ایستادگی برابر دشمن، تایید وضعیت کشور نیست

نگرانی درباره فاصله‌گرفتن جامعه از ارزش‌های رسمی در چارچوب دغدغه‌های حاکمیت قابل درک است، اما جدی‌بودن یک نگرانی، به معنای درستی هر راه‌حل پیشنهادی نیست.

به گزارش سفیر ارجان؛ ایستادگی در برابر حمله خارجی، به معنای رضایت از وضعیت اقتصادی، پذیرش تورم و فقر یا چشم‌پوشی از مطالبات اجتماعی نیست.

مردم ممکن است در برابر تهدید خارجی احساس مسئولیت ملی کنند و همزمان از شیوه اداره کشور ناراضی باشند.

نگرانی درباره فاصله‌گرفتن جامعه از ارزش‌های رسمی در چارچوب دغدغه‌های حاکمیت قابل درک است، اما جدی‌بودن یک نگرانی، به معنای درستی هر راه‌حل پیشنهادی نیست.

اگر سبک زندگی جامعه تغییر کرده، باید علل این تغییر را شناخت و درباره نسبت میان قانون، باور دینی، عرف اجتماعی و انتخاب فردی گفت‌وگویی واقعی شکل داد. این کار به بررسی‌های علمی، مشارکت متخصصان و بازنگری در سیاست‌های ناکارآمد نیاز دارد.

چنین جامعه‌ای شایسته آن است که صدایش شنیده شود و رسانه ملی نیز به تکیه‌گاهی برای آگاهی، همدلی و امید به آینده تبدیل شود.

متن کامل این یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.

افق تاب‌آوری و نشانه‌های دلگرمی

چند روز پیش، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سخنانی عجیب با ارجاع به جنگ‌های تاریخی ایران و یونان، تصویری تمدنی و تقابلی از مواجهه با ایران ترسیم کرد. چنین ادبیاتی را باید جدی گرفت، چون نشانگر شکل‌گیری روایتی ایدئولوژیک از تقابل با ایران است و می‌تواند زمینه ذهنی اقدامات خطرناک‌تر را فراهم آورد. البته از این سخنان به‌تنهایی نمی‌توان نوع یا قطعیت اقدام نظامی بعدی آمریکا را نتیجه گرفت، اما همین احتمال‌ها ضرورت هوشیاری و آمادگی ملی را دوچندان می‌کند.

در چنین شرایطی، دعوت مردم به تاب‌آوری بیشتر، زمانی اثرگذار خواهد بود که با تغییرات ملموس و نشانه‌های دلگرم‌کننده در شیوه حکمرانی و ارتباطی صادقانه‌تر با جامعه همراه شود. مردم حق دارند بدانند تصمیم‌گیران کشور چه برنامه‌ای برای کاهش فشارهای اقتصادی، مهار فقر، حفظ خدمات عمومی و مدیریت خطرهای پیش رو دارند و چگونه می‌خواهند مسیر عبور از بحران را هموار کنند.

اعتماد با شفافیت در تصمیم‌گیری، توضیح صادقانه دشواری‌ها و نشان‌دادن راه‌حل‌های عملی تقویت می‌شود. هر گام مؤثری که مردم آثار آن را در زندگی روزمره خود احساس کنند، امید اجتماعی را افزایش می‌دهد و انگیزه بیشتری برای همراهی و مشارکت ملی فراهم می‌آورد.

در جریان جنگ اخیر، یک واقعیت‌ مهم که آشکار شد، توان جامعه ایران برای حفظ زندگی در شرایط دشوار بود. در کنار نیروهای سلحشور نظامی، میلیون‌ها نفر در بخش‌های مختلف اقتصادی، خدماتی و اجتماعی به کار خود ادامه دادند. زیرساخت‌ها فعال ماندند و بسیاری از خدمات ضروری، با وجود دشواری‌ها، متوقف نشد. جامعه از هم نپاشید و زندگی، حتی زیر فشار حملات، ادامه پیدا کرد. این نیز بخشی از مقاومت ملی بود که اگرچه کمتر دیده شد، در حفظ انسجام کشور نقشی اساسی داشت.

