گرانی، کتابخوانی را طبقاتیتر کرده است؟
شکر بیگی، استاد دانشگاه و تحلیلگر اجتماعی معتقد است: اگر بخواهیم یک تحلیل جامعهشناسی مبتنی بر دادههای کشور ایران را بدهیم به نظر میرسد اینکه بگوییم کتابخوانی مخصوص قشر ثروتمند شده، کاملا درست نیست یا همه ماجرا نیست.
سرویس فرهنگ و نشر سفیر ارجان ایران(سفیر ارجان)، نفیسه خلیلی بحران کتابخوانی در ایران را نمیتوان تنها با کاهش قدرت خرید یا افزایش قیمت کتاب توضیح داد. این مسئله، در لایهای عمیقتر، به نابرابری در دسترسی به منابع و فرصتهای فرهنگی نیز مربوط است؛ نابرابریای که بر عادتهای مطالعه، انتخابهای فرهنگی و حتی تصور افراد از ضرورت کتابخواندن اثر میگذارد. از این منظر، مفهوم «سرمایه فرهنگی» در اندیشه پیر بوردیو میتواند چارچوبی برای بررسی نسبت میان کتاب، جایگاه اجتماعی و سبک زندگی در جامعه ایران فراهم کند.
در نگاه بوردیو، سرمایه فرهنگی، فقط به میزان دانش یا تحصیلات افراد محدود نمیشود؛ این سرمایه در شیوه تربیت، ذائقه، عادتها و توانایی بهرهگیری از فرصتهای فرهنگی نیز نمود پیدا میکند. کتاب هم میتواند یکی از حاملان و ابزارهای کسب این سرمایه باشد. اما پرسش اینجاست که کتابخواندن در جامعه ایران تا چه اندازه به منزلت و احترام اجتماعی پیوند خورده است؟ آیا کتابخوانی همچنان کنشی عمومی و در دسترس همگان است یا بهتدریج به رفتاری وابسته به طبقات و گروههای خاص تبدیل میشود؟
در گفتوگوی تفصیلی با عالیه شکربیگی، استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و تحلیلگر اجتماعی، این پرسشها را دنبال کردهایم: جغرافیای کتابخوانی در ایران چگونه شکل گرفته و عواملی چون درآمد، تحصیلات، محل زندگی، دسترسی به کتابخانه و قیمت کتاب چه نقشی در آن دارند؟ آیا خانواده و محیط اجتماعی میتوانند از کودکی، کتابخواندن را به بخشی از سبک زندگی فرد تبدیل کنند؟
شکربیگی با تأکید بر نقش سرمایه فرهنگی، تربیت خانوادگی، سبک زندگی و محیط اجتماعی معتقد است این عوامل در برداشت افراد از کتاب اثر میگذارند: اینکه خرید کتاب را نیازی فرهنگی بدانند یا هزینهای اضافی. گفتوگو میکوشد نشان دهد مسئله کتابخوانی تنها انتخاب فردی نیست؛ بلکه با فرصتهایی پیوند دارد که جامعه و خانواده در اختیار افراد میگذارند.
آیا کتابخوانی در ایران به یک سرگرمی گران برای یک طبقه ویژه تبدیل میشود؟
شواهد آماری و تحلیلهای جامعهشناختی نشان میدهد کتابخوانی در ایران یه سمت کالایی متمایز و تا حدی طبقاتی حرکت کرده و البته مخاطب اصلی کتاب نیز بیشتر گروههای تحصیل کردهاند؛ که ساکن کلانشهر هستند و این افراد؛ به همین نسبت دارای سرمایه فرهنگی بالاتری هستند. مطمئنا محل زندگی افراد در تهران وکلان شهرها به تناسب زندگی درشهرهای کوچک و روستاها، تاثیر و مستقیم و معناداری بر کتابخوانی افراد دارد و شکستن این انحصار نیازمند اقدام همزمان دولت وبخش خصوصی است. مثلا دولت با فراهم کردن زیرساختها ،سیاست گذاری و عرضه یارانه وهمکاری با بخشخصوصی میتواند در حوزه گسترش کتابخوانی تاثیرگذار باشد. همچنین جامعه مدنی با نوآوری در زمینه توزیع کتاب، قیمت گذاری وتولید محتوای جذاب در این حوزه اثرگذار است.
