حمله پنهان چین به فناوریهای آمریکایی
انرونیو نمونهای از انتقال فناوری توسعهیافته با بودجه آمریکا به زیرساخت صنعتی چین است؛ جایی که پکن با اتکا به زنجیرههای تولید و سیاست صنعتی خود، مزیت فناوری آمریکا را به چالش کشیده است. پست حمله پنهان چین به فناوریهای آمریکایی اولین بار در سفیر ارجان ظاهر شد.
به گزارش سفیر ارجان ، نشنال اینترست با انتشار یادداشتی مدعی شد: «ما یک شرکت آمریکایی با ردپایی چینی هستیم.» این جمله را هنینگ راث، مدیرعامل آلمانی شرکت انرونیو (EnerVenue)، بیان کرده؛ شرکتی که نخستین کارخانه تولید باتری خود را در هم ان ماهی راهاندازی کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در واشنگتن دیدار داشت. راث البته تاکید کرده که همزمانی این دو رویداد صرفا یک تصادف بوده است.
اما انرونیو یک شرکت معمولی تولید باتری نیست. باتری این شرکت یک فناوری تحولآفرین محسوب میشود. این باتری از یک محفظه فولادی تشکیل شده که در یک طرف آن نیکل، در طرف دیگر هیدروژن و در میان آنها آب قرار دارد؛ ساختاری که برخلاف باتریهای لیتیوم-یونی، خطر آتشگرفتن ندارد.
این فناوری نه از لیتیوم استفاده میکند و نه از کبالت؛ فلزی که شرکتهای چینی در جمهوری دموکراتیک کنگو استخراج و سپس در چین فرآوری میکنند. بر اساس فهرست مواد اولیه اعلامشده از سوی خود شرکت، مواد مورد نیاز این باتری شامل فولاد، نیکل، فایبرگلاس، رزین و آب است؛ چهار مورد از این مواد در آمریکا استخراج یا فرآوری میشوند و پنجمین ماده نیز از کانادا، همسایه شمالی آمریکا، تامین میشود.
علاوه بر این، عمر این باتری حدود ۳۰ سال است؛ یعنی ۱۰ برابر بیشتر از سلولهای لیتیومیونی که اکنون در شبکه برق آمریکا مورد استفاده قرار میگیرند.
فناوریای که آمریکا دو بار هزینه آن را پرداخت
مالیاتدهندگان آمریکایی در واقع دو بار هزینه توسعه این فناوری را پرداختهاند.
نخست، ناسا حدود نیم قرن پیش باتری نیکل-هیدروژن را توسعه داد و از آن زمان تاکنون در ماموریتهای فضایی خود از آن استفاده کرده است. تلسکوپ فضایی هابل نیز ۱۹ سال با همین فناوری کار کرد. اما مشکل این بود که این باتریها به پلاتین نیاز داشتند و مهندسان مجبور بودند هر سلول را بهصورت جداگانه برای کاربردهای فضایی تولید کنند؛ روشی که استفاده از آن را در کاربردهای زمینی بسیار پرهزینه میکرد.
سپس یک آزمایشگاه دانشگاه استنفورد، با بودجه وزارت انرژی آمریکا ــ یعنی با پول مالیاتدهندگان ــ راهی برای تولید این باتری بدون استفاده از پلاتین پیدا کرد. مشکل هزینه حل شد و مسیر تجاریسازی این فناوری گشوده شد.
امروز انرونیو تنها فناوری ذخیرهسازی انرژی را در اختیار دارد که میتواند به آمریکا اجازه دهد در یکی از سریعترین بازارهای رو به رشد باتری جهان رقابت کند؛ آن هم بدون اینکه حتی یک سلول باتری از زنجیره تامین چین خریداری کند.
این دقیقا همان فناوری است که میتوانست آمریکا را از وابستگی به پکن رها کند. اما نخستین کارخانه انرونیو در شهر چانگژو چین ساخته شده است. چگونه چنین اتفاقی رخ داد؟
پشت پرده این ماجرا، بار دیگر یکی از نمونههای نفوذ چین در عرصه فناوری و صنعت آمریکا نمایان میشود.
