گنجینه‌ای میان مرمت و رکود؛ وجود چالش در سرنوشت بافت تاریخی اصفهان

اصفهان-خانه‌ها، بازارها و گذرهای تاریخی اصفهان سرمایه‌ای تمدنی و اقتصادی‌اند؛ اما حفاظت از این میراث و پیوند آن با زندگی و رونق اقتصادی محله‌های قدیمی، همچنان چالشی جدی است.

سفیر ارجان گروه استان‌ها، کوروش دیباج: اصفهان را شهری می‌شناسیم که قرن‌ها در آن، معماری فقط برای ساختن سرپناه نبوده است؛ خانه‌ها، بازارها، گذرها، سراها و میدان‌هایش در کنار یکدیگر، شیوه‌ای از زندگی را شکل داده‌اند که حاصل پیوند هنر، اقتصاد، فرهنگ و روابط اجتماعی بوده است. اما امروز، پرسش این است که از این میراث گسترده چه سهمی در زندگی جاری شهر باقی مانده است؟

وقتی خانه‌ای تاریخی مرمت می‌شود، اما محله پیرامون آن از ساکنان قدیمی خالی می‌ماند؛ وقتی بنایی ارزشمند به مقصدی برای بازدید تبدیل می‌شود، اما پیوندش با زندگی روزمره مردم سست‌تر می‌شود؛ و وقتی بخشی از تاریخ شهر در برابر چشم ما ایستاده، اما توان ساختن آینده را ندارد، آیا می‌توان از حفاظت میراث سخن گفت، بی‌آنکه درباره سرنوشت زندگی در آن پرسید؟

مسئله بافت تاریخی اصفهان فقط فرسودگی بناها یا کمبود سرمایه‌گذار نیست؛ مسئله، فاصله‌ای است که میان ارزش تاریخی این محدوده و توان آن برای تولید ثروت، حفظ سکونت و بازآفرینی زندگی شکل گرفته است. بافتی که می‌تواند زمینه اشتغال، گردشگری، رونق کسب‌وکارهای محلی و تقویت هویت شهری را فراهم کند، در بخش‌هایی با گسست کالبدی، دشواری‌های رفت‌وآمد، هزینه‌های سنگین مرمت، مشکلات مالکیت و پراکندگی مدیریت روبه‌روست.

در چنین شرایطی، حتی مرمت موفق یک خانه نیز لزوماً به معنای احیای محله نیست؛ همان‌طور که افزایش رفت‌وآمد گردشگران، به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که ساکنان قدیمی در شهر تاریخی خود بمانند یا منافع اقتصادی این حضور به جامعه محلی برسد.

تفاوت تجربه اصفهان با شهرهایی چون کاشان و یزد، این پرسش جدی را پیش می‌کشد که چرا شهری با چنین پشتوانه تمدنی و معماری، هنوز نتوانسته است همه ظرفیت‌های بافت تاریخی خود را به چرخه‌ای پایدار از ارزش‌آفرینی تبدیل کند؟ شاید پرسش اصلی این نباشد که اصفهان چه اندازه میراث تاریخی دارد؛ بلکه این باشد که چرا این میراث، با وجود همه ارزش‌هایش، هنوز نتوانسته است به اندازه ظرفیت خود برای شهر و شهروندانش زندگی و ثروت بسازد؟

مرمت بناها بدون جان گرفتن محله‌ها

مژگان ابراهیمی، معمار و فعال حوزه مطالعات بافت تاریخی اصفهان، گستردگی و پراکندگی عناصر تاریخی را یکی از تفاوت‌های مهم اصفهان با برخی شهرهای موفق در احیای میراث می‌داند.

وی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار می‌کند: بافت تاریخی تنها از خانه‌ها، سراها، بازارها، بازارچه‌ها و چهارسوق‌ها تشکیل نشده، بلکه گذرها، کوچه‌ها، طاق‌ها و ساباط‌ها نیز اجزای پیونددهنده این مجموعه‌اند.

ابراهیمی می‌گوید:در گذر زمان، انسجام کالبدی بخش‌هایی از بافت تاریخی اصفهان از بین رفته و عناصر ارزشمند در نقاط مختلف شهر پراکنده شده‌اند. حتی در محدوده‌هایی که پیوستگی بیشتری دارند، بستر مدیریتی لازم برای بهره‌برداری اقتصادی از این سرمایه‌ها به‌طور مناسب فراهم نشده است.

وی گردشگری تاریخی را ظرفیتی برای درآمدزایی می‌داند، اما دامنه ثروت حاصل از میراث را فراتر از درآمد مالی تعریف می‌کند.

