نقد و بررسی بازی Nivalis Nights

این مطلب اولین بار در سایت گیمفا گیمفا: اخبار، نقد و بررسی بازی، سینما، فیلم و سریال در لینک نقد و بررسی بازی Nivalis Nights نوشته شده است. شبیه‌ساز زندگی در دنیای سایبرپانکی؛ Nivalis Nights در نگاه اول پکیج جالبی به نظر می‌رسد! عنوان مستقل Nivalis Nights، اثری عجیب با گرافیک پیکسلی و حال‌وهوایی کارتونی، تم سایبرپانکی و ژانر Life Simulator است. در اولین برخوردی که با بازی Nivalis Nights داشتم و صف

شبیه‌ساز زندگی در دنیای سایبرپانکی؛ Nivalis Nights در نگاه اول پکیج جالبی به نظر می‌رسد!

عنوان مستقل Nivalis Nights، اثری عجیب با گرافیک پیکسلی و حال‌وهوایی کارتونی، تم سایبرپانکی و ژانر Life Simulator است. در اولین برخوردی که با بازی Nivalis Nights داشتم و صفحه استیم بازی را چک کردم، درست‌ و حسابی متوجه نشدم با چه اثری طرف هستم. البته اتفاق عجیبی هم نیست؛ بازی ژانر بسیار گنگ و ناواضحی دارد.

اگر بخواهم یک توصیف کلی از Nivalis Nights و هدف آن ارائه کنم، می‌توان گفت که با یک اثر «شبیه‌ساز زندگی» طرف هستیم که در آن باید کسب‌ و کار رستوران خود را اداره کنیم، با شخصیت‌های بازی تعامل داشته باشیم و خطوط داستانی آنها را پیش ببریم، برخی کارهای ریز و درشت مانند ماهیگیری انجام دهیم و به‌طور خلاصه، زندگی خود را در این جهان پیش ببریم.

داستان زندگی شخصیت ما از این قرار است که در شهر خیالی Nivalis، به شکلی عجیب، یک رستوران را از فردی غریبه به ارث برده‌ایم و حالا باید آن را اداره و گسترش دهیم تا با سود حاصل از آن، بدهی‌ای را پرداخت کنیم که آن هم درست مانند رستوران، از ناکجاآباد وارد زندگی ما شده است. این در حالی است که به دلیل حضور فعال یک قاتل سریالی در شهر، عبور و مرور به بخش‌های مختلف شهر محدود شده و ممنوعیت تردد در شب برای مردم اعلام شده است.

چنین شرایطی وضعیت اقتصادی خاصی را برای شهر به وجود آورده و حالا باید با چالش‌های مختلفی در اداره کسب‌وکار خود دست‌وپنجه نرم کنیم.

شاید بتوان گفت پررنگ‌ترین فعالیت شما در بازی، مدیریت رستورانی است که در اختیارتان قرار گرفته و باید برای بهبودش تلاش کنید

اگر بخواهیم وضعیت گیم‌پلی در تجربه این اثر را بررسی کنیم، می‌توان آن را به دو وجه کلی تقسیم کرد؛ مدیریت رستوران و انجام کوئست‌های داستانی. شاید بتوان گفت پررنگ‌ترین فعالیت شما در بازی، مدیریت رستورانی است که در اختیارتان قرار گرفته و باید برای بهبودش تلاش کنید. حتی رستوران‌های دیگری راه‌اندازی کرده تا با گسترش فعالیت و افزایش درآمد، مسیر خود را پر قدرت‌تر ادامه دهید.

رستوران یک‌سری فعالیت پایه دارد که روزهای اول را باید با آنها پیش ببرید؛ خرید مواد غذایی، تهیه وسایل آشپزخانه و میز و صندلی، تزئین محیط و… . سپس می‌توانید با استخدام کارگر در نقش‌های مختلف، بخشی از کارها را به افراد دیگر واگذار کنید. برای تهیه غذا، خدمتکار برای گرفتن سفارش و تحویل غذا، نیروی نظافت برای جمع کردن زباله‌های روی زمین و حتی یک مدیر برای انجام خریدها و کارهای روزمره.

در واقع، با گذشت زمان می‌توانید اکثر کارها را به کارگران محول کنید، اما همچنان حضور بالای سر آنها تا حدی بهتر است و اگر کار را کاملاً رها کنید، آن‌طور که بایدوشاید همه‌چیز به درستی پیش نمی‌رود.