نخست باید به منابع مالی نگاه کرد. سرمایهگذار اصلی در دور جذب سرمایه ۳۰۰ میلیون دلاری که کارخانه چانگژو را تامین مالی کرد، دفتر سرمایهگذاری خانوادگی «پیتر لی کا-کیت»، وارث یکی از بزرگترین ثروتهای املاک هنگکنگ، بود. لی عضو کمیته دائمی کنفرانس مشورتی سیاسی خلق چین است؛ نهادی که پکن از آن برای جذب چهرههای ثروتمند خارج از عضویت رسمی حزب کمونیست چین و همسو کردن آنها با سیاستهای حزب استفاده میکند.
در کنار این سرمایهگذار، یک صندوق سرمایهگذاری نیز حضور دارد که مالکیت کامل آن در اختیار دولت هنگکنگ است.
عامل دیگر، مدیرعامل آلمانی شرکت است. راث اذعان کرده که ساخت کارخانه در چین «یکی از پیششرطهای» او برای پذیرفتن سمت مدیرعاملی بوده است.
استدلال او این است که «راز موفقیت» منطقه صنعتی اطراف چانگژو، وجود یک خوشه صنعتی گسترده شامل متخصصان هیدرولیک، پنوماتیک، اتوماسیون و مجموعهای از توانمندیهای تخصصی در یک مکان واحد است.
اما آنچه او نمیگوید این است که این خوشه صنعتی نتیجه دههها حمایت گسترده دولتی چین از زنجیرههای تامین داخلی است.
این همان چیزی است که نویسنده آن را «مرکانتیلیسم چینی» مینامد؛ سیاستی که در شهری به اوج رسیده که خود را «پایتخت انرژی نو چین» معرفی میکند.
بر اساس آمار دولت محلی، چانگژو حدود یکپنجم باتریهای ذخیرهسازی انرژی چین را تولید میکند. همچنین دو شرکت بزرگ تولیدکننده باتری چین، یعنی CALB و SVOLT، دفتر مرکزی خود را در این شهر قرار دادهاند. شرکت نخست نیز از یک مجموعه هوافضای دولتی جدا شد و سپس با حمایت دولت شهری وارد این منطقه شد.
یارانههای چین به شکل یک چک مستقیم به انرونیو پرداخت نمیشوند؛ بلکه خود شهر، زیرساخت صنعتی، نیروی انسانی و شبکه تامین ایجادشده، نقش یارانه را ایفا میکند.
این همان سلاح اقتصادی تهاجمی است که چین در بسیاری از حوزههای فناوری و صنعتی از آن استفاده کرده است.
سلاح دوم چین، تصاحب مالکیت فکری است؛ چه از طریق جذب شرکتها با مشوقهای یارانهای و چه از طریق سرقت فناوری. پکن برای روندی که در آن یک شرکت خارجی، نخستین خط تولید یک فناوری جدید را وارد یک خوشه صنعتی چینی میکند و سپس مهندسان محلی امکان توسعه و بازطراحی آن را پیدا میکنند، یک اصطلاح مشخص دارد: «معرفی، هضم، جذب و نوآوری مجدد».
این سیاست از سال ۲۰۰۶ بهعنوان یک رویکرد رسمی در نظام نوآوری چین دنبال شده است.
ترجمه عملی آن ساده است: فناوری را وارد کارخانههای چین کرده؛ آن را در زنجیرههای تامین داخلی چین ادغام کنید؛ تمام روشهای تولید مورد نیاز را یاد بگیرید؛ سپس همان محصول غربی را با کمک ظرفیت صنعتی چین، ارزانتر و بهتر تولید کنید؛ گاه نیز با اتکا به روشهای غیرقانونی برای دستیابی به فناوری.