از نگاه ابراهیمی، حضور مردم در محله‌های تاریخی و تجربه فضاهای شهری، تعلق شهروندان به شهر را تقویت می‌کند و زمینه تداوم پیوندهای فرهنگی و اجتماعی را فراهم می‌آورد.

این معمار، نبود برنامه منسجم برای مرحله پس از مرمت را از مشکلات مهم احیای بافت تاریخی اصفهان معرفی می‌کند؛ زیرا مرمت یک بنا، بدون پیش‌بینی نحوه بهره‌برداری از آن و ارتباطش با محیط پیرامون، الزاماً به رونق اقتصادی منجر نمی‌شود.

خانه‌های تاریخی احیا می‌شوند؛ اما برای چه کسانی؟

ابراهیمی یکی از مشکلات موجود را تکرار کاربری‌های مشابه در بناهای مرمت‌شده می‌داند و در ادامه می‌گوید: در برخی خانه‌های تاریخی، کافه، رستوران، هتل و اقامتگاه ایجاد شده، اما تنوع فعالیت‌ها و کاربری‌هایی که بتوانند گروه‌های بیشتری از مردم را بهره‌مند کنند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

وی با اشاره به تجربه کاشان توضیح می‌دهد:در این شهر، امکان بازدید از برخی خانه‌های تاریخی با تهیه بلیت و هماهنگی فراهم شده است؛ در حالی که در اصفهان، تغییر شکل بعضی خانه‌ها برای استفاده اقامتی، امکان تجربه فضای تاریخی آن‌ها را محدود کرده است.

این کارشناس حوزه بافت تاریخی همچنین به وابستگی بخشی از فعالیت‌های اقامتی به شرایط اقتصادی و دوره‌های اوج و افت سفر اشاره می‌کند؛ موضوعی که می‌تواند بهره‌برداری از ظرفیت این بناها را تحت تأثیر قرار دهد.

وی تأکید می‌کند: احیای بافت تاریخی باید با برنامه‌ای پیوسته برای بهره‌برداری همراه باشد؛ برنامه‌ای که علاوه بر خانه‌ها، سراها، چهارسوق‌ها، گذرها و حمام‌های تاریخی را نیز دربرگیرد و برای هر بخش، نقش مشخصی در زندگی اقتصادی و اجتماعی شهر تعریف کند.

ابراهیمی مدیریت یکپارچه را یکی از پیش‌نیازهای این تحول می‌داند؛ مدیریتی که هم توان هماهنگ‌سازی دستگاه‌های مسئول را داشته باشد و هم با تاریخ و فرهنگ اصفهان آشنا باشد.

از نگاه او، حضور ساکنان بومی و استمرار آداب و رسوم در محله‌ها، بخشی از سرمایه‌ای است که در فرایند احیا نباید نادیده گرفته شود.

وی تأکید می‌کند: اگر شهر برای خود اصفهانی‌ها زنده، دلپذیر و جذاب باشد، گردشگران ایرانی و خارجی نیز از آن استقبال خواهند کرد. در این مسیر، مصوبات شوراهای تخصصی زمانی اثرگذار خواهند بود که نهادی توانمند، اجرای آن‌ها را پیگیری کند.

«اختلال در اهلیت»؛ مسئله‌ای فراتر از سرمایه‌گذاری

سیدمحمد بهشتی شیرازی، عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری کشور، مسئله بافت تاریخی اصفهان را با مفهوم «اختلال در اهلیت» توضیح می‌دهد؛ مفهومی که از نگاه او به کاهش پیوند میان مردم و کیفیت تاریخی و فرهنگی شهرهایشان اشاره دارد.

وی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار می‌کند: اصفهان، یزد و کاشان در دهه‌های اخیر با مسئله‌ای مشترک مواجه شده‌اند: کم‌رنگ شدن حضور و نقش‌آفرینی کسانی که کیفیت تاریخی این شهرها را شکل داده‌اند. او میان متولد شدن در یک شهر و برخورداری از اهلیت آن تفاوت قائل می‌شود و کیفیت زیستن، ساختن و رفتار کردن با شهر را در شکل‌گیری هویت شهری مؤثر می‌داند.

عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری کشور برای توضیح این وضعیت به بخش‌هایی از توسعه جدید اصفهان اشاره می‌کند که در آن‌ها ویژگی‌های متمایزکننده شهر کم‌رنگ شده است.

بهشتی این روند را نشانه اختلال در همان کیفیتی می‌داند که اصفهان را به اصفهان تبدیل کرده است.

