سواد خانواده | محبت به فرزندان را به تأخیر نیندازید؛ از گفتن «دوستت دارم» تا مصونیت در برابر آسیب‌های اجتماعی

محبت والدین فقط ابراز یک احساس عاطفی نیست؛ بلکه یکی از پایه‌های مهم تربیت فرزندان، تقویت اعتمادبه‌نفس و افزایش تاب‌آوری آنان در برابر آسیب‌های اجتماعی است. حجت‌الاسلام والمسلمین محسن عباسی‌ولدی با تأکید بر نقش محبت و حفظ کرامت فرزندان در تربیت دینی، معتقد است رابطه عاطفی عمیق میان والدین و فرزندان می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری اعتماد، احساس امنیت و پایبندی بیشتر به ارزش‌های خانوادگی باشد؛ موضوعی که

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نفوذ آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی در زندگی کودکان و نوجوانان، یکی از دغدغه‌های مهم خانواده‌هاست. در شرایطی که فرزندان از طریق فضای مجازی و محیط‌های اجتماعی با الگوها و پیام‌های متنوعی روبه‌رو می‌شوند، تقویت بنیان‌های عاطفی خانواده می‌تواند نقش مهمی در افزایش قدرت انتخاب و مقاومت آنان در برابر فشارهای بیرونی داشته باشد. در این میان، محبت والدین و توجه به کرامت فرزندان از جمله عواملی است که در تربیت دینی و پرورش شخصیت آنان اهمیت ویژه‌ای دارد.

امروزه تربیت فرزندان در محیطی صورت می‌گیرد که دسترسی گسترده به محتوای فضای مجازی، مرزهای فرهنگی را کم‌رنگ‌تر کرده و کودکان و نوجوانان را در معرض پیام‌ها و محرک‌های گوناگون قرار داده است. در چنین شرایطی، تربیت جنسی و آموزش متناسب با سن فرزندان، دیگر موضوعی قابل چشم‌پوشی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت خانواده در صیانت از سلامت جسمی، روانی و اخلاقی نسل آینده به شمار می‌رود.

بنابر روایت حوزه، در همین زمینه، حجت‌الاسلام والمسلمین محسن عباسی‌ولدی در سلسله جلساتی با موضوع تربیت فرزندان، به بیان نکاتی درباره تقویت ایمان، نقش خودسازی والدین و اهمیت محبت در روابط خانوادگی پرداخته است؛ نکاتی که می‌تواند برای خانواده‌های دغدغه‌مند در حوزه تربیت راهگشا باشد.

خودسازی والدین؛ نخستین گام در تقویت ایمان فرزندان

به اعتقاد عباسی‌ولدی، والدین پیش از آنکه بخواهند ایمان و باورهای دینی فرزندان خود را تقویت کنند، باید به اصلاح رفتار و تهذیب نفس خویش توجه داشته باشند. کسی که خود در مسیر رشد معنوی گام برنداشته است، نمی‌تواند به‌درستی نقش هدایتگر و الگوی تربیتی را ایفا کند؛ چنان‌که در این باره گفته‌اند:

«ذات نایافته از هستی‌بخش / کی تواند که شود هستی‌بخش»

خودسازی والدین از چهار جهت در فرایند تربیت اهمیت دارد:

نخست، تقویت توان روحی: تهذیب نفس، ظرفیت درونی انسان را افزایش می‌دهد و او را برای پذیرش مسئولیت‌های سنگین تربیت آماده‌تر می‌کند.

دوم، دعوت عملی به ایمان: رفتار و منش والدین، پیش از توصیه‌های زبانی آنان، می‌تواند فرزندان را به سوی ایمان و اخلاق سوق دهد. خودسازی، الگویی عملی از پایبندی به ارزش‌ها ارائه می‌کند.

سوم، افزایش اثرگذاری معنوی: از این منظر، تهذیب نفس موجب می‌شود سخن و رفتار فرد از تأثیر بیشتری برخوردار شود و توصیه‌های او در تربیت فرزندان و شاگردان اثر عمیق‌تری بگذارد.

چهارم، یافتن مسیر درست تربیت: آگاهی و دانش به‌تنهایی همیشه برای حل مسائل تربیتی کافی نیست. گاهی والدین با وجود مطالعه و تجربه فراوان، در مواجهه با موقعیت‌های پیچیده دچار سردرگمی می‌شوند. در نگاه دینی، تهذیب نفس و توجه به هدایت الهی از عوامل مهم برای عبور از این وضعیت و یافتن راه درست به شمار می‌رود.

پس از توجه به نقش خودسازی، مسئله مهم دیگر، چگونگی رفتار با فرزندان است؛ موضوعی که در آن دو اصل «محبت» و «کرامت» جایگاه محوری دارند.