درباره پاسخ به این پرسش که آیا کتابخوانی در ایران به یک سرگرمی گران و مخصوص یک گروه خاص تبدیل شده باید بگویم؛ اگر بخواهیم یک تحلیل جامعهشناسی مبتنی بر دادههای کشور ایران را بدهیم به نظر میرسد اینکه بگوییم کتابخوانی مخصوص قشر ثروتمند شده، کاملا درست نیست یا همه ماجرا نیست؛ بلکه موضوع دسترسی به کتاب و امکان تبدیل مطالعه به یک عادت منظم، بیش از گذشته به منابع اقتصادی و فرهنگی افراد وابسته شده است. بنابراین باید از نوعی طبقاتی شدن مصرف کتاب صحبت کرد و در عین حال با احتیاط از انحصاری شدن مطالعه کتاب سخن گفت.
حالا سوالی که اینجا مطرح میشود این است؛ چرا باید از گران شدن کتاب صحبت کنیم؟ مهمترین شاهد اقتصادی در جامعه کنونی افزایش قیمت ازجمله گران شدن کتاب است. اما مسئله جامعهشناختی و موضوعی که از قیمت کتاب مهمتر به نظر میرسد، این است کتاب یک کالای اساسای برای بقای خانواده نیست؛ بنابراین وقتی وضعیت اقتصادی خانواده تحت فشار قرار میگیرد، طبیعی است که در این شرایط خانواده ابتدا هزینههایی که ضروری نیستند را حذف یا به تعویق میاندازد، مثلا در این بین، هزینههایی مانند سینما رفتن، کتاب خواندن و تئاتر رفتن، جز کالاهای فرهنگی است که حذف میشود و در این شرایط سرمایههای فرهنگی خانوادهها آسیبپذیر میشود.
در یک گزارشی که براساس درآمد و هزینه خانوار تهیه شده، سهم هزینههای فرهنگی در طول سالهای ۹۶ تا ۱۴۰۲ در سبد کالای خانوادههای ایرانی کاهش داشته است. براساس همین دادهها، سهم هزینه فرهنگی از کل هزینههای خانوار در دهک اول ۵ و ۴۹ درصد و در دهکهای ۹ و۱۰ هشت و ۴۸ درصد گزارش شده است.
کتاب خریدن به معنای کتاب خواندن نیست!
گزارشهای منتشر شده از دادههای هزینهکرد فرهنگی نشان میدهد، سهم کتاب در سبد هزینهکرد خانوارها از ۱۸صدم در سال ۱۳۹۶ به ۱۰ دهم درصد در سال ۱۴۰۲رسیده است؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که قیمت کتاب از ۱۶۵ هزار تومان به ۱۶۹ هزار تومان رسیده است؛ بلکه موضوع این است درآمد قابل تصرف خانوار برای مصرف فرهنگی کاهش پیدا کرده و کتاب برای بخشی از جامعه به یک هرینه قابل حذف تبدیل شده ا اما اینکه آیا میشود از این آمارها نتیجه گرفت که فقط گروههای مرفه کتاب می خواندند قطعا نه.
این نتیجه از آمارهای موجود قابل اثبات نیست؛ زیرا در شرایط افزایش قیمت کتاب، دیده میشود بازار کتاب مخاطبان مختلف و گستردهای دارد. از طرف دیگر کتاب خریدن به معنای کتاب خواندن نیست؛ بهعنوان مثال ممکن است یک فرد کمدرامد از کتابخانه عمومی یا دوستانش کتاب به امانت بگیرد یا از نسخههای دیجیتال و اشتراکی استفاده کند و بخواند و شخصی نیز با درآمد خوب کتاب بخرد و نخواند.
