دانشمندان در سال ۱۹۶۰ پیشبینی کردند که جهان در ۲۲ آبان ۱۴۰۵ به پایان میرسد
این مطلب اولین بار در سایت گیمفا گیمفا: اخبار، نقد و بررسی بازی، سینما، فیلم و سریال در لینک دانشمندان در سال ۱۹۶۰ پیشبینی کردند که جهان در ۲۲ آبان ۱۴۰۵ به پایان میرسد نوشته شده است. دقیقاً یک ماه دیگر، در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۶ (۲۲ آبان ۱۴۰۵)، جهان به پایان خواهد رسید؛ دستکم بر اساس پیشبینیای که در سال ۱۹۶۰ مطرح شد. جالب اینکه تاریخ اعلامشده برای این آخرالزمان احتمالی، مصادف با جمعه سیزدهم است. این
دقیقاً یک ماه دیگر، در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۶ (۲۲ آبان ۱۴۰۵)، جهان به پایان خواهد رسید؛ دستکم بر اساس پیشبینیای که در سال ۱۹۶۰ مطرح شد. جالب اینکه تاریخ اعلامشده برای این آخرالزمان احتمالی، مصادف با جمعه سیزدهم است.
این پیشبینی را هاینتس فون فورستر، فیزیکدان دانشگاه ایلینوی، در مقالهای علمی منتشرشده در نشریه ساینس مطرح کرد؛ مقالهای که بعدها بارها مورد استناد قرار گرفت. در ماههای اخیر، نگرانیها درباره احتمال ظهور هوش مصنوعی خودآگاه و خارج از کنترل، دوباره بحثهای مربوط به پایان جهان را داغ کرده است، اما فون فورستر خطر متفاوتی را در نظر داشت.
بیش از یک قرن، نگرانی اصلی درباره آینده بشر به رشد بیرویه جمعیت و ناتوانی منابع غذایی در تأمین نیازهای آن مربوط میشد. این دیدگاه از نظریههای توماس مالتوس، اقتصاددان انگلیسی که بین سالهای ۱۷۶۶ تا ۱۸۳۴ زندگی میکرد، سرچشمه میگرفت. بر اساس این نگرانی، افزایش جمعیت سرانجام به کمبود غذا و قحطی گسترده منجر میشد. با این حال، فون فورستر با این دیدگاه مخالفت کرد. او بهدرستی فرض میکرد که خلاقیت و توانایی حل مسئله در انسان، امکان تأمین غذای مورد نیاز بخش بزرگی از جمعیت جهان را فراهم خواهد کرد. از نظر او، مشکل اصلی این بود که جمعیت با سرعتی فزاینده رشد میکرد و در نهایت به سمت بینهایت پیش میرفت.
فون فورستر و همکارانش در بخشی از مقاله خود، با اشاره به سرنوشت نسلهای آینده، پیشبینی تکاندهندهای مطرح کردند و گفتند:
نوههای چند نسل بعد از ما از گرسنگی نخواهند مرد، بلکه زیر فشار جمعیت بیش از حد، فشرده و نابود خواهند شد.
آنها پیشبینی میکردند که آخرین نفسهای گونه انسان در پاییز سال ۲۰۲۶ فروکش خواهد کرد.
امروز روشن است که پیشبینی فون فورستر تا چه اندازه از واقعیت فاصله داشته. نهتنها جمعیت جهان که اکنون حدود ۸.۳ میلیارد نفر برآورد میشود، دیگر با سرعت دوران نگارش آن مقاله رشد نمیکند، بلکه نگرانیهایی جدی درباره حرکت روند جمعیتی در جهت مخالف شکل گرفته. در دهها کشور، از کره جنوبی و ژاپن گرفته تا بخش بزرگی از اروپای غربی، توجه جمعیتشناسان از خطر افزایش بیش از حد جمعیت به سمت کاهش نرخ زاد و ولد تغییر کرده است.
در ایالات متحده، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز به این موضوع توجه نشان داده. او خود را رئیسجمهور باروری نامیده و از مشوقهای مالیاتی برای خانوادههای جدید حمایت کرده است. دولت او حتی اهدای مدال به زنانی را بررسی کرده که شش فرزند یا بیشتر به دنیا میآورند. البته ایده اعطای نشان به مادران پرجمعیت پیشتر در دوران حکومت ژوزف استالین نیز مطرح شده بود.
چرا پیشبینی پایان جهان تا این اندازه اشتباه بود؟
چگونه پیشبینیای که تا این اندازه اشتباه از آب درآمد، توانست چنین تأثیر ماندگاری بر افکار عمومی بگذارد؟ کارشناسان جمعیت که با نشریه پاپیولار ساینس گفتوگو کردهاند، معتقدند فون فورستر و همعصرانش پیشبینی خود را بر اساس روندهای واقعی گذشته بنا کردند، اما نتوانستند تغییرات بزرگی را که همزمان در جهان رخ میداد، بهدرستی تشخیص دهند. آنها شاید نرخ رشد جمعیت تا آن زمان را درست اندازهگیری کرده بودند، اما این اعداد تنها بخشی از داستان را نشان میدادند.