محبت و کرامت؛ دو اصل اساسی در تربیت دینی

اگر والدین می‌خواهند زمینه شکوفایی فطرت فرزندان خود را فراهم کنند، باید در کنار محبت‌ورزی، شخصیت و کرامت آنان را نیز حفظ کنند. تربیت مؤثر صرفاً به انتقال اطلاعات و ارائه دستور محدود نمی‌شود، بلکه به رابطه‌ای نیاز دارد که در آن فرزند احساس ارزشمندی کند و بتواند به والدین خود اعتماد داشته باشد.

در این چارچوب، کیفیت رابطه عاطفی والدین با فرزندان یکی از معیارهای مهم ارزیابی عملکرد تربیتی خانواده است. پرسش اصلی این نیست که پدر و مادر تا چه اندازه برای فرزندشان زحمت می‌کشند، بلکه باید دید فرزند تا چه اندازه این محبت را احساس و دریافت می‌کند.

ممکن است والدین برخی رفتارهای خود را نشانه علاقه بدانند، اما فرزند همان رفتارها را صرفاً وظیفه طبیعی آنان تلقی کند. ازاین‌رو، لازم است پدران و مادران به‌طور مستمر شیوه ابراز محبت خود را بررسی کنند و ببینند آیا علاقه درونی‌شان به شکلی روشن و قابل‌درک به فرزند منتقل می‌شود یا خیر.

معجزه محبت؛ چرا فرزندان از والدین خود الگو می‌گیرند؟

یکی از آثار مهم محبت، تقویت تمایل فرزندان به همانندسازی با والدین است. هنگامی که کودک یا نوجوان رابطه‌ای گرم و صمیمی با پدر و مادر خود دارد، احتمال بیشتری وجود دارد که رفتار، نگرش و ارزش‌های آنان را الگوی خود قرار دهد.

از همین رو، اگر والدین می‌خواهند فرزندانشان در مسیر ارزش‌های اخلاقی و دینی حرکت کنند، نباید نقش رابطه عاطفی را نادیده بگیرند. توصیه‌های تربیتی زمانی می‌توانند اثرگذارتر باشند که در بستر اعتماد و علاقه متقابل مطرح شوند.

عباسی‌ولدی با تأکید بر این موضوع معتقد است در شرایط کنونی، ابراز محبت معمولی و محدود ممکن است پاسخگوی همه نیازهای عاطفی فرزندان نباشد. به گفته او، زمانی که کودکان و نوجوانان در محیط‌های مختلف با الگوها و پیام‌های متفاوت روبه‌رو هستند، والدین باید رابطه‌ای عمیق، صمیمی و سرشار از محبت با آنان برقرار کنند.

البته صرف ادعای دوست داشتن کافی نیست. اگر پدر و مادر برای فرزند خود فداکاری می‌کنند، باید این علاقه در رفتار، گفتار، نوع برخورد و شیوه تعامل روزمره آنان نیز دیده شود؛ چه در جمع و چه در خلوت. محبتی که تنها در دل والدین باقی بماند و به فرزند منتقل نشود، نمی‌تواند به‌طور کامل نقش تربیتی خود را ایفا کند.

از دوستی با فرزند تا آسان‌تر شدن پذیرش توصیه‌های والدین

در روایتی منقول از پیامبر اکرم(ص) آمده است:

یعنی انسان از مرام و شیوه زندگی دوست و همنشین خود تأثیر می‌پذیرد.

این روایت معمولاً برای هشدار به فرزندان درباره انتخاب دوستان مورد استناد قرار می‌گیرد؛ با این تأکید که افراد باید در انتخاب همنشین خود دقت کنند. بااین‌حال، می‌توان از زاویه دیگری نیز به این مضمون توجه کرد: اگر والدین بتوانند به دوستانی صمیمی و قابل‌اعتماد برای فرزندان خود تبدیل شوند، زمینه تأثیرگذاری تربیتی آنان نیز تقویت خواهد شد.

در چنین رابطه‌ای، فرزند نه‌تنها والدین را افرادی مسئول و تصمیم‌گیرنده می‌بیند، بلکه آنان را پناهگاه عاطفی خود نیز می‌داند. همین احساس نزدیکی می‌تواند پذیرش توصیه‌ها و همراهی با خواسته‌های منطقی والدین را آسان‌تر کند.

یکی دیگر از آثار محبت، تسهیل پذیرش و پیروی از توصیه‌های تربیتی است. در بسیاری از موقعیت‌ها، امکان توضیح کامل همه دلایل یک تصمیم برای فرزند وجود ندارد یا گفت‌وگو به‌تنهایی نمی‌تواند او را قانع کند. در چنین شرایطی، اعتماد و رابطه عاطفی شکل‌گرفته میان والدین و فرزند می‌تواند به عبور بهتر از اختلاف‌ها کمک کند.

