اسدالله یکتا؛ فرصت کار، نه ترحم

حمایت از یک هنرمند الزاما به معنای پرداخت پول یا جمع‌آوری کمک مالی نیست. گاهی معرفی یک فرصت کاری، سپردن یک پروژه تبلیغاتی یا وصل کردن فردی باتجربه به یک مجموعه اقتصادی مؤثرتر و ماندگارتر است.

سفیر ارجان؛ امیر صدرا صیام- در میان انبوه خبرهای روزمره، گاهی یک درخواست ساده، فراتر از زندگی یک فرد، به آینه‌ای برای دیدن وضعیت جامعه تبدیل می‌شود. درخواست اسدالله یکتا، بازیگر قدیمی سینمای ایران، برای سپردن تبلیغات به او، از همین جنس است. درخواستی که پشت سادگی کلماتش، سال‌ها خاطره، تجربه، تلاش و البته نگرانی درباره معیشت و آینده یک هنرمند قرار دارد.

یکتا در پیامی صریح و بی‌پرده از مردم و فعالان حوزه تبلیغات خواسته اگر کاری در این زمینه دارند، او را به یاد بیاورند. او از مشکلات زندگی‌اش گفته، اما نکته مهم‌تر در پیامش این است که نمی‌خواهد صرفاً موضوع یک دیدار تشریفاتی یا سوژه‌ای برای جلب دل‌سوزی باشد.

او می‌خواهد کار کند، درآمد داشته باشد و با اتکا به توانایی خود، بخشی از مشکلات زندگی‌اش را حل کند. این تفاوتی اساسی است که نباید در هیاهوی انتشار خبر گم شود.در روزگاری که گاه مشکلات معیشتی افراد مشهور به موضوعی برای موج‌های کوتاه خبری تبدیل می‌شود، باید به پیام اصلی اسدالله یکتا توجه کرد.

او از مسئولان درخواست کمک نکرده و ترجیح داده است از ظرفیت ارتباطی و علاقه مردم برای پیدا کردن فرصت شغلی استفاده کند. حتی وقتی از سوختن یخچال خانه‌اش می‌گوید، در نهایت تأکید می‌کند هدفش دریافت پول یا لوازم خانگی نیست، بلکه می‌خواهد مردم تبلیغات‌شان را به او بسپارند.این نگاه، شایسته توجه و احترام است.

حمایت از یک هنرمند الزاما به معنای پرداخت پول یا جمع‌آوری کمک مالی نیست. گاهی معرفی یک فرصت کاری، سپردن یک پروژه تبلیغاتی یا وصل کردن فردی باتجربه به یک مجموعه اقتصادی، حمایتی مؤثرتر و ماندگارتر است؛ حمایتی که عزت‌نفس فرد را حفظ می‌کند و امکان ادامه فعالیت حرفه‌ای را برای او فراهم می‌آورد.

اسدالله یکتا برای بسیاری از مخاطبان سینمای ایران، تنها یک بازیگر نیست، بخشی از خاطرات چند نسل است. هنرمندانی که سال‌ها در سینما و تلویزیون فعالیت کرده‌اند، با نقش‌آفرینی‌هایشان بخشی از حافظه فرهنگی جامعه را ساخته‌اند. طبیعی است که مسیر حرفه‌ای همه آنان همیشه هموار نباشد، اما فاصله گرفتن از کار نباید به معنای فراموش شدن سرمایه انسانی و تجربه‌شان باشد. البته شهرت گذشته به‌تنهایی تضمین‌کننده فرصت شغلی نیست و هیچ هنرمندی نیز نباید صرفاً به دلیل سابقه یا محبوبیتش انتظار امتیاز ویژه داشته باشد.

مسأله، فراهم بودن امکان برابر برای استفاده از تجربه، مهارت و اعتبار حرفه‌ای است. اگر یکتا می‌تواند در حوزه تبلیغات فعالیت کند، معرفی او به سفارش‌دهندگان می‌تواند راهی عملی برای بازگشتش به جریان کار باشد.

پیام یکتا فرصتی است تا معنای حمایت مردمی را از نو تعریف کنیم. حمایت واقعی فقط در پیام‌های هم‌دردی، بازنشر خبرها یا ابراز تأسف خلاصه نمی‌شود. اگر کسب‌وکاری به تبلیغات نیاز دارد، می‌تواند توانایی‌ها و شرایط همکاری با او را بررسی کند. رسانه‌ها نیز می‌توانند به‌جای تمرکز صرف بر دشواری‌های زندگی هنرمندان، ظرفیت‌های حرفه‌ای و امکان همکاری با آنان را معرفی کنند.

در عین حال، نباید فراموش کرد مسؤولیت حفظ کرامت هنرمندان فقط بر دوش مردم نیست. سازوکارهای شغلی پایدار، فرصت‌های متنوع فعالیت و توجه به وضعیت حرفه‌ای هنرمندان باسابقه نیز اهمیت دارد. جامعه‌ای که برای فرهنگ و هنر خود ارزش قایل است، باید بتواند میان احترام نمادین به هنرمندان و حمایت عملی از امکان کار کردن آنان پیوند برقرار کند.

شاید درخواست اسدالله یکتا در ظاهر درباره چند سفارش تبلیغاتی و تأمین هزینه‌های زندگی باشد، اما پیام آن گسترده‌تر است: هیچ‌کس نباید به دلیل کم‌رنگ شدن حضورش در عرصه عمومی، از امکان کار و مشارکت اقتصادی محروم شود.

بهترین پاسخ به این درخواست، نه دل‌سوزی زودگذر و نه تبدیل زندگی خصوصی او به سوژه‌ای برای کنج‌کاوی عمومی، بلکه ایجاد فرصت واقعی برای فعالیت حرفه‌ای است. اگر مردم و فعالان اقتصادی به این فراخوان پاسخ دهند، می‌توانند نشان دهند علاقه به هنرمندان گذشته فقط در خاطره‌بازی و تماشای دوبارۀ آثارشان خلاصه نمی‌شود.

اسدالله یکتا می‌خواهد کار کند. همین خواستِ ساده، سزاوار شنیده شدن است. گاهی یک سفارش تبلیغاتی، بیش از هزار پیام هم‌دردی ارزش دارد؛ زیرا به‌جای یادآوری دشواری‌های یک زندگی، راهی برای ادامه آن باز می‌کند. حمایت از یکتا، در معنای عمیق‌تر خود، حمایت از حق کار کردن، حفظ کرامت انسانی و پاس‌داشتِ هنرمندانی است که سال‌ها برای شادی، سرگرمی و خاطره‌سازی مردم تلاش کرده‌اند.