نابرابری در خرید به معنای نابرابری در مطالعه کتاب اشتباه نگیریم
اگر آمار فروش کتاب را بررسی کنیم ممکن است نابرابری در خرید کتاب را با نابرابری در مطالعه کتاب اشتباه بگیریم. نکته مهمتر این است که ارائه یک گزارش اقتصادی میتواند یک تحلیل اجتماعی به همراه داشته باشد.فرض کنید دو خانوار درآمد یکسانی دارند درخانواده اول والدین از کودکی برای فرزندانشان کتاب می خوانند، در خانه کتابخانه وجود دارد و درباره کتاب با بچه در خانه صحبت میشود اما در خانواده دوم این سابقه و روش وجود ندارد در اینجا قیمت کتاب برای هر دو خانواده یکسان است، اما رابطه دو خانواده با کتاب یکسان نیست. پس قیمت کتاب تنها عامل تعیینکننده کتابخوان شدن افراد نیست؛ بلکه سرمایه فرهنگی، تحصیلات خانواده، نوع تربیتپذیری، سبک زندگی و محیط اجتماعی تعیین میکند که فرد اساسا کتاب خریدن را یک نیاز فرهنگی بداند یا یک هزینه اضافی.
به همین دلیل از نظر جامعهشناختی بحران کتابخوانی در ایران فقط بحران قدرت خرید کتاب در ایران نیست؛ بلکه بحث بحران نابرابری در دسترسی به فرصتها و منابع فرهنگی نیز هست. «سرمایه فرهنگی پیر بوردیو» میتواند برای تحلیل جامعه کتابخوانی ایران مفید باشد. پس کتابخوانی در ایران بهطور مطلق فقط سرگرمی برای قشر کتابخوان نیست. شواهد اقتصادی نشان میدهد کتابخوانی در ایران فقط یک سرگرمی برای قشر مرفه نیست اما شواهد اقتصادی نشان میدهد که افزایش قیمت کتاب و کاهش سهم هزینههای فرهنگی، دسترسی منظم به کتاب برای گروههای کم درآمد را با مشکل روبهرو کرده است. در نتیجه مطالعه بهعنوان یک عادت فرهگی پایدار بیش از گذشته با وضعیت درآمد، تحصیلات و سرمایه فرهنگی افراد گره خورده است.
بنابراین تعبیر سرمایه گران برای کتاب از دیدگاه جامعهشناختی میتواند یک فرض باشد نه نتیجهای قطعی برای تحلیل دادهها، شاید پرسش عمیق این باشد که آیا گرانی کتاب موجب شکاف طبقاتی مطالعه در ایران شده یا این موضوع موجب شده قشر فقیر کمتر کتاب بخواند یا کسانی که سرمایه فرهنگی پایینتری دارند، کتاب کمتری بخوانند؟ بررسی این موضوع که گرانی کتاب شکاف مطالعاتی را تشدید کرده، خودش میتواند هسته اصلی یک تحلیل برای کتابخوانی در ایران باشد.
در شرایط فعلی، چه کسانی مخاطب اصلی بازار کتاب هستند؟ چه کسانی کتاب میخوانند و چه کسانی کتاب نمیخوانند؟
اگر دید اجتماعی داشته باشیم، باید از دو گانه کتابخوانها و کتابنخوانها فاصله بگیریم، زیرا شواهد بازار کتاب در ایران مخاطبان متنوعی دارد؛ البته مصرف فرهنگی کتاب با پایگاه فرهنگی، اجتماعی اقتصادی، طبقاتی، تحصیلاتی و منزلت شغلی افراد، قطعا در ارتباط است اما برای پاسخ به این پرسش که چه کسانی مخاطب اصلی بازار کتاب هستند خوب است نتایج یک پژوهش را بررسی کنیم؛ نتایج یک پژوهش جامعهشناختی که بر روی ۱۵ هزار و ۶۰۶ نفر از نوجوانان بالای ۱۵ سال در ۳۱ استان کشور انجام شده؛ نشان میدهد که افزایش سطح تحصیلات، منزلت شغلی و پایگاه اقتصادی علاوه بر میزان مطالعه بر حوزه خرید کتاب و افزایش توان خرید آن اثرگذار است.