بر این اساس، ایجاد رابطه‌ای صمیمی از دوران کودکی اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا پیوند عاطفی پایدار در طول زمان شکل می‌گیرد و نمی‌توان انتظار داشت در لحظه بروز یک مشکل، بدون پیشینه‌ای از اعتماد و محبت، به‌سرعت ایجاد شود.

محبت؛ پاسخی به نیاز عاطفی فرزندان

محبت علاوه بر تقویت پیوند خانوادگی، می‌تواند در آرامش روانی فرزندان نیز نقش داشته باشد. در نگاه دینی، یاد خدا و تهذیب نفس از راه‌های دستیابی به آرامش‌اند و محبت‌ورزی نیز می‌تواند به تأمین نیازهای عاطفی و احساس امنیت در خانواده کمک کند.

هنگامی که نیاز عاطفی فرزند در خانه به رسمیت شناخته می‌شود و والدین به آن پاسخ مناسبی می‌دهند، احتمال اینکه او برای جبران این کمبود به روابط ناسالم یا تأییدطلبی افراطی در بیرون از خانواده روی بیاورد، می‌تواند کاهش یابد.

در مقابل، بی‌توجهی مستمر به نیازهای عاطفی کودکان و نوجوانان ممکن است آنان را برای دریافت توجه و محبت، به محیط‌ها و روابطی سوق دهد که الزاماً از سلامت و امنیت کافی برخوردار نیستند.

عباسی‌ولدی در این زمینه به والدین هشدار می‌دهد که فرزندان خود را از محبت محروم نکنند. همان‌گونه که محرومیت از نیازهای اولیه می‌تواند در رفتار فرد اثر بگذارد، کمبود توجه و محبت نیز ممکن است او را در موقعیت‌هایی قرار دهد که برای جبران آن، به هر نوع رابطه یا ابراز علاقه‌ای پاسخ مثبت بدهد.

این مسئله تنها به ارتباط با جنس مخالف محدود نمی‌شود. روابط عاطفی بسیار شدید و وابستگی‌های افراطی میان افراد هم‌جنس نیز ممکن است در برخی موارد با نیازهای عاطفی برآورده‌نشده ارتباط داشته باشد. ازاین‌رو، والدین نباید تنها بر شکل ظاهری روابط فرزندان تمرکز کنند، بلکه لازم است وضعیت عاطفی آنان و کیفیت ارتباطشان با اعضای خانواده را نیز مورد توجه قرار دهند.

محبت در خانواده؛ عاملی برای افزایش تاب‌آوری اجتماعی

یکی دیگر از کارکردهای مهم محبت والدین، تقویت اعتماد و احساس امنیت در فرزندان است. پاسخ مناسب به نیازهای عاطفی کودک یا نوجوان، این پیام را به او منتقل می‌کند که در خانواده دیده می‌شود، ارزش دارد و در زمان مواجهه با مشکلات می‌تواند به والدین خود تکیه کند.

این اعتماد برای فرایند تربیت اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا والدین برای هدایت فرزندان، بیش از هر چیز به ارتباطی نیاز دارند که بر پایه اطمینان و پذیرش متقابل شکل گرفته باشد.

محیط خانواده همچنین می‌تواند در افزایش تاب‌آوری اجتماعی فرزندان نقش داشته باشد. کودکان و نوجوانان در مدرسه و دیگر محیط‌های اجتماعی ممکن است با تمسخر، مخالفت، طرد شدن یا تفاوت دیدگاه‌ها مواجه شوند. اگر احساس ارزشمندی آنان تنها به تأیید همسالان وابسته باشد، احتمال دارد برای پذیرفته شدن از سوی دیگران، از باورها و ارزش‌هایی که در خانواده آموخته‌اند فاصله بگیرند.

به همین دلیل، نگرانی والدین درباره تأثیرپذیری فرزندان از محیط بیرون باید با توجه بیشتر به کیفیت رابطه در خانه همراه شود. فرزندی که در خانواده احساس امنیت و پذیرش می‌کند، ممکن است در مواجهه با فشار همسالان، توان بیشتری برای تصمیم‌گیری مستقل و حفظ مرزهای شخصی خود داشته باشد.

در این نگاه، محبت خانوادگی یکی از عوامل مؤثر در افزایش مقاومت روانی و اجتماعی فرزندان است؛ هرچند تربیت موفق به مجموعه‌ای از عوامل، از جمله گفت‌وگوی سازنده، آموزش مهارت‌های زندگی، نظارت متناسب با سن و ایجاد فضای امن برای بیان مشکلات نیز نیاز دارد.