پیشرفت شما در کسب‌ و کار غذا هم فرآیند جالبی دارد. در ابتدا آشپزخانه شما یک‌سری تجهیزات پایه مانند یخچال و اجاق گاز دارد که غذا با استفاده از آنها آماده می‌شود. رستوران هم منویی شامل چند غذا دارد که هرکدام با مواد اولیه و تجهیزات مشخصی طبخ می‌شوند و شما برای ارائه آن غذا باید تجهیزات و مواد غذایی لازم را داشته باشید.

این منو ثابت نیست و می‌توانید با انجام فعالیت‌های مختلف، رسپی غذاهای جدید را به دست آورید. سپس، در صورت تمایل، قیمت غذا یا برخی مواد تشکیل‌دهنده آن را تغییر دهید و اگر تجهیزات آشپزی و مواد غذایی لازم را داشته باشید، آن را برای مشتری آماده کنید.

خرید تجهیزات جدید آشپزخانه مانند گریل، میکسر، یخچال‌های متعدد و… نیز به شما اجازه می‌دهد آیتم‌های جدیدی به منو اضافه کرده و در نتیجه، مشتریان بیشتری جذب کرده و رضایتشان را افزایش دهید.

جذب مشتری و رضایت آنها صرفاً سود مالی نیست و اعتبار کسب‌ و کارتان را هم افزایش می‌دهد. وقتی هر مشتری غذای خود را تمام کند، دو حالت وجود دارد: یا راضی است یا نیست. در صورت ناراضی بودن، پول و امتیازی دریافت نمی‌کنید و صرفاً مواد غذایی و خدمات را هدر داده‌اید. اما اگر مشتری راضی باشد، از یک تا پنج ستاره به شما می‌دهد و این امتیاز در آمار رستوران ثبت می‌شود؛ آماری که تأثیرات جالبی روی پیشرفت کسب‌ و کار دارد.

برای اینکه بتوانید کسب‌وکار خود را گسترش داده، نیروی کار بیشتری استخدام کنید و رستوران‌های متعدد تأسیس کنید، لازم است لول مغازه را بالا برده و مجوزهایی به دست آورید. با افزایش لول مغازه می‌توانید نیروی کار بیشتری استخدام کرده، تعداد آیتم‌های بیشتری به منو اضافه کنید و حتی قیمت‌های بالاتری روی آنها بگذارید.

برای احداث مغازه‌های متعدد هم لازم است مجوزهای سطح بالاتر به دست آورید؛ چون طبق توضیح بازی، کمپانی‌های بالادستی و مدیران تصمیم‌گیرنده باید ابتدا از موفقیت یک کسب‌وکار مطمئن باشند تا اجازه گسترش آن را بدهند.

همان‌طور که گفتم، یکی از راه‌های موفقیت و کسب رضایت مشتریان، افزایش آیتم‌های منو است، اما این تنها راه نیست. شما با تهیه میز و صندلی باکیفیت، تزئین محیط، دادن تخفیف به مشتریان و دستکاری رسپی غذاها می‌توانید رضایت مشتریان را افزایش دهید. در نهایت هم با کسب رضایت آن‌ها و گرفتن ستاره، اعتبار کسب‌وکارتان را در شهر افزایش می‌دهید.

این‌ها شرح کلی وضعیت بخش آشپزی بازی بود؛ سیستمی که روی کاغذ احتمالاً جالب به نظر می‌رسد و می‌تواند نوید چیزی شبیه به شبیه‌سازهای آشپزی را بدهد. اما آیا واقعاً چنین شرایطی بر بازی حاکم است؟

شما به ظاهر در حال انجام کارهای زیادی هستید، ولی در عمل هیچ کاری نمی‌کنید!

اگر بخواهم درباره حس‌ و حال بازی صادق باشم، بخش مدیریت رستوران در هسته مرکزی ایده‌اش واقعاً فان و سرگرم‌کننده است. به‌خصوص اگر ذهنیتی رقابتی داشته باشید، اینکه هر شب قبل از خواب آمار دخل‌ و خرج خود را چک کنید و میزان پیشرفت، سود مالی و جذب مشتری را بررسی کنید، اینکه هر روز برای پیشرفت کسب‌وکارتان بیدار شوید، خرید کنید، نیرو استخدام کنید و به مشتریان خدمات دهید، همه این‌ها می‌تواند جذاب باشد.

خلاصه بگویم، ایده اینکه یک یا چند رستوران را به همراه منابع مالی، غذایی و انسانی آن‌ها مدیریت کنید، جالب است. ولی این جذابیت تا حد زیادی در هسته مرکزی ایده خلاصه می‌شود و وقتی بازی به مرحله اجرای آن می‌رسد، کمی لنگ می‌زند.