بازار کتاب، علاوه بر افزایش قیمت کتاب با توزیع نابرابر سرمایه فرهنگی اگر بخواهیم یک تصویر اجتماعی از وضعیت مخاطب بازار اصلی کتاب ارائه کنیم، مخاطب پُرمصرفتر کتاب بیشتر در میان افراد با تحصیل بالاتر، موقعیت شغلی بهتر و وضعیت اقتصادی مناسبتر متمرکز است. این موضوع بسیار مهم است زیرا نشان میدهد بازار کتاب فقط با مسئله قیمت کتاب روبهرو نیست؛ بلکه با موضوع توزیع نابرابر سرمایه فرهنگی نیز روبهرو است.
آیا فقط گروههای خاص کتاب میخوانند؟
خیر؛ این تعبیر نیز بیش از حد مطلق است؛ بهعنوان مثال براساس آمار فرهنگ رفتاری خانوار مرکز آمار در سال ۱۳۹۹ نشان میدهد در میان افراد ۱۵ ساله و بالاتر مطالعه کتاب غیردرسی وجود دارد و الگوی مطالعه بسیار متنوع بوده است؛ از خواندن کتاب قرآن دعا تا رمان و داستان و روانشناسی و موضوعات دینی است. حتی دادههای بازار نشر نیر نشان میدهد که مخاطبان بازار کتاب فقط روشنفکران، دانشگاهیان و طبقه متوسط فرهنگی نیست. در سال ۱۴۰۴ در میان حوزههایی که بیشترین عنوان کتابهای منتشر شده را داشتند؛ شامل کودک و نوجوان علوماجتماعی ادبیات بودند.
علاوهبراین بررسی خرید کتاب نشان میدهد خرید کتابهای دینی کمک آموزشی و کودک و نوجوان مخاطب گسترده دارد. همچنین اگر فقط رمان، فلسفه، علومانسانی و ادبیات را معیار قرار دهیم قطعا تصویر بسیار محدودی از مخاطب کتاب را هدف قرار دادیم. اما یک تغییر مهم در سبک کتابخوانی رخ داده این است که مخاطب کتاب لزوما خریدار کتاب چاپی نیست. این موضوع برای تحلیل کنابخوانی امروز بسیار مهم است خرید و مصرف کتاب دیجیتال نیز رشده کرده است؛ مثلا طاقچه در گزارش سال ۱۴۰۳ عنوان کرده کاربرانش در آن سال بیش از ۱۲ میلیون ساعت مطالعه داشتند.
تعداد کاربران، حداقل یک کتاب خواندند. نسبت به سال قبل ۵۰ درصد افزایش داشته است. البته این ارقام برای همان پلتفرم است و قابل تعمیم به کل جامعه نیست اما می تواند تغییر نگاه را به دنبال داشته باشد. پس یک نفر ممکن است مخاطب بازار کتاب باشد اما از کتابخانه، کتاب دستدوم کتاب الکترونیک و صوتی و امانت در کتابخانه استفاده کند.
اگر بپذیریم کتابخوانی در ایران، طبقاتی شده راهکار شکستن این انحصار چیست؟ دولت یا بخش خصوصی؟ اگر مسئول، دولت است باید چه کاری انجام دهد اگر بخش خصوصی میتواند، باید چه راهکارهایی داشته باشد؟
اگر طبقاتی شدن مطالعه در ایران را بپذیریم، دولت در کاهش نابرابری دسترسی به کتاب، سهم موثرتری دارد اما به کمک بخش خصوصی نیز نیاز دارد و بهتنهایی نمیتواند کاری از پیش ببرد. بخش خصوصی با ساخت محتوای متنوع و جذاب عرضه، میتواند کمککننده باشد اما باید بپذیریم؛ منطق بازار به خودی خودی به سمت اقشار کم درآمد نمیرود؛ زیرا بازار خصوصی به سمت تقاضا و قدرت خرید بیشتر میرود. واضح است که دولت اهمیت بیشتری در شکستن انحصار طبقاتی مطالعه دارد؛ زیرا تنها بازیگری است که میتواند بدون وابسته کردن قدرت خرید فرد به عوامل دیگر، زیرساختهای فرهنگی مانند کتابخانه ایجاد کند. مثلا فرد برای خرید کتاب ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار تومانی ناچار است به کتابخانه برود.