تاب‌آوری مردم ایران، سرمایه‌ ارزشمندی است که در این روزهای دشوار جنگ و تحریم و بحران‌ اقتصادی، خود را در پایداری زندگی و همراهی جامعه نشان داده است. مردم وقتی افق آینده را ببینند و بدانند دشواری‌های امروز در خدمت ساختن فردایی بهتر است و مسیر عبور از بحران به‌روشنی پیش روی آنان قرار دارد، باز ایستادگی و مشارکت خواهند کرد.

از این رو، مسئله امروز ایران، در کنار حفظ توان مقاومت، ترسیم افقی روشن است که در آن، پایداری مردم به بهبود زندگی، تقویت همبستگی ملی و گشایش راه‌های تازه برای آینده منجر شود.

جامعه ایران در طول حدود دویست سال گذشته، از کوشش‌های اصلاحی عباس‌میرزا و تحولات دوره قاجار تا مشروطه، پهلوی و جمهوری اسلامی، تجربه‌ها، نهادها و امکاناتی را به دست آورده که امروز بر آنها تکیه می‌کند.

می‌توان عملکرد همه این دوره‌ها را نقد کرد، اما نباید تاریخ پایداری جامعه را به یک دوره خاص محدود کرد. جامعه خود در ساختن، حفظ و انتقال این ظرفیت‌ها نقش داشته است.

ایستادگی در برابر حمله خارجی، به معنای رضایت از وضعیت اقتصادی، پذیرش تورم و فقر یا چشم‌پوشی از مطالبات اجتماعی نیست. مردم ممکن است در برابر تهدید خارجی احساس مسئولیت ملی کنند و همزمان از شیوه اداره کشور ناراضی باشند.

نگرانی درباره فاصله‌گرفتن جامعه از ارزش‌های رسمی در چارچوب دغدغه‌های حاکمیت قابل درک است، اما جدی‌بودن یک نگرانی، به معنای درستی هر راه‌حل پیشنهادی نیست. اگر سبک زندگی جامعه تغییر کرده، باید علل این تغییر را شناخت و درباره نسبت میان قانون، باور دینی، عرف اجتماعی و انتخاب فردی گفت‌وگویی واقعی شکل داد. این کار به بررسی‌های علمی، مشارکت متخصصان و بازنگری در سیاست‌های ناکارآمد نیاز دارد.

رسانه ملی در این میان نقشی تعیین‌کننده دارد. در شرایط بحران، جامعه به رسانه‌ای نیاز دارد که واقعیت‌ها را صادقانه روایت کند، نگرانی‌های مردم را جدی بگیرد، صدای کارشناسان مستقل و دیدگاه‌های متنوع را بازتاب دهد و به‌جای تکرار پیام‌های رسمی، به فهم بهتر شرایط و تقویت امید اجتماعی کمک کند. تغییر در مدیریت صداوسیما، زمانی می‌تواند مؤثر باشد که با تحول واقعی در رویکرد و شیوه ارتباط با مردم همراه شود.

مسئله فقط جابه‌جایی مدیران نیست. مسئله بازسازی اعتماد و احیای پیوند میان رسانه رسمی و جامعه‌ای است که بارها در لحظات حساس نشان داده است توان تشخیص منافع ملی و ایستادگی در برابر تهدیدهای خارجی را دارد. چنین جامعه‌ای شایسته آن است که صدایش شنیده شود و رسانه ملی نیز به تکیه‌گاهی برای آگاهی، همدلی و امید به آینده تبدیل شود.

سرمایه اصلی کشور، مردمی هستند که در دشوارترین شرایط، زندگی و کار خود را ادامه داده و توانایی خود را برای عبور از بحران‌ها نشان داده‌اند. این سرمایه ارزشمند را باید حفظ کرد و بر آن افزود. مردم می‌توانند سختی‌های بزرگ را تحمل تاب‌آوری ملی زمانی به قدرتی پایدار تبدیل می‌شود که امید به آینده در کنار اراده مقاومت قرار گیرد.منبع: جمهوری اسلامی