حجاب ممنوع در جمهوری آذربایجان ِمسلمان!
هفتهای که گذشت سوژه کم نبود از حاشیههای سیاسی و رسانهای تا جنجالهای خبرساز فضای مجازی که «دکه حاشیهها» سراغ مهمترین و جنجالیترینشان رفته است.
سفیر ارجان- مجله مهر؛ میقات کربلایی: پاییز آرامآرام به روزهای پایانی نخستین ماه خود نزدیک میشود؛ تقویم از باران و سرما خبر میدهد، اما در جهان خبرها، هنوز خبری از آرامش نیست. تنگه هرمز همچنان در کانون تحولات قرار دارد و آنسوی اقیانوس، آمریکا با بحران کمبود سوخت دستوپنجه نرم میکند؛ بحرانی که واشنگتن را برای عبور از آن به جستوجوی همراهی کشورهای غربی کشانده است. گویی کشوری که سالها برای دیگران نسخه پیچیده، حالا برای بیرون آمدن از مخمصهای که خود نیز در شکلگیری آن نقش داشته، چشم به کمک دیگران دوخته است. در فرانسه هم خیابانها از اعتراض خالی نشدهاند و این اعتراضات دانشآموزی و برخورد مقامهای فرانسوی با معترضان، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده که آزادی بیان و حق اعتراض، آنگاه که صدای مخالف از خیابانهای غرب بلند میشود، تا کجا به رسمیت شناخته میشود؟ در کنار این تحولات پرخبر، گوشههای دیگری از جهان سیاست و رسانه نیز شاهد اتفاقاتی بودهاند که هرکدام، روایتی جداگانه از تناقضها، حاشیهها و ماجراهای این روزها دارند؛ روایتهایی که شاید در هیاهوی خبرهای بزرگ کمتر دیده شوند، اما خواندنشان خالی از ماجرا نیست. در ادامه، سراغ حاشیههای خبرساز هفته میرویم.
وقتی حجاب به بهای محرومیت از تحصیل تمام میشود
تصویر دخترکی که بهدلیل حجاب از مدرسه اخراج شده و حالا پشت پنجره بسته کلاس ایستاده تا شاید بتواند از همانجا درس را دنبال کند، از رنجی خبر میدهد که با بسته شدن درهای مدرسه پایان نمییابد. در جمهوری آذربایجان، انتشار ویدئوهایی از دختران محرومشده از تحصیل بهدلیل حجاب، بار دیگر مسئله تبعیض و محدود کردن حق آموزش را به موضوعی قابل تأمل تبدیل کرده است؛ تصاویری دردناک که نمیتوان بهسادگی از کنارشان گذشت. بااینحال، آنچه در این میان اهمیت دارد، نه فقط واکنش به این اتفاق، بلکه معیاری است که برای دیدن رنج انسانها به کار میگیریم. نزدیکی جغرافیایی، ملیت، قومیت یا همسویی ایدئولوژیک نباید تعیین کند کدام رنج را ببینیم و در برابر کدام بیعدالتی سکوت کنیم. محروم کردن دختران از تحصیل بهدلیل حجاب در جمهوری آذربایجان، محرومیت دختران از آموزش بهدلیل جنسیت در حکومت طالبان و یا وجود ساختارهای تبعیضآمیز، هر سه مصادیقی از نقض حق آموزشاند و شایسته توجه، اعتراض و محکومیت هستند. با این وصف، سکوت برخی جریانهای سیاسی و فکری افراد در برابر محرومیت دختران آذربایجانی از تحصیل، درحالیکه همین جریانها در موارد دیگر موضعگیری میکنند، پرسشبرانگیز است. اگر محکوم کردن یک بیعدالتی به دلیل تفاوت در هویت یا باور قربانی دشوار میشود، شاید وقت آن رسیده باشد که معیارهای اخلاقی خود را دوباره بررسی کنیم؛ چراکه رنج انسانها را نمیتوان با مرزهای جغرافیایی و سیاسی درجهبندی کرد.