در این شرایط، نقش تامین کتاب را نهاد کتابخانههای عمومی برای مخاطبان از طریق ایجاد کتابخانهها باید بر عهده بگیرد؛ هرچند این نهاد نیز از کمبود منابع گلایه دارد. به عنوان مثال، سال ۱۴۰۲ تعداد منابع کتابخانههای عمومی این نهاد ۵۰ میلیون جلد کتاب عنوان شد و همزمان این نهاد بر کمبود بودجه برای خرید کتاب نیز تاکید دارد. باید بدانیم،کتابخانه یک ابزار ضد طبقاتی مهم مطالعاتی است؛ زیرا بر درآمد و توانایی خرید کتاب از سوی فرد اثر میگذارد و اهرم فشار قیمت کتاب بر روی قشر کم درآمد را با رایگان در اختیار قرار دادن کتاب به مخاطبان قطع میکند.
بخش خصوصی هم میتواند کتاب صوتی و الکترونیکی را ارزانتر عرضه کند یا فروش اینترنتی کتاب را در محلهای دورتر از کتابفروشی گسترش دهد یا عرضه کتاب دست دوم و اشتراکی را بسط دهد. توزیع گسترده استفاده از مدل اشتراکی کتاب یا ارائه کتاب به بازار متناسب با نیازهای متنوع کاربران نیز گزینههای کاربردی دیگری هستند که بخش خصوصی میتواند در آن دخیل باشد. این راهکارها میتواند هزینه ورود به دنیای کتاب را کاهش دهد. اما مناطقی که بیشترین نیاز مداخلات فرهنگی را دارد؛ کمترین میزان جذابیت را برای سرمایهگذاران بخش خصوصی از نظر اقتصادی دارد. اما دولت میتواند بگوید این منطقه از نظر سرمایهگذاری اقتصادی بازار جذابی نیست. از نظر عدالت فرهنگی؛ مناطق کمتر برخوردار نیز به کتابخانه و سرمایهگذاری فرهنگی نیاز دارد.
جغرافیای طبقاتی کتابخوانی در ایران را چطور میشود تعریف کرد؟ درآمد، تحصیلات محل زندگی دسترسی به کتابخانه و قیمت کتاب، چه نسبتی با کتابخوانی افراد دارد؟ این مولفهها چگونه میتواند کتابخوانی را به یک کنش برای قشر خاص تبدیل کند؟
درباره اینکه آیا محل زندگی در کتابخوانی افراد تاثیرگذار است یا خیر باید گفت قطعا میتواند تاثیرگذار باشد اما نمیتوان مطلق این را گفت که خود شهر، عامل کتاب خواندن صرف است. اینکه چرا محل زندگی در کتابخوانی نقش مهمی دارد از این حیث است که در تهران و کلانشهرها معمولا تراکم کتاب به دلیل کتابفروشیها، مراکز علمی و دانشگاهی، کتابخانههای عمومی و دانشگاهی محلهای مختلف عرضه کتاب، مراکز آموزشی و نمایشگاههای کتاب گروههای اجتماعی که مصرف فرهنگی بالاتر و دسترسی بیشتری به کتابهای جدید و تخصصی دارند؛ بنابراین کسی که در تهران و کلان شهرها زندگی میکند؛ فقط به کتابهای جدید و بیشتر فیزیکی، دسترسی ندارد، احتمالا در معرض یک محیط فرهنگی قرار دارد که کتاب خواندن در این محیط فرهنگی به یک هنجار اجتماعی و سبک زندگی تبدیل میشود.
اما اینکه آیا تهرانی بودن عامل کتابخوان شدن است؟ نه الزاما این طور نیست. مثلا کسی که در تهران زندگی میکند به خاطر شهر تهران کتابخوان نمیشود. اگر فرض کنید آمار کتابخوانی در تهران بیشتر از یک شهر کوچک شود این آمار ممکن است؛ لزوما به خاطر شهر تهران نباشد اما به خاطر تجمع عواملی مانند تحصیلات، درآمد، دسترسی آموزشی، جمعیت دانشجویی و سرمایه فرهنگی بیشتری است که در این شهر وجود دارد؛ به همین تناسب، افراد کتابخوان بیشتری دارد اما اگر بگوییم به خاطر تهران میزان مطالعه در این شهر بیشتر است بخشی از واقعیت را ازدست دادیم. در مجموع شهر به شکل صرف عامل مهمی برای سنجش میزان مطالعه نیست اما به دلیل اینکه یک شهر ممکن است در معرض وجود سرمایههای فرهنگی بیشتر باشد، شاید بتوان گفت محیط شهری، دسترسی فرهنگی بیشتر شکلگیری شبکههای مختلف فرهنگی و تقویت سرمایه فرهنگی، احتمال کتابخوانی بیشتر در این محیط وجود دارد.
