۲۰ موتورسیکلت کلاسیک کمیاب که کمتر کسی آنها را میشناسد
این مطلب اولین بار در سایت گیمفا گیمفا: اخبار، نقد و بررسی بازی، سینما، فیلم و سریال در لینک ۲۰ موتورسیکلت کلاسیک کمیاب که کمتر کسی آنها را میشناسد نوشته شده است. موتورسیکلتهای کلاسیک را میتوان در عکسها، مجلات، موزهها و حراجیهای آنلاین پیدا کرد، اما دیدن برخی از آنها از نزدیک تجربهای کاملاً متفاوت به شمار میرود. تعدادی از مدلهای مشهور بهاندازهای تولید شدند که هنوز هم در نمایشگاههای م
موتورسیکلتهای کلاسیک را میتوان در عکسها، مجلات، موزهها و حراجیهای آنلاین پیدا کرد، اما دیدن برخی از آنها از نزدیک تجربهای کاملاً متفاوت به شمار میرود.
تعدادی از مدلهای مشهور بهاندازهای تولید شدند که هنوز هم در نمایشگاههای موتورسیکلت دیده میشوند، اما برخی دیگر در تیراژ بسیار محدودی به بازار آمدند؛ بهطوریکه حتی علاقهمندان حرفهای ممکن است سالها بدون دیدن یک نمونه از آنها سپری کنند.
همین کمیابی، موتورسیکلتهای کمترشناختهشده را جذابتر میکند. بعضی از آنها حاصل آزمایش سازندگان مشهور با پیشرانههای غیرمعمول بودند، برخی به دلیل قیمت بالا هیچگاه فروش گستردهای نداشتند و تعدادی نیز در زمان نامناسبی وارد بازار شدند. از تکسیلندرهای فراموششده بریتانیایی گرفته تا موتورسیکلتهای چندسیلندر خاص ایتالیایی، در ادامه با ۲۰ موتورسیکلت کلاسیک آشنا میشویم که بسیاری از علاقهمندان نامشان را شنیدهاند، اما شاید هرگز فرصت دیدن آنها از نزدیک را پیدا نکرده باشند.
۲۰. برو سوپریور اساس۸۰ (Brough Superior SS80)
اعتبار برو سوپریور اساس۸۰ به دورانی بازمیگردد که موتورسیکلت میتوانست مانند یک محصول لوکس و سفارشی ساخته شود. این مدل در دهه ۱۹۲۰ معرفی شد و با بهرهگیری از پیشرانه قدرتمند دوسیلندر Vشکل، قطعات باکیفیت و مونتاژ دقیق، شهرتی فراتر از وسایل نقلیه معمولی برای محصولات جورج برو به ارمغان آورد.
عدد ۸۰ در نام این موتورسیکلت به توانایی مورد انتظار آن برای رسیدن به سرعت ۸۰ مایلبرساعت، معادل حدود ۱۲۹ کیلومتربرساعت، اشاره داشت؛ رقمی چشمگیر برای آن دوران. کمیابی این مدل امروزه فقط به قدمت آن مربوط نمیشود، بلکه قیمت بالای اولیه و ارزش تاریخی نمونههای باقیمانده نیز در این موضوع نقش دارند. بسیاری از افراد نام برو سوپریور را از تصاویر و داستانهای مربوط به جورج برو میشناسند، اما دیدن یک دستگاه اساس۸۰ اصیل در نمایشگاه یا گردهمایی موتورسیکلتها اتفاقی بسیار نادرتر به شمار میرود.
۱۹. وینسنت بلک لایتنینگ (Vincent Black Lightning)
وینسنت بلک شدو (Vincent Black Shadow) مدل شناختهشدهتری در میان محصولات این شرکت به شمار میرود، اما بلک لایتنینگ در سطح کاملاً متفاوتی از کمیابی قرار دارد. این موتورسیکلت بهعنوان نسخهای پرفورمنس از مدل مشهور دوسیلندر Vشکل وینسنت توسعه یافت و از قطعات سبکتر، نسبت تراکم بالاتر، تجهیزات مسابقهای و تغییرات فنی دیگری بهره میبرد که هدف آنها دستیابی به حداکثر عملکرد بود.
تعداد بسیار محدودی از این مدل تولید شد و به همین دلیل، نمونههای اصلی آن بهندرت خارج از مجموعههای بزرگ کلکسیونی، رویدادهای تخصصی یا حراجیهای معتبر دیده میشوند. این موتورسیکلت با ساختار خاص شاسی و پیشرانه عظیم ۹۹۸ سیسی Vشکل خود، هویت متمایزی دارد. بسیاری از علاقهمندان میتوانند بلک لایتنینگ را در تصاویر تشخیص دهند، اما مشاهده یک نمونه واقعی از نزدیک تجربهای کاملاً متفاوت خواهد بود. حتی ممکن است برخی موتورسواران چندین دهه در نمایشگاههای مختلف حضور پیدا کنند، بدون آنکه فرصتی برای دیدن این مدل داشته باشند.
