راهبرد وقتکشی قطر مقابل انصارالله در تعز و تلاش برای نجات متحدان همسو
تعز اکنون به نقطه تلاقی منافع انصارالله، عربستان، قطر، ترکیه و قدرتهای غربی تبدیل شده است.
به گزارش سفیر ارجان، تکمیل محاصره تعز و آغاز مذاکرات برای تسلیم مسالمت آمیز این شهر به نیروهای صنعا، تحولی فراتر از یک جابه جایی نظامی در جغرافیای جنگ یمن است. این تحول، موقعیت یکی از مهمترین پایگاههای نفوذ جریانهای نزدیک به ترکیه و قطر را هدف قرار داده و همزمان، معادلات عربستان در جبهه غربی یمن را با چالشی جدی روبرو کرده است. از همین رو، تلاش برای جلوگیری از توافق و بازگرداندن ابتکار عمل به نیروهای مسلح مستقر در شهر را باید در چارچوب رقابت قدرتهای خارجی بر سر آینده یمن بررسی کرد؛ رقابتی که در آن، منافع مردم تعز بار دیگر در معرض محاسبات سیاسی و نظامی حامیان خارجی گروههای مسلح قرار گرفته است.
روزنامه الاخبار لبنان در گزارش روز گذشته خود (۱۸ مهر) با عنوان «عربستان برای نبرد نیرو بسیج میکند؛ مذاکرات تسلیم تعز به بن بست میرسد» از متوقف شدن روند مذاکرات برای تحویل شهر بدون درگیری و تلاش عربستان برای تقویت جبهه نظامی خبر داده است. اهمیت این گزارش در آن است که تحولات تعز را در پیوند با تحرکات نظامی نیروهای وابسته به ریاض در جنوب باب المندب قرار میدهد. بر این اساس، موضوع صرفا اختلاف بر سر اداره یک شهر نیست؛ بلکه مسئله اصلی، جلوگیری از تثبیت دستاوردهای میدانی انصارالله و حفظ شبکههای نفوذ خارجی در یکی از حساسترین مناطق یمن است.
تعز؛ دارایی راهبردی قطر در یمن
تعز طی سالهای جنگ به یکی از مراکز اصلی نفوذ حزب اصلاح و گروههای نزدیک به جریان اخوان المسلمین تبدیل شده است. پیوندهای سیاسی این جریان با قطر و ترکیه، به تعز جایگاهی فراتر از یک جبهه محلی داده و آن را به بخشی از رقابت منطقهای بر سر ساختار قدرت در یمن تبدیل کرده است. نفوذ حزب اصلاح در ساختارهای سیاسی و نظامی این استان و حمایت قطر از حمود المخلافی، از چهرههای شناخته شده این جریان، بر ناظران عرصه یمن پیچیده نیست. ا
ین سابقه نشان میدهد که دوحه در تعز صرفا با یک پرونده انسانی یا سیاسی روبرو نیست، بلکه بخشی از شبکه نفوذ منطقهای خود را در این استان دنبال میکند.
اهمیت تعز از موقعیت جغرافیایی آن نیز ناشی میشود. این استان در مجاورت سواحل دریای سرخ قرار دارد و تحولات آن با مسیرهای ارتباطی منتهی به بابالمندب پیوند خورده است. هر نیرویی که بتواند موقعیت خود را در تعز تثبیت کند، در معادلات غرب یمن و رقابت بر سر کنترل مناطق راهبردی ساحلی نیز از ظرفیت بیشتری برخوردار خواهد شد. بنابراین، از دست رفتن این پایگاه برای جریانهای نزدیک به قطر، به معنای کاهش ابزارهای سیاسی و نظامی دوحه در یکی از مهمترین عرصههای رقابت بر سر آینده یمن است.
در عین حال، جبهه مخالفان انصارالله یک مجموعه یکپارچه نیست. اختلاف میان حزب اصلاح، نیروهای نزدیک به عربستان و گروههای مورد حمایت امارات، بارها انسجام این جبهه را با مشکل مواجه کرده است. هر یک از این بازیگران، شبکههای محلی و حامیان خارجی خاص خود را دارند و لزوما درباره شکل آینده یمن، نحوه توزیع قدرت و جایگاه نیروهای مسلح هم نظر نیستند. به همین دلیل، فشار انصارالله بر تعز فقط مواضع نظامی رقیب را هدف قرار نمیدهد؛ بلکه میتواند توازن میان حامیان خارجی این نیروها را نیز تغییر دهد.