بنابراین محل زندگی احتمالا یکی از عوامل موثر بر کتابخوانی در ایران است اما شواهد موجود به تنهایی اجازه نمیدهد به شکل مستقل بگوییم کلانشهرها به شکل مجزا عامل کتابخوان شدن افراد است؛ زیرا متغیرهای دیگری در این وضعیت دخالت دارد؛ البته جغرافیا یک عامل مستقل در کتابخوان شدن افراد است اما مسئله اجتماعی مهمتر اینجاست که باید بررسی شود که آیا جغرافیا خود یک عامل مستقل در کتابخوانی است یا بازتابی از نابرابریهای فرهنگی و اقتصادی در مناطق مختلف ایران است.
شکر بیگی، استاد دانشگاه و تحلیلگر اجتماعی معتقد است: اگر بخواهیم یک تحلیل جامعهشناسی مبتنی بر دادههای کشور ایران را بدهیم به نظر میرسد اینکه بگوییم کتابخوانی مخصوص قشر ثروتمند شده، کاملا درست نیست یا همه ماجرا نیست.
خراسان رضوی - مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی گفت: خانه شاهنامه در روستای «پاژ»، زادگاه فردوسی راهاندازی خواهد شد.
نظرسنجی تازه آژانس امور فرهنگی ژاپن نشان میدهد در عصری که کیبوردها و نمایشگرها جای قلم و کاغذ را گرفتهاند، اکثریت جامعه همچنان بر اهمیتِ لمس جوهر روی کاغذ تاکید دارند. این گزارش تایید میکند که حتی با کاهش فرصتهای نوشتن، پیوند میان دست و کلمه همچنان راهی بیبدیل برای ابراز احساسات و هویت انسانی باقی مانده است.
استیون کینگ، سلطان بیچونوچرای وحشت مدرن، استاد تبدیل روزمرهترین قابهای زندگی واقعی به هراسانگیزترین کابوسهای ادبی است. اما شاید برایتان جالب باشد که پشت پرده یکی از تاریکترین داستانهای معامله با شیطان در مجموعه «تاریکی مطلق، بی ستاره»، دستفروشی دورهگرد و ساده است که در کنار حصار فرودگاه ایستاده.
حسین انتظامی با رأی قاطع اعضای مجمع رسانهها (مجرس) بهعنوان دبیرکل این تشکل تازهتأسیس انتخاب شد.
سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران به بررسی ۶ فیلم استنلی کوبریک، فیلمساز مهم سینما از دیدگاه فلسفی با عنوان «کوبریک و سینمای ماشینها: از ماشین میلگر تا دستگاه اسارت» می پردازد.
زنجان- یازدهمین نمایشگاه کتاب زنجان در سایه تخفیفهای ۳۰ درصدی و استقبال پرشور اهالی کتاب، با فروش بیش از ۱۵ هزار جلد کتاب و ثبت رقمی نزدیک به ۵ میلیارد تومان، رکوردی تازه ثبت کرد.
زنجان- ششمین روز از یازدهمین نمایشگاه کتاب زنجان با گرامیداشت فرهنگ و تاریخ باشکوه سلطانیه، رونمایی از آثار پژوهشی معماری و فیلمنامهنویسی، برگزاری عصر شعر و حضور پرشور اهالی قلم، به یکی از پرمخاطبترین و پویاترین روزهای این رویداد بزرگ فرهنگی تبدیل شد.
زنجان- در روزگارِ تنیده در عطر کتاب و اندیشه، عصر شعر «زنگان» و آیین تجلیل از پیشکسوتان ادبیات این دیار، همزمان با یازدهمین نمایشگاه سراسری کتاب ناشران ایران در زنجان، محفلی از جنس مهر و واژه آفرید.