نسبی محاصره شده و با فرسایش زیرساختها، قوای نظامی و دورنمای بیثباتی داخلی روبهروست.
۸. طرحهای دشمن برای ساقطسازی ضربتیاند که این در جنگ ۱۲روزه، ۱۸ دی و جنگ ۴۰روزه تجربه شد. طرح بسنت نیز دوهفتهای بود. اینکه چنین اقداماتی شکست خوردند، پیروزی بزرگی است اما باید فکری به حال تکرار این طرحها کرد. این چهارمین طرح ساقطسازی در کمتر از دو سال بود.