محاصره تعز و مانع تراشی در مسیر توافق
تکمیل محاصره تعز، شرایط نیروهای مسلح مستقر در شهر را تغییر داده و امکان تداوم وضعیت پیشین را محدود کرده است. در چنین شرایطی، مذاکره برای تحویل مسالمتآمیز شهر میتواند راهی برای جلوگیری از گسترش درگیری، کاهش هزینههای انسانی و پایان دادن به حضور گروههای مسلح در ساختار امنیتی شهر باشد. پیشنهاد تسلیم بدون جنگ، در صورت اجرای توافقی که امنیت مردم و خروج امن نیروهای تسلیم شده را تضمین کند، میتواند از تخریب بیشتر زیرساختها و تبدیل شهر به میدان نبردی تازه جلوگیری کند.
با این حال، به نظر میرسد که روند مذاکرات با مانع روبرو شده و عربستان در حال آماده سازی نیروهای همسو با خود برای ادامه نبرد است. مخالفت برخی چهرههای وابسته به ریاض با توافق را باید در پیوند با فشارهای خارجی بررسی کرد. برای عربستان، تسلیم تعز بدون جنگ میتواند به معنای از دست رفتن بخشی از موقعیت نیروهای مورد حمایت این کشور و تضعیف توان آن برای اثرگذاری بر تحولات غرب یمن باشد. از این رو، ادامه جنگ ممکن است برای ریاض، حتی با وجود هزینههای سنگین آن برای مردم منطقه، به ابزاری برای جلوگیری از تغییر موازنه تبدیل شود.
قطر نیز از زاویهای متفاوت با همین تحول روبرو است. اگر نیروهای نزدیک به حزب اصلاح در تعز ناچار به خروج یا پذیرش ترتیبات جدید شوند، دوحه بخشی از ظرفیت اثرگذاری خود بر معادلات داخلی یمن را از دست خواهد داد. بنابراین، فشار بر گروههای مسلح برای جلوگیری از تسلیم شهر را باید در چارچوب منافع مشترک و در عین حال متفاوت عربستان و قطر تحلیل کرد: ریاض به دنبال حفظ موقعیت نیروهای وابسته به خود و جلوگیری از تثبیت دستاوردهای انصارالله است؛ دوحه نیز نگران از دست رفتن یکی از کانون های نفوذ جریانهای نزدیک به خود و ترکیه است.
نمایان شدن نشانههای نگرانی در دوحه
در همین چارچوب، موضع گیری حمد بن جاسم آل ثانی، نخست وزیر و وزیر خارجه پیشین قطر، اهمیت پیدا میکند. او در پیامی در شبکه ایکس در ۱۸ مهر، خواستار حمایت عملی و قاطع کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از عربستان در برابر آنچه تهدیدهای برخاسته از یمن توصیف کرد، شد. این پیام که در رسانههای یمنی نیز بازتاب یافت، بر ضرورت کنار گذاشتن اختلافات میان کشورهای خلیج فارس و حمایت عملی از ریاض تاکید داشت.
اظهارات حمد بن جاسم را نباید به تنهایی معادل تصمیم رسمی دولت قطر دانست؛ با این حال، طرح چنین موضعی در اوج تحولات تعز و بابالمندب، نشان دهنده اهمیت یافتن پرونده یمن در محاسبات امنیتی منطقه است. دعوت به حمایت عملی از عربستان، در شرایطی که نیروهای همسو با ریاض برای حفظ مواضع خود تلاش میکنند، میتواند به تقویت رویکرد نظامی در برابر انصارالله کمک کند. مسئله مهم این است که حمایت از عربستان در این شرایط، صرفا یک اعلام همبستگی سیاسی نیست. اگر چنین موضعی به تشدید فشار نظامی و پشتیبانی بیشتر از نیروهای مسلح مستقر در تعز منجر شود، امکان دستیابی به توافق مسالمت آمیز محدودتر خواهد شد. در نتیجه، مردمی که سالها هزینه جنگ و رقابت نیروهای خارجی را پرداخته اند، بار دیگر در معرض ادامه درگیری قرار می گیرند.
الجزیره و نبرد بر سر روایت تحولات تعز
همزمان با تحولات میدانی، پوشش رسانهای جنگ نیز بخشی از رقابت جاری است. شبکه الجزیره به عنوان بازوی رسانهای قطر، در بازتاب تحولات تعز و باب المندب می تواند بر برداشت افکار عمومی منطقه از طرفهای درگیر اثر بگذارد. نحوه بازتاب پیشرویهای نیروهای مورد حمایت عربستان، میزان توجه به مذاکرات تسلیم شهر و چگونگی ارائه روایت انصارالله، همگی در شکلگیری برداشت مخاطبان از تحولات نقش دارند.