در مورد انرونیو، ممکن است حق اختراع همچنان در دفتر آمریکایی این شرکت در فریمونت کالیفرنیا باقی بماند؛ اما فرآیند واقعی تولید ــ یعنی اینکه چگونه یک سلول نیکل-هیدروژن در مقیاس صنعتی ساخته شود ــ در کارخانههای چانگژو و توسط مهندسان چینی توسعه یافته است، نه در کالیفرنیا یا کنتاکی.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی خود شرکت، «تمام ماشینآلات خط تولید با ظرفیت بالا، ابتدا در خط تحقیق و توسعه انرونیو و در فاصله شش کیلومتری کارخانه چانگژو طراحی و اعتبارسنجی شدند»؛ نه در آمریکا و نه در کنتاکی.
کارخانهای که قرار بود در آمریکا ساخته شود
و اما کنتاکی؛ جایی که قرار بود نخستین کارخانه انرونیو برای این فناوری ساخته شود.
در مارس ۲۰۲۳، اندی بشیر، فرماندار کنتاکی، اعلام کرد که شرکت قصد دارد کارخانهای به ارزش ۲۶۴ میلیون دلار در منطقه شلبیویل احداث کند؛ کارخانه در زمینی به مساحت ۷۳ هکتار و با زیربنای حدود یک میلیون فوت مربع که قرار بود ۴۵۰ شغل ایجاد کند.
یورگ هاینمن، مدیرعامل وقت شرکت، آن زمان اعلام کرد: «پس از یک بررسی سراسری، کنتاکی به گزینه ایدهآل تبدیل شد».
اما تا نوامبر ۲۰۲۴، انرونیو از این طرح عقبنشینی کرده و اعلام کرد: «هر زمان شرایط مناسب باشد، میتوانیم همکاریها را از سر بگیریم.»
راث، مدیرعامل فعلی، سه سال بعد، پروژه کنتاکی را یک تجربه آموزشی توصیف کرد و گفت فناوری هنوز آماده نبوده است.
اما این پرسش باقی میماند: اگر فناوری برای ساخت کارخانه در آمریکا آماده نبود، چگونه برای اعلام ساخت یک کارخانه عظیم در چین در سال ۲۰۲۶ آماده شد؟
کنتاکی با وعده ایجاد ۴۵۰ شغل روبهرو شد؛ اما در نهایت هیچ شغلی ایجاد نشد.
به این ترتیب، فناوری ذخیرهسازی انرژی که مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه توسعه آن را پرداخت کرده بودند، برای نخستین بار در مقیاس صنعتی در داخل زیرساخت صنعتی کشوری تولید میشود که قرار بود آمریکا را در رقابت با آن تقویت کند.
تلاش برای ورود دوباره به بازار آمریکا
موضوع زمانی پیچیدهتر میشود که انرونیو اکنون خواهان دسترسی به بازار آمریکا از طریق تولیدات کارخانه چین است.
بر اساس تعرفههای بخش ۳۰۱ دولت ترامپ علیه چین، فروش محصولات تولیدشده در چانگژو در بازار آمریکا احتمالا دشوارتر خواهد بود؛ در حالی که اگر کارخانه در کنتاکی ساخته میشد، این مانع وجود نداشت.
در این میان، یک قانون قدیمی آمریکا نیز مطرح میشود: قانون بای-دال (Bayh-Dole Act) مصوب ۱۹۸۰.
بر اساس این قانون، هنگامی که یک شرکت مجوز انحصاری برای استفاده از اختراعی دریافت میکند که با بودجه دولت فدرال توسعه یافته است، باید محصولات فروختهشده در آمریکا را داخل این کشور تولید کند؛ مگر آنکه نهاد تامینکننده بودجه، معافیتی صادر کرده باشد.
اگر این تعهد نقض شده باشد یا اساسا چنین تعهدی وجود نداشته باشد، دولت میتواند از اختیار قانونی خود استفاده و مجوز فناوری را به یک تولیدکننده آمریکایی دیگری واگذار کند؛ شرکتی که تولید را در داخل آمریکا حفظ کند.