بگذارید مستقیماً سراغ بزرگ‌ترین مشکل بازی بروم؛ ایرادی که تقریباً در تمام بخش‌های آن قابل مشاهده است: شما به ظاهر در حال انجام کارهای زیادی هستید، ولی در عمل هیچ کاری نمی‌کنید!

جمله انتزاعی و عجیبی است، اما بگذارید کمی مسئله را باز کنم. بازی به شما عاملیت بالایی در مدیریت رستوران می‌دهد، اما وقتی کار به مرحله انجام این تصمیمات می‌رسد، نه‌تنها شما تا حد زیادی فقط بیننده هستید، بلکه با گذر زمان متوجه می‌شوید بسیاری از تصمیماتتان اصلاً خروجی واقعی ندارند.

شما می‌توانید کارمند استخدام کنید، برای آنها حقوق تعیین کنید و در صورت نداشتن مبلغ کافی هنگام پرداخت، باعث نارضایتی آنها شده که طبق توضیح بازی، در صورت تکرار می‌تواند به استعفای آنها منجر شود. این اتفاق به‌خاطر خرج‌های متعدد من در طول بازی و لحظات زیادی که موجودی حسابم صفر بود، بارها رخ داد و کارگرانم برای دفعات متعدد حقوق دریافت نکردند. اما از یک جایی به بعد، وقتی بازی به من یادآوری می‌کرد که حقوق کارگرانت پرداخت نشده، ذره‌ای برایم اهمیت نداشت؛ چون می‌دانستم قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد. بازی صرفاً هر بار یک پیام به من نشان می‌دهد و خدا می‌داند این کارگران مطیع چه زمانی سر عقل می‌آیند و تصمیم به استعفا می‌گیرند!

بازی می‌گوید با تهیه میز و صندلی بهتر می‌توانید رضایت مشتری را افزایش دهید، تزئینات محیط باعث جلب نظر آن‌ها می‌شود و با ایجاد تغییرات در رسپی، می‌توانید به نتایج بهتری برسید. حالا با این اوصاف، حدس بزنید تاکتیک من چه بود؟ تهیه ارزان‌ترین میز و صندلی، عدم تهیه هرگونه تزئینات برای محیط، عدم تغییر در رسپی غذاها و تعیین بالاترین قیمت ممکن برای آنها. حالا نتیجه بعد از مدتی زمان چه بود؟ حدود ۷۰۰ مشتری، میانگین نمره بالای ۴ ستاره و رسیدن به سوددهی مناسب. رسیدن به یک نقطه‌ی مطلوب در ازای انجام کار اشتباه!

این فقط تبعات تصمیمات من بود، در حالی که ذات خود فعالیت‌ها هم کاستی‌های قابل‌ توجهی داشت. شما می‌توانید سفارش بگیرید، آن را به مشتری تحویل دهید، زمین را تمیز کنید و ظرف بشویید. اما همه این کارها در یک کلیک، طی کردن مسیر و یک کلیک مجدد خلاصه می‌شوند. می‌توانید از یک جایی به بعد در بازی سبزیجات بکارید تا برخی مواد اولیه را خودتان تهیه کنید، اما این مورد هم فقط در یک کلیک برای کاشت و یک کلیک برای برداشت خلاصه می‌شود. می‌توانید ماهیگیری کنید، ولی کل فعالیت به پرتاب قلاب و بیرون کشیدن آن خلاصه شده است.

حتی با این توضیحات هم شاید مسئله آن‌قدر مشکل‌دار به نظر نرسد. در همین حد، بازی در رده بسیاری از عناوین سبک آشپزی قرار می‌گیرد. چنین گزاره‌ای درست است، اما نه زمانی که روی بازی برچسب «شبیه‌ساز» خورده باشد.

این بازی به هیچ عنوان نمی‌تواند یک شبیه‌ساز باشد؛ نه در آشپزی و نه در زندگی کردن.

می‌رسیم به وجه دوم بازی، یعنی انجام کوئست‌های داستانی؛ بخشی که در سطح بالاتری قرار است ژانر بازی، یعنی «شبیه‌ساز زندگی» را تداعی کند، اما در این وجه هم کم‌ و بیش مشکلاتی دارد.

اگر حوصله‌تان از مدیریت رستوران سر رفت، می‌توانید مدتی به تعامل با شخصیت‌های مختلف بازی و انجام کوئست‌هایشان بپردازید. در گوشه و کنار جهان بازی شخصیت‌هایی هستند که می‌توانید در مسائل مختلف سر صحبت را با آنها باز کنید؛ از مسائل کاری و مربوط به رستوران گرفته تا ماجرای قاتل زنجیره‌ای شهر و اتفاقات دیگر. این صحبت‌ها گاهی شما را وارد یک شاخه داستانی می‌کنند که می‌توانید آن را پیگیری کرده و ادامه دهید.