اعتراف مقام مستعفی دولت ترامپ به شکست پروژه تسلیم ایران
جو کنت، مدیر مستعفی مرکز ملی مبارزه با تروریسم دولت ترامپ، در اظهاراتی به شکست محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی در تقابل با ایران اذعان کرده. او با اشاره به شهادت رهبر ایران و حذف شماری از چهرههای میانهرو، این اقدامات را اشتباه توصیف کرده و گفته است برخلاف وعدههای صهیونیستها به ترامپ، این حملات نهتنها به فروپاشی نظام ایران منجر نشد، بلکه به تقویت موقعیت جریانهای تندرو و اتحاد بیشتر مردم ایران در برابر آمریکا انجامید.
کنت همچنین گفته، رژیم صهیونیستی با فریب ترامپ، آمریکا را وارد درگیریای کرده که منافع آن بیش از همه نصیب اسرائیل میشود، درحالیکه هزینههایش بر مردم آمریکا تحمیل خواهد شد. پیشنهاد او به ترامپ، عقبنشینی از این مسیر است؛ اعترافی که بار دیگر شکاف میان اهداف اعلامشده واشنگتن و واقعیتهای میدان را برجسته میکند. او میگوید، ترامپ میتواند با کنار کشیدن همین حالا، خود را از این تله نجات دهد؛ بدون تشدید بیشتر تنشها و بدون انتظار برای توافقی که ایرانیها اساساً نمیتوانند آنچه را او میخواهد، به او بدهند..
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در صحبتهای هفتم اکتبر ۲۰۲۶ در یونان، با اشاره به لشکرکشی خشایارشاه به آتن و آتشگرفتن زیارتگاههای آکروپولیس، تلاش کرد ایران را در جایگاه دشمن تاریخی تمدن غرب قرار دهد؛ روایتی تاریخی که در میانه تقابل نظامی با ایران، برای توجیه تهدیدهای امروز واشنگتن به کار گرفته شده است. این در حالی است که آمریکا پس از ماهها درگیری و ناکامی در تحقق اهداف اولیه خود، برای همراه کردن متحدان غربیاش و تغییر معادلات جنگ، با دشواری روبهروست.
اما واکنش جریان پهلوی و بخشی از سلطنتطلبان به این اظهارات نیز عجیب بود؛ جریانی که همواره خود را مدافع هویت ایرانی، تاریخ باستان و میراث آریایی معرفی کرده، اما در برابر روایت ضدایرانی مقام آمریکایی سکوت کرده است. این سکوت حتی با انتقاد برخی از چهرههای خودشان مواجه شد؛ که آمریکا با وجود ادعای جداسازی مردم از حکومت ایران، زیرساختهای حیاتی کشور را هدف گرفته و اکنون با ارجاع به جنگهای باستانی، ایرانیان را ملتی ویرانگر معرفی میکند. این تناقض، پرسش مهمی را پیش میکشد، اگر ادعای دفاع از ایران و تمدن ایرانی جدی است، چرا حمله به تاریخ و هویت این سرزمین با واکنشی متناسب روبهرو نمیشود؟ ماجرا زمانی قابلتأملتر میشود که همان جریانهایی که خود را وارث شکوه ایران باستان میدانند، در برابر روایتسازی مقامهای آمریکایی درباره خشایارشاه و تمدن ایران سکوت میکنند.
سگ نازیآباد؛ کنایه بقایی به رفاقت آمریکایی
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در واکنش به تغییر موضع دونالد ترامپ درباره ولودیمیر زلنسکی و حمایت از برکناری رئیسجمهور اوکراین، به جملهای منسوب به هنری کیسینجر اشاره کرد: «دشمن آمریکا بودن خطرناک است، اما دوست آمریکا بودن مرگبار است.» بقایی سپس با یادآوری عبارتی از جعفر شهری، نویسنده و تهرانپژوه، گفت: «بعضیها مثل سگ نازیآباد هستند»؛ تعبیری کنایهآمیز که در ادبیات عامیانه برای توصیف افراد نمکنشناسی به کار میرود که با آشنا و غریبه یکسان رفتار میکنند.