وی در پاسخ به پرسش درباره تفاوت اصفهان و کاشان، بازار تاریخی تبریز را نمونه‌ای از مشارکت اقتصادی جامعه محلی معرفی می‌کند و در ادامه می‌گوید: کسبه و فعالان بازار تبریز در مرمت و احیای این مجموعه نقش داشتند، هزینه‌های آن را تأمین کردند و این اقدام به دریافت جایزه آقاخان و ثبت بازار در فهرست میراث جهانی انجامید.

بهشتی این تجربه را در برابر کم‌رنگ بودن مشارکت اقتصادی مشابه در اصفهان قرار می‌دهد و می‌پرسد چرا اصفهانی‌هایی که پیشینیانشان بازار، میدان نقش‌جهان و دیگر عناصر شاخص شهر را ساخته‌اند، امروز به همان اندازه برای احیا و بهره‌برداری از میراث شهر خود پیشقدم نمی‌شوند.

وی به حضور سرمایه‌گذارانی از تهران در احیای خانه‌های تاریخی کاشان اشاره می‌کند و می‌گوید: این فعالیت‌ها در اصفهان نیز ظرفیت گسترش دارند.

او در عین حال، افزایش حساسیت عمومی نسبت به وضعیت میراث شهر را نشانه‌ای امیدوارکننده برای آینده می‌داند.

میراثی که باید آینده تولید کند

علی توپچی، شهردار ناحیه ویژه تاریخی شهر اصفهان، مسئله را فراتر از چگونگی بهره‌برداری اقتصادی از بناهای تاریخی صورت‌بندی می‌کند.

وی در گفتگو با خبرنگار مهر بر ضرورت عبور از نگاه موزه‌ای و ایستا به میراث و حرکت به سمت مفهوم «شهر تاریخی زاینده» تأکید دارد؛ شهری که ضمن حفاظت از گذشته، امکان تولید ارزش‌های تازه را فراهم می‌کند.

توپچی ثروت را مجموعه‌ای از سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مکانی و آینده‌ساز می‌داند. در این چارچوب، درآمد و اشتغال تنها بخشی از ثروت‌اند و اعتماد اجتماعی، تعلق شهروندان، دانش و مهارت، جذابیت مکان و توان شهر برای خلق فرصت‌های تازه نیز در این تعریف جای می‌گیرند.

وی با اشاره به انباشت تاریخی اصفهان، از میدان‌ها، بازارها، مساجد، محله‌ها، خانه‌ها، باغ‌ها، صنایع‌دستی، روایت‌ها و حافظه فرهنگی شهر نام می‌برد و می‌گوید: وجود این دارایی‌ها به‌خودی‌خود به تولید متناسب ثروت منجر نمی‌شود.

شهردار ناحیه ویژه تاریخی شهر اصفهان هشدار می‌دهد: حتی در شرایط حضور گردشگر، جریان فعالیت اقتصادی و انجام مرمت، ممکن است کاهش سکونت پایدار، افت تنوع فعالیت‌ها، تضعیف انتقال مهارت‌های بومی و تمرکز سرمایه‌گذاری در چند نقطه محدود رخ دهد.

وی این وضعیت را در قالب فرضیه‌ای با عنوان «انحطاط نهفته اقتصادی ـ میراثی» مطرح می‌کند؛ وضعیتی که در آن، ظاهر شهر همچنان فعال است، اما ظرفیت‌های آینده آن محدود می‌شود.

از نگاه توپچی، اتکای اقتصاد میراث به بازدید، اقامت، غذا و خرید سوغات، با وجود اهمیت، تمام ظرفیت‌های موجود را پوشش نمی‌دهد.

وی گسست میان دارایی‌های میراثی و بخش‌های مختلف اقتصاد شهری را یکی از موانع می‌داند و تأکید می‌کند: ارزش اصفهان تنها در بناهای منفرد نیست، بلکه در ارتباط میان آن‌ها نیز شکل می‌گیرد.

شهردار ناحیه ویژه تاریخی شهر اصفهان ایده «کریدور تمدنی اصفهان» را به‌عنوان طرحی راهبردی برای پیوند سه پهنه مطرح می‌کند: دولتخانه سلجوقی و محدوده مسجد جامع و میدان عتیق، دولتخانه صفوی و میدان نقش‌جهان، و پهنه شهری معاصر در دو سوی سی‌وسه‌پل، شامل میدان انقلاب و مجموعه ریسباف.

وی تأکید می‌کند: این کریدور نباید صرفاً پروژه‌ای کالبدی باشد، بلکه باید ارتباط میان لایه‌های تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شهر را تقویت کند. در این چارچوب، حفاظت و سرمایه‌گذاری دو مسیر متضاد نیستند؛ بلکه باید در سازوکاری قرار گیرند که ضمن صیانت از ارزش‌های غیرقابل‌جایگزین، امکان تولید ارزش‌های تازه را فراهم کند.