جوئل کوهن، استاد دانشگاه راکفلر و دانشگاه کلمبیا و زیستشناس ریاضی، که سالها تغییرات جمعیت انسانی را بررسی کرده و کتاب تأثیرگذار ظرفیت زمین برای پشتیبانی از جمعیت انسان را در سال ۱۹۹۵ منتشر کرده است، به پاپیولار ساینس گفت:
او تصویر را درست ترسیم کرده بود، اما درست در همان زمانی که آن تصویر دیگر با واقعیت مطابقت نداشت.
کوهن همچنین توضیح داد که فون فورستر در آن زمان نمیدانست و در حقیقت هیچکس متوجه نشده بود که بیشترین نرخ رشد جمعیت در تاریخ بشر قبلاً به وقوع پیوسته است. او گفت:
اوج تاریخی رشد جمعیت در اوایل دهه ۱۹۶۰ اتفاق افتاد.
فون فورستر و همکارانش مقالهای با عنوان روز قیامت را در ۴ نوامبر ۱۹۶۰ منتشر کردند. این پیشبینی جنجالی بر پایه معادلهای شکل گرفته بود که با استفاده از روندهای گذشته، جمعیت انسان را برای سالهای آینده محاسبه میکرد.
تیم پژوهشی برای تدوین مدل خود، ۲۴ برآورد از جمعیت جهان را گردآوری کرد که بازهای حدود ۲ هزار سال را پوشش میدادند. فرض اساسی آنها این بود که انسان به دلیل توانایی منحصربهفرد خود در همکاری و نوآوری، با سایر حیوانات تفاوت دارد.
برای مثال، جمعیت مگسهای میوه در یک ظرف، پس از مدتی به دلیل ازدحام و رقابت بر سر منابع به ثبات میرسد. اما نویسندگان مقاله معتقد بودند که روند جمعیت انسانی برعکس عمل میکند. به باور آنها، هرچه تعداد انسانها بیشتر شود، توانایی همکاری میان آنها نیز افزایش مییابد و این همکاری گستردهتر به رشد سریعتر جمعیت منجر خواهد شد.
اگر منحنی رشد جمعیت را بر اساس همین فرض به آینده امتداد میدادند، نتیجه صرفاً افزایش جمعیت نبود، بلکه رسیدن شتابان آن به سمت بینهایت را نشان میداد. طبق محاسبات آنها، جمعیت جهان در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۶، با حاشیه خطایی حدود پنج سال، به نقطهای میرسید که بهعنوان دیوار ریاضی شناخته میشد؛ نقطهای که مدل دیگر قادر به ارائه مقدار محدودی برای جمعیت نبود.
فون فورستر تنها دانشمندی نبود که درباره خطر افزایش جمعیت هشدار میداد. هشت سال بعد، زیستشناس پل آر. ارلیش کتاب بمب جمعیت را منتشر کرد؛ اثری که احتمالاً بیش از هر کتاب دیگری به گسترش نگرانیها درباره افزایش بیش از حد جمعیت کمک کرد.
کوهن درباره اشتباه مشترک این دو پژوهشگر گفت:
هر دوی آنها هنگام نگاه کردن به گذشته درست عمل میکردند، اما در پیشبینی آینده اشتباه کردند.
در نگاه نخست، این تصور که آینده شبیه گذشته خواهد بود، چندان غیرمنطقی به نظر نمیرسد. جمعیت انسان در بخش بزرگی از حدود ۳۰۰ هزار سال تاریخ گونه ما، با سرعتی نسبتاً کم اما پیوسته افزایش یافته بود. با این حال، جهانیشدن، استعمار و انقلاب صنعتی این روند را بهشدت تغییر دادند و رشد جمعیت وارد مرحلهای متفاوت شد.
جمعیت انسان با چه سرعتی رشد میکند؟
دارل بریکر و جان ایبیتسون در کتاب سیاره خالی: شوک کاهش جمعیت جهان که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد، توضیح میدهند که جمعیت انسان در حدود سال ۱۸۰۰ میلادی از مرز یک میلیارد نفر عبور کرد. این رقم تا سال ۱۹۲۷ به دو میلیارد نفر رسید. سپس کمتر از ۵۰ سال بعد، در سال ۱۹۷۴، جمعیت جهان بار دیگر دو برابر شد و به چهار میلیارد نفر رسید. تنها ۱۳ سال دیگر طول کشید تا جمعیت از مرز پنج میلیارد نفر عبور کند. در سال ۲۰۲۲ نیز شمار انسانهای روی زمین از هشت میلیارد نفر فراتر رفت.