مبارزی که به کمک نیاز دارد و می‌توانید مربی او شوید، مردی که در کالبد یک ربات نظافتچی قرار گرفته و از دست همسر دیوانه‌اش فراری است، اینفلوئنسری در حوزه غذا که به شما پیشنهاد می‌دهد آیتمی با گوشت موش به منوی خود اضافه کنید و کلی ماجرای دیگر. بازی پر از اتفاقات و شخصیت‌های مختلف است که هرکدام خط داستانی خود را دارند و کم‌ و بیش ماجراهای بامزه و جالبی به همراه می‌آورند. برخی خطوط داستانی به پیشرفت رستوران کمک می‌کنند و برخی حتی شما را وارد ماجرای پیدا کردن قاتل مخوف شهر می‌کنند.

هر کوئست با مکالمه و انتخاب دیالوگ‌های مناسب شروع می‌شود. بازی شامل یک سیستم انتخاب دیالوگ است که پیچیدگی عجیب و خاصی ندارد و کاملاً واضح است. حتی در بسیاری از موارد، انتخاب دیالوگ‌ها کاملاً سیاه‌ و سفید هستند و می‌توانید به‌سادگی دیالوگ خوب و بد را تشخیص دهید. این سیستم متأسفانه به‌واسطه شخصیت‌های بسیار کم‌عمق بازی، خیلی زود از چشم می‌افتد.

می‌توانم بگویم اکثر شخصیت‌های بازی آنقدر چیزی برای ارائه ندارند. نه ماندگارند و نه حرف خاصی برای گفتن دارند؛ صرفاً هستند تا دیالوگ بگویند. دیالوگ‌هایی که احتمالاً خیلی زود برایتان تکراری می‌شوند و شاید هر بار با دکمه‌کوبی، تلاش کنید سریع مکالمه را به پایان برسانید تا به ادامه بازی بپردازید.

با این اوصاف و برخلاف چیزی که در شروع تجربه بازی تصور می‌کردم، Nivalis Nights واقعاً تلاش می‌کند داستان بگوید. می‌خواهد دیالوگ ارائه دهد و چندین داستان مختلف را برای شما روایت کند. اما شخصیت‌های سطحی و فراموش‌شدنی، به‌علاوه سیستم انتخاب دیالوگ خسته‌کننده، احتمالاً خیلی زود شما را از داستان بازی دور خواهند کرد.

نکته اینجاست که همانند بخش مدیریت رستوران، کوئست‌های بازی هم شدیداً منفعل و فاقد فعالیت واقعی هستند.

شما برای انجام کوئست‌ها صرفاً باید مسافتی را طی کنید، خودتان را به محل مشخص برسانید، دیالوگی بگویید یا دکمه‌ای بزنید. همین! همچنان شما در حال انجام کار به‌خصوصی نیستید و صرفاً راه می‌روید و Action Button را فشار می‌دهید.

حالا در کنار دیالوگ‌گویی‌های خسته‌ کننده و منفعل بودن ذات کوئست‌ها، جا به‌ جایی بسیار آزاردهنده بازی را هم اضافه کنید.

بازی یک نقشه کلی دارد که مناطق مختلف شهر را نمایش می‌دهد، اما جزئیات چندانی ارائه نمی‌کند. شما با ورود به هر منطقه باید به کمک Navigation Bar بالای صفحه مسیر خود را پیدا کنید. کاری که به‌دلیل ساختار تو‌در‌تو و پیچیده بسیاری از مناطق شهر و همچنین عمودی و چندطبقه بودن بعضی از ساختارها، مشکلات مسیریابی فراوانی ایجاد می‌کند.

هرچند دنیای بازی با وجود پیچ‌وخم‌های فراوان و چالش‌های مسیریابی، همچنان مکان جذابی برای وقت‌گذرانی است؛ چیزی که شاید بزرگ‌ترین نقطه قوت بازی باشد.

بازی به لحاظ بصری بسیار زیبا و چشم نواز است. تم سایبرپانکی، محیطی پر از هولوگرام و نورهای نئونی، قاب‌های زیبایی را مقابل شما می‌گذارد

فعالیت خاص و قابل‌توجهی در محیط وجود ندارد، اما گشت‌ و گذار در خیابان‌های نورانی و نئونی شهر، حس‌ و حال بسیار دوست‌ داشتنی‌ای به شما منتقل می‌کند. به‌خصوص اینکه هر منطقه از بازی ساختار و معماری متفاوتی دارد و شما می‌توانید در دنیای بازی چرخ بزنید و به تماشای مناظر مختلف بنشینید.