در چنین شرایطی، پوشش گزینشی تحولات میتواند به ابزاری برای پشتیبانی سیاسی از یک طرف درگیری تبدیل شود. اگر پیشروی نیروهای همسو با ریاض برجسته شود، اما امکان پایان دادن به درگیری از طریق توافق و پیامدهای ادامه جنگ برای مردم تعز کمتر مورد توجه قرار گیرد، تصویر ارائه شده از میدان ناقص خواهد بود. با این حال، ارزیابی دقیق عملکرد الجزیره باید بر پایه بررسی گزارشهای مشخص و مقایسه نحوه پوشش طرفهای مختلف انجام شود، نه صرفا بر اساس وابستگی رسانه به قطر.
از منظر صنعا، مسئله اصلی در تعز حفظ دستاوردهای میدانی و پایان دادن به حضور نیروهای مسلحی است که در چارچوب حمایت خارجی فعالیت میکنند. اگر مذاکرات برای تحویل شهر به توافقی منجر شود که امنیت مردم و خروج امن نیروهای تسلیم شده را تضمین کند، میتواند راهی برای کاهش هزینههای جنگ باشد. در مقابل، فشار خارجی برای جلوگیری از توافق، خطر تداوم درگیری را افزایش میدهد و نشان میدهد که بخشی از بازیگران منطقهای حاضر نیستند به آسانی از ابزارهای نفوذ خود در یمن چشم پوشی کنند.
باب المندب؛ حلقه اتصال تعز به رقابت قدرتهای بزرگ
تحولات تعز با رقابت بر سر باب المندب ارتباط مستقیم دارد. این تنگه یکی از مسیرهای مهم دریایی میان دریای سرخ و خلیج عدن است و موقعیت سواحل غربی یمن در محاسبات امنیتی عربستان، آمریکا و کشورهای اروپایی اهمیت دارد. به همین دلیل، تلاش برای بازگرداندن موازنه نظامی به سود نیروهای مورد حمایت ریاض را باید در پیوند با نگرانی از تثبیت موقعیت انصارالله در این منطقه بررسی کرد.
عربستان در پی جلوگیری از گسترش نفوذ انصارالله در مناطق راهبردی غرب یمن است؛ آمریکا و کشورهای اروپایی نیز امنیت مسیرهای دریایی را از اولویتهای خود میدانند. قطر و ترکیه، در سوی دیگر، نگران کاهش نفوذ جریانهای نزدیک به خود در ساختار سیاسی و نظامی یمن هستند. این منافع کاملا یکسان نیستند، اما در شرایط فعلی میتوانند در مخالفت با تثبیت دستاوردهای انصارالله به هم نزدیک شوند.
با این همه، تبدیل نگرانیهای امنیتی و ژئوپلیتیکی به توجیهی برای تشدید جنگ، مسئله یمن را حل نخواهد کرد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که حمایت خارجی از گروههای مسلح، به جای ایجاد ثبات، می تواند رقابت بر سر قدرت را طولانی کند. اگر امکان توافق بر سر تحویل مسالمت آمیز تعز وجود داشته باشد، جلوگیری از آن برای حفظ نفوذ بازیگران خارجی، هزینهای است که مردم یمن بار دیگر خواهند پرداخت.
تعز اکنون به نقطه تلاقی منافع انصارالله، عربستان، قطر، ترکیه و قدرتهای غربی تبدیل شده است. تکمیل محاصره شهر و مذاکرات برای تسلیم مسالمت آمیز آن، موقعیت شبکههای مسلح نزدیک به قطر را در معرض تغییر قرار داده است. در چنین شرایطی، فشار عربستان برای ادامه نبرد و نگرانی دوحه از کاهش نفوذ متحدانش، میتواند مانع دستیابی به توافق شود.
برای انصارالله، این تحولات فرصتی برای تثبیت موقعیت خود و تغییر موازنه در غرب یمن فراهم کرده است. در مقابل، حامیان خارجی نیروهای مستقر در تعز میکوشند از تبدیل این تحول میدانی به تغییری پایدار در ساختار قدرت جلوگیری کنند. با این حال، ادامه جنگ برای حفظ شبکههای نفوذ خارجی، نه راهی برای ثبات یمن، بلکه عاملی برای استمرار بحران خواهد بود. مسئله تعز در نهایت نشان میدهد که آینده یمن تا چه اندازه به توان نیروهای داخلی برای پایان دادن به منازعه و میزان آمادگی بازیگران خارجی برای کنار گذاشتن محاسبات مداخله جویانه وابسته است.