۱۸. آریل اسکوئر فور (Ariel Square Four)
آریل اسکوئر فور ظاهری دارد که انگار مهندسان برای حل یک معمای پیچیده درباره چیدمان پیشرانه موتورسیکلت تلاش کردهاند. موتور چهارسیلندر این مدل با آرایشی فشرده طراحی شده بود که سیلندرها را در ساختاری مربعی قرار میداد. این طرح، جایگزینی متفاوت برای موتورهای تکسیلندر و دوسیلندر رایج در صنعت موتورسیکلتسازی بریتانیا محسوب میشد.
این طراحی در طول زمان چندین مرحله توسعه را پشت سر گذاشت و در نهایت به موتورسیکلتی بزرگتر و توانمندتر از نمونه اولیه تبدیل شد. امروزه اسکوئر فور بیشتر میان علاقهمندان به مهندسی خاص بریتانیایی شناخته شده تا عموم موتورسواران. یک نمونه اصیل از این مدل در کنار موتورسیکلتهای تریومف و بیاسای، ظاهری کاملاً متفاوت دارد. پیشرانه آن معمولاً نخستین بخشی است که توجه افراد را جلب میکند و چیدمان فشرده چهار سیلندر، دلیل جذابیت ماندگار این موتورسیکلت را بهخوبی نشان میدهد.
۱۷. ولوست الای (Velocette LE)
کمتر موتورسیکلت بریتانیایی کلاسیکی بهاندازه ولوسِت الای از ظاهر سنتی این دسته فاصله دارد. این مدل پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافت و طراحی آن شامل بدنهای پوشیده، پیشرانه دوسیلندر تخت با خنککاری مایع و انتقال نیرو از طریق میلگاردان بود. ظاهر آن بیشتر به یک وسیله نقلیه کاربردی کوچک شباهت داشت تا موتورسیکلتهای معمولی با موتور نمایان.
طراحی الای کاربردی و پیشرفته بود و این مدل بهویژه به دلیل استفاده پلیس بریتانیا از آن شهرت پیدا کرد. همین موضوع باعث شد بسیاری از نمونههایش سالها در خدمت باقی بمانند، اما امروزه تعداد مدلهای سالم آن در مقایسه با ولوسِت ونوم (Velocette Venom) یا ولوست تراکستون (Velocette Thruxton) بسیار کمتر است. دیدن الای از نزدیک میتواند تجربهای بهیادماندنی باشد، زیرا ظاهر آن با تصور رایج از یک موتورسیکلت کلاسیک بریتانیایی همخوانی ندارد. موتور پوشیده و تناسبات غیرمعمول بدنه، آن را در تقریباً هر گردهمایی متمایز میکنند.
بیاسای بی۵۰ در یکی از دشوارترین دورههای تاریخ صنعت موتورسیکلتسازی بریتانیا به بازار آمد. این مدل به پیشرانه تکسیلندر ۵۰۰ سیسی مجهز بود و آخرین مراحل تکامل سنت دیرینه موتورسیکلتهای تکسیلندر بزرگ بیاسای را نمایندگی میکرد. معرفی آن همزمان با دورهای صورت گرفت که سازندگان ژاپنی انتظارات بازار را درباره عملکرد، نرمی کارکرد و قابلیت اطمینان تغییر میدادند.
بی۵۰ نسبتاً سبک بود و ساختار مکانیکی سادهای داشت، اما زمان عرضه آن چندان مناسب نبود. مشکلات صنعتی بیاسای اجازه نداد این مدل مانند محصولات قدیمیتر خانواده گلد استار، سابقه تولید طولانی و موفقی به دست آورد. امروزه بی۵۰ اصیل در مقایسه با بیاسای گلد استار (BSA Gold Star) یا راکت گلد استار (BSA Rocket Gold Star) کمتر شناخته شده، با وجود آنکه بخشی مهم از فصل پایانی تاریخ این شرکت را تشکیل میدهد. دیدن این موتورسیکلت در یک گردهمایی معمولاً به این معناست که از مجموعه مدلهای رایج کلاسیک بریتانیایی فراتر رفتهاید و وارد دنیای تخصصیتر کلکسیونرها شدهاید.