به گفته جوئل کوهن، عوامل متعددی در این انفجار جمعیتی نقش داشتند، اما یکی از مهمترین آنها گسترش محصولات کشاورزی ارزان و پرکالری مانند سیبزمینی و ذرت بود که از قاره آمریکا به سایر نقاط جهان راه یافتند.
با این حال، نکته اساسی این بود که انسانها لزوماً فرزندان بیشتری به دنیا نمیآوردند؛ بلکه توانایی بیشتری برای زنده نگه داشتن کودکانی پیدا کرده بودند که متولد میشدند. دین اسپیرز، دانشیار دانشگاه تگزاس و جمعیتشناس اقتصادی، در گفتوگو با پاپیولار ساینس توضیح داد:
بشر بهتدریج در زنده نگه داشتن افرادی که متولد میشدند، موفقتر شد. نوآوریهای ساده اما مهمی مانند شناخت نظریه میکروبی بیماریها، بهبود بهداشت و ارتقای تغذیه نقش اساسی در این تحول داشتند.
اسپیرز که تغییرات جمعیتی و عوامل اقتصادی مؤثر بر آن را بررسی میکند، کتابی با عنوان پس از اوج را نیز در همین زمینه منتشر کرده است. او توضیح میدهد که پیشرفتهای پزشکی و تغذیه باعث کاهش مرگومیر در سالهای نخست زندگی شدند؛ در نتیجه، شمار بیشتری از کودکان زنده ماندند و جمعیت جهان افزایش یافت.
افزایش امید به زندگی و کاهش مرگومیر کودکان در سراسر جهان، بخش مهمی از محاسبات فون فورستر را زیر سؤال میبرد. نرخ مرگومیر نمیتواند تا ابد کاهش پیدا کند و زمانی که بیشتر کودکان از دوران ابتدایی زندگی جان سالم به در میبرند، خانوادهها معمولاً فرزندان کمتری به دنیا میآورند.
بنابراین، جهش جمعیت بیشتر به یک انفجار جمعیتی در مقطعی خاص شباهت داشت، نه چرخهای بیپایان که با هر مرحله سرعت بیشتری پیدا کند. اسپیرز معتقد است فرض فون فورستر درباره شتاب گرفتن بیپایان رشد جمعیت، بر درک نادرستی از منشأ این رشد تکیه داشت. او در این باره گفت:
این پیشبینی بر برداشت اشتباهی از عوامل ایجادکننده رشد جمعیت استوار بود.
به گفته اسپیرز، متخصصان جمعیت در همان دوران نیز از این موضوع آگاهی داشتند. نه فون فورستر و نه پل آر. ارلیش، نویسنده کتاب بمب جمعیت، متخصص جمعیتشناسی انسانی نبودند. زمینه تخصصی فون فورستر فیزیک و فلسفه بود و ارلیش در رشته زیستشناسی فعالیت میکرد. با این حال، هر دو در جلب توجه عمومی به دیدگاههای خود مهارت زیادی داشتند.
گزارشها حاکی از آن است که برخی دانشگاهیان در آن زمان نامههایی سرشار از اعتراض و ناباوری به سردبیر نشریه ساینس ارسال کردند و پیشبینی پایان جهان را مضحک و آشکارا بیاساس خواندند.
اسپیرز درباره این پیشبینی گفت:
حتی در همان زمان نیز هیچ دلیلی وجود نداشت که تصور کنیم جمعیت با همان سرعت به رشد خود ادامه خواهد داد. پل ارلیش زیستشناسی بود که روی پروانهها مطالعه میکرد، نه متخصص جمعیتشناسی انسانی.
چرا امروز کاهش نرخ زاد و ولد نگرانی ایجاد کرده است؟
در نیمه دوم قرن بیستم، رشد جمعیت در نتیجه همزمانی چندین عامل با سرعت زیادی کاهش یافت.
انقلاب سبز در کشاورزی امکان تولید غذای بیشتر در همان سطح زمین را فراهم کرد و نگرانی از گرسنگی گسترده ناشی از کمبود مواد غذایی را کاهش داد. از سوی دیگر، سازمان غذا و داروی آمریکا در سال ۱۹۵۷ نخستین قرص ضدبارداری را تأیید کرد؛ اتفاقی که اختیار زنان برای تصمیمگیری درباره زمان و تعداد فرزندانشان را افزایش داد.
این تحولات، در کنار مهاجرت گسترده مردم از مناطق روستایی به شهرها، بهتدریج نگرانیها را از افزایش بیش از حد جمعیت به سمت کاهش نرخ زاد و ولد سوق داد.
جمعیتشناسان و کارشناسان سیاستگذاری هنوز درباره میزان نگرانی لازم از کاهش زاد و ولد اختلافنظر دارند. با این حال، عموماً پذیرفته شده که افزایش قابلتوجه سهم سالمندان در مقایسه با جمعیت جوانتر میتواند در بلندمدت فشار زیادی بر اقتصاد کشورها و خدمات اجتماعی وارد کند.