روبیو با بازخوانی گزینشی تاریخ، برای سیاست امروز آمریکا پشتوانه می‌سازد

محمدجواد حق‌شناس، استاد روابط بین‌الملل با نقد سخنان مارکو روبیو در آتن تأکید کرد که تبدیل جنگ‌های ایران و یونان در دوران باستان به روایت تقابل همیشگی دو تمدن، تفسیری یک‌سویه از تاریخ است که می‌تواند در خدمت توجیه سیاست‌های معاصر آمریکا قرار گیرد.

محمدجواد حق‌شناس، استاد روابط بین‌الملل،در گفت‌وگو با میراث آریا در بررسی سخنان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در آتن و در برابر یادمان‌های تمدن یونان باستان، اظهار کرد: سخنان روبیو را نمی‌توان صرفاً بازخوانی رویدادهای تاریخی دانست؛ زیرا او با انتخاب بخش‌هایی از تاریخ و پیوند دادن آنها به مفاهیمی همچون آزادی، قدرت، وفاداری به میهن و برتری تمدنی، درصدد صورت‌بندی سیاسی گذشته در خدمت جهان‌بینی امروز دولت آمریکا است.

روبیو در سخنرانی خود با اشاره به لشکرکشی خشایارشا به یونان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، مقاومت آتنیان و ویرانی آکروپولیس، این رویدادها را در چارچوب پایداری تمدن غرب روایت کرد و سپس با تأکید بر ضرورت بازسازی قدرت و اعتمادبه‌نفس غرب، میان میراث یونان باستان و جهت‌گیری‌های امروز سیاست خارجی آمریکا پیوند برقرار کرد.

حق‌شناس با اشاره به یک‌سویه بودن چنین روایتی، گفت: لشکرکشی خشایارشا و ویرانی آکروپولیس از واقعیت‌های تاریخی است، اما تبدیل این رویدادها به داستان تقابل دائمی آزادی و استبداد، حاصل تفسیری گزینشی از گذشته است. برای شناخت دقیق تاریخ، باید شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر دوره را در نظر گرفت و از تعمیم منازعات تاریخی به روابط امروز ملت‌ها پرهیز کرد.

این استاد روابط بین‌الملل با تأکید بر ضرورت بررسی متوازن تمدن‌های ایران و یونان افزود: شاهنشاهی هخامنشی را نمی‌توان صرفاً با لشکرکشی به یونان تعریف کرد. ایران در دوران هخامنشی یکی از گسترده‌ترین ساختارهای حکمرانی جهان باستان را شکل داد و سرزمین‌ها، زبان‌ها، آیین‌ها و سنت‌های متنوعی را دربرگرفت. سیاست‌های کوروش بزرگ در قبال بابل و سنت‌های مذهبی و محلی نیز بخشی از میراث تاریخی ایران در زمینه حکمرانی است.

او ادامه داد: همان‌گونه که نمی‌توان دستاوردهای تمدن یونان را نادیده گرفت، نباید محدودیت‌های نظام سیاسی آتن، از جمله برده‌داری و محرومیت بخش بزرگی از جمعیت از حقوق سیاسی را نیز از نظر دور داشت. بررسی تاریخ زمانی اعتبار دارد که دستاوردها، تناقض‌ها و محدودیت‌های جوامع مختلف را در کنار یکدیگر ببیند.

تاریخ غرب نیز روایت جنگ و سلطه است

حق‌شناس با طرح این پرسش که چرا در روایت روبیو از تمدن غرب، جنگ‌ها و منازعات خونین درون این تمدن کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اظهار کرد: جنگ‌های مذهبی اروپا، جنگ سی‌ساله، رقابت‌های طولانی قدرت‌های اروپایی، لشکرکشی ناپلئون به روسیه و دو جنگ جهانی نشان می‌دهد که اشتراک در میراث فرهنگی و تمدنی، لزوماً مانع جنگ و خشونت نمی‌شود.

وی افزود: تاریخ غرب علاوه بر دستاوردهای بزرگ علمی، فکری و سیاسی، با تاریخ استعمار، تصرف سرزمین‌ها، بهره‌کشی از منابع و تجارت برده نیز پیوند خورده است. میلیون‌ها آفریقایی در جریان تجارت فراآتلانتیکی برده به‌زور از سرزمین خود جدا شدند و به قاره آمریکا انتقال یافتند. بنابراین، روایت جامع از شکل‌گیری قدرت غرب نمی‌تواند این بخش از تاریخ را نادیده بگیرد؛ همان‌طور که نباید دستاوردهای روشنگری و مبارزات آزادی‌خواهانه و ضدبرده‌داری را انکار کرد.

این استاد روابط بین‌الملل با اشاره به تاریخ شکل‌گیری ایالات متحده خاطرنشان کرد: آمریکا استقلال خود را در جنگی علیه امپراتوری بریتانیا به دست آورد؛ جنگی میان مردمانی که بخش مهمی از میراث زبانی و فرهنگی مشترک داشتند. افزون بر این، با وجود تأکید اعلامیه استقلال بر برابری انسان‌ها، برده‌داری در آمریکا ادامه یافت و گروه‌های بزرگی از جامعه از حقوق برابر برخوردار نبودند. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که نمی‌توان روابط میان ملت‌ها را صرفاً بر اساس اشتراک‌ها یا تقابل‌های تمدنی توضیح داد.

تمدن غرب محصول یک سرچشمه واحد نیست

حق‌شناس با تأکید بر پیوندهای تاریخی ایران و یونان تصریح کرد: روابط این دو جهان تنها به میدان‌های جنگ محدود نبود و در کنار رقابت‌های سیاسی و نظامی، ارتباطات اقتصادی، هنری و فرهنگی نیز میان آنها وجود داشت. افزون بر این، تمدنی که امروز از آن با عنوان تمدن غرب یاد می‌شود، محصول یک سرچشمه واحد نیست؛ بلکه میراث یونان و روم، تمدن‌های خاور نزدیک، دانش ایرانی، جهان اسلام و تحولات فکری اروپا در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند.

وی ادامه داد: ایران برای دفاع از جایگاه تاریخی خود نیازی به کوچک‌شمردن تمدن‌های دیگر ندارد. آنچه اهمیت دارد، شناخت سهم تمدن‌های مختلف در تاریخ بشر و تفکیک واقعیت‌های تاریخی از روایت‌هایی است که با اهداف سیاسی معاصر بازسازی می‌شوند.