۱۵. رویال انفیلد اینترسپتور ۷۵۰ (Royal Enfield Interceptor 750)
رویال انفیلد اینترسپتور ۷۵۰ از آن موتورسیکلتهایی است که میتواند تصور افراد درباره تاریخ این برند را تغییر دهد. این مدل با تمرکز بر بازار آمریکا توسعه یافت و یک موتورسیکلت بزرگ دوسیلندر موازی بود که در سالهای پایانی تولید محصولات رویال انفیلد در بریتانیا عرضه شد. عملکرد آن بهمراتب قویتر از مدلهای کوچکتری بود که بیشتر افراد با نام این شرکت به یاد میآورند.
تیراژ تولید اینترسپتور ۷۵۰ چندان بالا نبود و تاریخچه آن نیز با افول فعالیتهای رویال انفیلد در بریتانیا گره خورد. به همین دلیل، نمونههای باقیمانده این موتورسیکلت را بسیار کمتر از دیگر مدلهای مشهور دوسیلندر بریتانیایی میتوان مشاهده کرد. اینترسپتور همچنین داستانی بینالمللی دارد، زیرا بخش بزرگی از بازار هدف آن خارج از بریتانیا قرار داشت. یک نمونه تمیز و اصیل از این مدل را میتوان حلقه اتصال میان موتورسیکلتهای کلاسیک بریتانیایی و بازار در حال تحول آمریکا در دهه ۱۹۶۰ دانست.
۱۴. لاوردا اسافسی (Laverda SFC)
لاوردا اسافسی از ابتدا برای استفاده بهعنوان یک موتورسیکلت معمولی طراحی نشده بود و همین موضوع یکی از دلایل کمیابی آن به شمار میرود. این مدل بر پایه پلتفرم دوسیلندر ۷۵۰ سیسی لاوردا توسعه یافت و تغییرات متعددی را با هدف بهبود عملکرد در رقابتهای حرفهای تجربه کرد.
اسافسی بهویژه با مسابقات استقامت ارتباط نزدیکی داشت؛ رقابتهایی که لاوردا در آنها تواناییهای پیشرانه دوسیلندر بزرگ خود را به نمایش گذاشت. تولید کارخانهای این مدل بسیار محدود باقی ماند و در مجموع تنها چند صد دستگاه از آن در طول دوره تولید ساخته شد. بسیاری از این موتورسیکلتها نیز واقعاً در مسابقات مورد استفاده قرار گرفتند و به همین دلیل، نمونههای اصیل باقیمانده ارزش تاریخی ویژهای دارند.
ظاهر اسافسی بهوضوح نشان میدهد که با یک موتورسیکلت شهری معمولی و دستکاریشده روبهرو نیستیم. اگر یک نمونه از آن در گردهمایی موتورسیکلتهای کلاسیک ظاهر شود، احتمالاً توجه علاقهمندانی را جلب خواهد کرد که ارزش و جایگاه این مدل را بهخوبی میشناسند.
۱۳. بنلی ۷۵۰ سئی (Benelli 750 Sei)
بنلی ۷۵۰ سئی یکی از متفاوتترین پاسخها به این پرسش است که یک موتورسیکلت واقعاً به چند سیلندر نیاز دارد. این مدل در دهه ۱۹۷۰ معرفی شد و از پیشرانه ششسیلندر خطی با حجم ۷۴۷ سیسی بهره میبرد. سئی یکی از نخستین موتورسیکلتهای تولید انبوه جادهای بود که نیروی یک موتور ششسیلندر را در اختیار موتورسواران قرار داد.
پیشرانه مهمترین ویژگی این مدل به شمار میرفت. آرایش خاص لولههای اگزوز و صدای متمایز موتور، سئی را از تقریباً تمام موتورسیکلتهای همدورهاش جدا میکرد. بنلی هیچگاه نتوانست به مقیاس تولید جهانی هوندا، یاماها یا سوزوکی دست پیدا کند و در نتیجه، ۷۵۰ سئی حتی در دوران عرضه نیز موتورسیکلتی غیرمعمول محسوب میشد.
امروزه نمونههای باقیمانده آن کمیاب هستند. تصاویر بهتنهایی نمیتوانند تمام جذابیت این موتورسیکلت را نشان دهند؛ زیرا پهنای پیشرانه، شش لوله خروجی اگزوز و ابعاد کلی آن زمانی تأثیر واقعی خود را آشکار میکنند که از نزدیک در کنار دستگاه بایستید.