این کنایه، جدا از یک شوخی کلامی، به تناقضی در رفتار سیاست خارجی واشنگتن اشاره دارد: رابطه با آمریکا، حتی برای کشورهایی که در مقطعی در صف متحدانش قرار میگیرند، لزوماً به معنای برخورداری از حمایت پایدار نیست. تغییر موضع ترامپ درباره زلنسکی، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که در معادلات کاخ سفید، مرز میان متحد و رقیب تا چه اندازه به منافع روز آمریکا وابسته است. بقایی با استفاده از یک تعبیر آشنای فرهنگ عامه ایرانی، این بحث دیپلماتیک را به زبانی طعنهآمیز و قابلفهم برای مخاطب عمومی بیان کرد.
حاشیه تهران هم برای مستأجران تنگ میشود؟
خانهاجارهای در شهرستانهای اطراف تهران برای بسیاری از خانوارها راهی برای فرار از هزینههای سنگین سکونت در پایتخت است؛ اما گزارشهای میدانی نشان از آن دارد که قیمت اجاره در مناطقی مانند ری، اسلامشهر، پردیس، ورامین، قرچک و رباطکریم طی دو هفته اخیر بالا رفته؛ اتفاقی که میتواند انتخابهای مستأجران در بازارهای جایگزین تهران را محدودتر کند.
این وضعیت در شرایطی رخ میدهد که طبق گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه اجاره مسکن در شهریور ۱۴۰۵ به ۳۲.۸ درصد رسیده است. هرچند این رقم از تورم نقطهبهنقطه عمومی کمتر است، به معنای ارزان شدن اجاره برای خانوارها نیست؛ چراکه اجارهبها همچنان نسبت به سال گذشته افزایش داشته و بخش ثابتی از درآمد ماهانه مستأجران را میبلعد. از سوی دیگر، شاخص رسمی تورم اجاره لزوماً با قیمتهای پیشنهادی خانههای تازهعرضهشده یا شرایط قراردادهای جدید یکسان نیست؛ بنابراین، کاهش فایلهای موجود در کنار افزایش هزینه سکونت، میتواند جستوجوی خانه مناسب را برای مستأجران دشوارتر کند.
مجیدی در بوسان؛ وقتی پای کودکان ایران در میان است
مجید مجیدی در جشنواره فیلم بوسان، مدت کوتاهی سخن گفت؛ البته نه از وضعیت سینما یاجایزهای که برایش به ارمغان آمده، بلکه از کودکان ایران، از دانشآموزان میناب، جنگ و مردمی که هزینه تحریمها و حملات متجاوزانه آمریکا و صهیونیست را میپردازند. او روی صحنه یک جشنواره بینالمللی، از کنار رنج مردمش نگذشت و حرفهایی را به زبان آورد که شاید برای برخی بیوطنها خوشایند به نظر نیاید، اما برای او از هر ملاحظه جشنوارهای و پرستیژ بینالمللی مهمتر بود. مجیدی از همان مردمی گفت که سالهاست قصههایشان را در قاب سینما روایت میکند؛ مردمی که حالا کودکانشان نیز از حملات وحشیانه در امان نماندهاند.
مجیدی پس از دریافت جایزه بهترین فیلم جشنواره بوسان، با یادآوری حمله متجاوزانه به مدرسه میناب گفت: «در روز اول حمله، ۱۶۸ کودک بیگناه را قطعهقطعه کردند؛ طوری که جنازه بعضی از این بچهها هیچگاه پیدا نشد.» او با اشاره به هدف قرار گرفتن خانهها، دانشگاهها و مناطق مسکونی گفت: «چهار تا پنج هزار نفر را از دست دادیم. فکر میکنید جرم مردم ما چیست؟ فقط میخواهند استقلال داشته باشند. ما تا آخر خواهیم ایستاد.» این سخنان، روایت کارگردانی بود که در برابر مخاطبان جهانی، از رنج مردم ایران و هزینهای گفت که برای استقلال خود پرداختهاند.