۱۲. موتو مورینی سهونیم اسپرت (Moto Morini 3½ Sport)
موتو مورینی سهونیم اسپرت نشان میدهد که برای تبدیل شدن به یک موتورسیکلت کلاسیک خاص، نیازی به پیشرانهای بسیار بزرگ وجود ندارد. این مدل با موتور دوسیلندر Vشکل ۳۴۴ سیسی، شاسی اسپرت و مهندسی متمایز ایتالیایی طراحی شد.
سهونیم اسپرت در میان موتورسوارانی محبوبیت پیدا کرد که هندلینگ سبک و چابک را به قدرت صرفاً بیشتر ترجیح میدادند. خود شرکت موتو مورینی نیز در بازارهای بینالمللی بهاندازه دوکاتی یا موتو گوتزی شناختهشده نبود و همین مسئله تعداد موتورسیکلتهای صادرشده به بسیاری از کشورها را محدود کرد.
در نتیجه، این مدل برای متخصصان و کلکسیونرها شناختهشده باقی مانده، اما ممکن است از دید علاقهمندان معمولی موتورسیکلت کاملاً دور بماند. ترکیب سادگی و پیچیدگی مهندسی، یکی از جذابیتهای اصلی آن است. پیشرانه باریک، ابعاد جمعوجور و جزئیات کاملاً ایتالیایی باعث میشوند سهونیم اسپرت در مقایسه با موتورسیکلتهای بزرگ ژاپنی همدوره خود، ظاهری کاملاً متفاوت داشته باشد.
۱۱. دوکاتی ۷۵۰ اسپرت (Ducati 750 Sport)
پیش از آنکه سوپربایکهای دوکاتی به نامهایی شناختهشده در میان علاقهمندان موتورسیکلت تبدیل شوند، این شرکت مدلهایی مانند ۷۵۰ اسپرت را تولید میکرد که نقش مهمی در شکلگیری اعتبار ورزشی آن داشتند. این موتورسیکلت با پیشرانه دوسیلندر Vشکل با زاویه ۹۰ درجه، سامانه کنترل سوپاپ دسمودرومیک و شاسی نسبتاً سبک، بدون نیاز به حجم موتور بسیار بزرگ، ظاهری اسپرت و جدی ارائه میداد.
نمونههای اولیه و اصیل این مدل امروزه بهسختی پیدا میشوند؛ بهویژه دستگاههایی که مشخصات کارخانهای خود را حفظ کردهاند و در طول سالها دستخوش تغییرات گسترده یا بازسازیهای غیراصولی نشدهاند. همین کمیابی باعث شده تشخیص ۷۵۰ اسپرت در کتابها و تصاویر بسیار آسانتر از یافتن آن در دنیای واقعی باشد.
جزئیات این موتورسیکلت نیز ارزش بررسی دقیق دارند. شاسی، باک، پیشرانه، کنترلها و نشانههای الهامگرفته از مسابقات، هرکدام بخشی از داستان گذار دوکاتی از یک سازنده کوچک ایتالیایی به یکی از مشهورترین برندهای موتورسیکلت اسپرت جهان را روایت میکنند.
۱۰. سوزوکی آرئی۵ (Suzuki RE5)
سوزوکی آرئی۵ یکی از غیرمعمولترین موتورسیکلتهایی است که یک سازنده بزرگ ژاپنی به تولید رسانده. سوزوکی بهجای استفاده از پیشرانه پیستونی متداول، موتور دورانی وانکل را برای این مدل انتخاب کرد. در نتیجه، موتورسیکلت از بیرون ظاهری نسبتاً معمولی داشت، اما زیر باک آن فناوری کاملاً متفاوتی قرار گرفته بود.
پیشرانه دورانی آرئی۵ انتقال قدرت بسیار نرم و یکنواختی ارائه میداد، اما این مدل در دورهای وارد بازار گردید که خریداران نسبت به فناوریهای مکانیکی نامتعارف محتاطتر شده بودند و سازندگان نیز با الزامات سختگیرانهتر آلایندگی روبهرو بودند. سوزوکی سرانجام استفاده از موتورهای دورانی را در موتورسیکلتهای جادهای خود کنار گذاشت.
به همین دلیل، نمونههای باقیمانده آرئی۵ امروزه جذابیت ویژهای برای کلکسیونرها دارند. حتی موتورسوارانی که تصاویر این مدل را دیدهاند، ممکن است با مشاهده جزئیات آن غافلگیر شوند؛ بهخصوص طراحی صفحهآمپر و آرایش خاص اگزوز که با پیشرانه دورانی ارتباط دارد. پیدا کردن یک دستگاه اصیل و سالم از این مدل بسیار دشوارتر از یافتن موتورسیکلتهای معمولی سوزوکی در همان دوره است.